یوخا

یوخا،‌ نانی است که دیرزمانی سفره ها را جان داده و نمادی است از میراث غنی حیات در قره داغ

نام و یاد زنده یاد دکتر بزازی در اهر گرامی داشته شد

امروز عصر مجلس گرامیداشت زنده یاد دکتر احد بزازی در مسجد شیخ عماد اهر برگزار شد. حضور هزاران نفری شهروندان قدرشناس اهر در این مجلس نشانی از روح بزرگ و بزرگواری مرحوم بزازی بود. همان طور که روحانی مجلس گفت؛ « حق محفل ادا شد». نام بزازی برای ما مترادف با نیکوکاری و میهن دوستی است. از سال 1955 میلادی مقیم کشور آلمان بود. آنجا پزشکی خواند و طبیب شد و کار طبابت پیشه کرد. دکتر بزازی هرگز دل از عشق و مهر وطن خالی نداشت و همین عشق بود که چون در کشورش غمی حادث می شد، به سویش می شتافت و دست یاری می گشود.

روحش همواره شاد باد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اسفند 1393ساعت 19:43  توسط جعفر خضوعي  | 

نسلی که تلاش دارد میراث پدری را حفظ کند

دوم اسفندماه همزمان با روز جهانی زبان مادری کنسرت « آیریلیق» توسط گروه موسیقی دالغا به سرپرستی عاشیق چنگیز مهدی پور در تالار وزارت کشور برگزار شد.

عاشیق چنگیز در میانه دو بخش اجرا، سخنی کوتاه به زبان ترکی گفت. سخن او را خبرگزاری مهر چنین منعکس کرده است: « شما تماشاگرانی هستید که همواره موسیقی اصیل را نگه داشته اید موسیقی که از پدران و مادران ما سینه به سینه به ما منتقل شده و نسل امروزی نیز در تلاش است که آن را نگه داشته و حمایت کند. این وظیفه ماست موسیقی که از نسل گذشته به ما رسیده است را به نسل آینده منتقل کنیم».

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اسفند 1393ساعت 20:50  توسط جعفر خضوعي  | 

قاراداغ اولدوزلاری

 

در آیین رونمایی از کتاب « پس مویه های زلزله ارسباران» آقای عدالت دهقانپور را دیدم. رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کلیبر را. هنر او را در برگزاری گرامیداشت زنده یاد آهنی در مولان دیده بودم که با هنرنمایی آقای سرتیپی همراه بود.

اخیرا کتاب « قاراداغ اولدوزلاری» که تذکره 101 شاعر قره داغی همراه با چند قطعه شعر از هر یک از آنهاست از سوی انجمن شعر حکیم نباتی و با تدوین آقای امامویردی سامانی منتشر شده است. آقای دهقان پور که مشغول تحصیل در دوره دکترای ادبیات هستند و آقای دکتر سیاوش مددی برای این کتاب مقدمه نوشته اند.

پیش از آن در جریان انتشار این کتاب بودم و آن روز نسخه ای از آقای دهقان پور دریافت کردم. کار ارزنده ای است که در ادبیات قره داغ انجام شده است.

این کتاب در 407 صفحه به قطع وزیری توسط انتشارات بهاردخت تبریز با شمارگان 1000 نسخه منتشر شده است.

در کنار تدوین و گردآوری اشعار شاعران قره داغ گام بعدی نقد و بررسی و تحلیل آنها در جهت احیا و تقویت و ارتقای موقعیت مکتب ادبی قره داغ است.

اسامی شعرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام بهمن 1393ساعت 18:36  توسط جعفر خضوعي  | 

جلوه های شجاعت در تاریخ ارسباران

شجاعت اسم رمز تاریخ قره داغ است. عنصر برجسته در فرهنگ ارسباران. خصلتی که مردم این دیار را قهرمان پرور ساخته و آنها را در تاریخ کشور نقش آفرین کرده است. بازخوانی این نقش و شناخت مصادیق رشادت های مردم ارسباران و بازشناسی قهرمان های این دیار بایسته است.

این معنا به ویژه آن گاه اهمیت خود را نشان داد که مقام معظم رهبری در پی زلزله 21 مرداد ارسباران، در این منطقه حضور یافتند و ارسباران را دیار « شجاعت» خواندند. نکته اساسی دیگر در گزاره بعدی سخنان آن حضرت بود. اینکه فرمودند؛ « این را کسانی می دانند که با تاریخ آشنا باشند».

برگزاری سلسله نشست های علمی و همایش در تبیین این موضوع می تواند توجه دستگاه های دولتی متولی امور فرهنگی را به خود جلب کند. نویسندگان و محققین فعال در منطقه نیز بهتر است به این موضوع توجه شایسته داشته باشند.

در این راستا نشریه گویا که بارها موضوع پیش گفته را مطرح و مورد تأکید قرار داده است، اخیراً در شماره 238 ( اول بهمن ماه) خود فراخوانی را منتشر و از نویسندگان و محققین و شعرا دعوت کرد آثار خود را برای انتشار در گویا ارسال نمایند.

در این فراخوان آمده است؛ «  گویا تصمیم دارد مقالات و یادداشت هایی را در ارتباط با تبیین ریشه ها، مصادیق، ظهور و بروز و نمود تاریخی این خصلت برجسته مردم ارسباران و همچنین جلوه های شجاعت و رشادت مردم ارسباران در ادبیات شفاهی و تاریخ ادبیات منطقه منتشر نماید. گویا همچنین آماده دریافت و انتشار اشعار شاعران منطقه در این موضوع می باشد. علاقه مندان می توانند آثار خود را به دفتر نشریه گویا (اهر ـ میدان ۱۵ خرداد ـ ابتدای خیابان حزب اله ـ جنب رادیولوژی و سونوگرافی دکتر فکور ـ تلفن: 44232411 ) ارسال نمایند».

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم بهمن 1393ساعت 15:10  توسط جعفر خضوعي  | 

هوایِ پاک

گرد و غبار خوزستان را فلج کرد. آنها حالا « هوای پاک» می خواهند. نفت هم به دردشان نمی خورد.

در این گوشه ایران. ما اگر جنگل و آب را از دست بدهیم. چیزی نداریم. معادن عظیم مس هم دردی از ما دوا نمی کند.

گزارش تصویری خبرگزاری فارس از اهواز.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم بهمن 1393ساعت 16:50  توسط جعفر خضوعي  | 

تنها موزه اهر تعطیل است

مدتی است که موزه ادب و عرفان اهر ( تنها موزه اهر) تعطیل است. این موزه در سال 1374 در بخش هایی از فضای داخلی بقعه شیخ شهاب الدین اهری دایر شده است. گفته می شود علت تعطیلی موزه ضرورت مرمت آسیب وارده بر این بقعه در زلزله 21 مرداد سال 1391 ارسباران است.

سال گذشته در مراسم ویژه جشنواره ورنی در اهر مدیرکل سابق میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی با اشاره به انتقادات بنده مبنی بر عدم اتمام بازسازی آثار تاریخی آسیب دیده از زلزله در شهرستان اهر، گفت؛ « خضوعی نرفته این آثار را ببیند و گفته است مرمت نشده اند». جالب این که امسال از سوی مسئولان اهر اعلام شد که آثار تاریخی آسیب دیده اهر به طور کامل مرمت نشده اند.

گفته می شود در پی زلزله ضرورت تخلیه موزه و مرمت بقعه مطرح شده بود و حتی اعتبار قابل توجهی از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی کشور تخصیص یافته بود اما تنها مقداری از آن اعتبار در اهر هزینه شده است.

شنیده ها حاکی است که از سوی حوزه امور موزه ها ضمن تأکید بر احتمال خطر ریزش در محل موزه حالا اشیای موزه جمع آوری شده و از سوی دانشگاه هنرهای اسلامی در حال مطالعه بخش آسیب دیده بقعه برای مرمت هستند.

نکته اساسی این است که این برنامه مطالعاتی کی تمام می شود و مرمت کی آغاز می گردد؟ آیا اعتبار مرمت اختصاص یافته است؟ بازسازی بقعه در کدام بازه و جدول زمانی انجام خواهد گرفت؟

با توجه به این که در آستانه نوروز و سال جدید هستیم، تعطیلی تنها موزه اهر نمی تواند صورت خوشی داشته باشد. با تعطیلی موزه اگر نمایندگی میراث فرهنگی در اهر بخشی از نیروهای خود را از دست بدهد و بعدا نتواند جذب کند، چه اتفاقی می افتد؟ این مسئله در حالتی مطرح می شود که انتظار می رود اهر بالاخره دارای اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی شده و از نمایندگی اداره کل خارج شود.

از طرفی سال هاست که از سوی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان راه اندازی موزه صنایع دستی و عشایر و حتی موزه تاریخ ارسباران در اهر اعلام شده و مدیرکل سابق در مسجد بازار اهر و در جمع بازاریان گفته بود به زودی موزه تاریخ ارسباران را راه اندازی می کنیم.

با وجود تابلوی نمایشگاه عشایر و صنایع دستی در جوار ساختمان دکتر قاسم خان ( ساختمان اداری نمایندگی میراث فرهنگی استان در اهر) چنین موزه ای تشکیل نشده است. مسئولان شهرستان اهر بررسی کنند که اگر اعتباری برای راه اندازی این موزه ها در اهر اختصاص یافته بوده، چرا جذب نشده و یا به کجا رفته است؟ شنیده ام سه سال قبل اعتبار راه اندازی این موزه را به شهر دیگری داده اند تا سال بعد از آن، اعتبار آن شهر را به اهر بدهند. مسئولان شهرستان اهر بهتر است این مسئله را بررسی کنند.

چه بسا بهتر آن باشد که تا زمان اتمام مرمت بقعه شیخ شهاب الدین اهری موزه ادب و عرفان در ساختمان دکتر قاسم خان و یا عمارت تاریخی شهرداری اهر دایر شود.

ناگفته نماند که پروژه بازگشت آجرهای فیروزه ای مناره شرقی بقعه شیخ شهاب الدین اهری نیز اوایل امسال آغاز ولی در ادامه متوقف شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن 1393ساعت 20:11  توسط جعفر خضوعي  | 

چرنوبیل فرهنگی

بیش از یک‌میلیون نسخه کتاب نایاب که نمونه آن در جایی غیر از کتابخانه فرهنگستان علوم روسیه در مسکو پیدا نمی‌شود، در آتش‌سوزی روز جمعه دهم بهمن ماه از بین رفت. مسئولان روس این حادثه را که بدلیل اتصالی سیم های برق به وجود آمد؛ « چرنوبیل فرهنگی مسکو» نامیدند.

نیروگاه اتمی چرنوبیل اکراین در 26 آوریل سال 1986 منفجر شد که بدترین حادثه اتمی غیرنظامی خوانده می شود. حکومت اوکراین ساکنین شهرهای پریپیتت و چرنوبیل و روستاهای داخل منطقه ۳۰ کیلومتری (حدود ۱۰۰ هزار نفر) را به خارج این محدوده انتقال داد.

از پانصد هزار نفری که با حادثه چرنوبیل مبارزه کردند، بیست هزار نفر مرده ‌اند و دویست هزار نفر هم رسماً از کار افتاده اعلام شده‌اند. کسانی هم که زنده ماندند از بیماری ها و سرطان های مربوط به تشعشعات اتمی رنج میبرند. بسیاری از مردم اکراین و حتی کشورهای همسایه به دلیل وجود ید رادیواکتیو به سرطان تیروئید دچار شدند.

فولکولور و ادبیات شفاهی ما مثال هزاران کتاب در دل نسلی از منطقه ماست که ترک این دنیا می کنند بی آنکه ذخائر و گنجینه های ثبت شده در ذهن آنها به نسل جدید منتقل شود.

چرنوبیل فرهنگی را می توان نسخه داخلی تهاجم فرهنگی دانست. چرنوبیل فرهنگی حاکی از غفلت بنیان سوزی است که ریشه های فرهنگ بومی یک ملت را نابود می کند.

فرهنگ ما آن چیزی است که از آبا و اجداد ما به ما رسیده است و ریشه در این آب و خاک دارد با تمام جزئیات و ابعاد و عناصر و تحت عنوان فرهنگ بومی. تمام آن زیبایی های خدادادی که شناسنامه فرهنگی ما هستند و ما را از دیگر ملت ها متمایز می سازند. محو این ها و جایگزینی شان با عناصر فرهنگی بیگانه همان چرنوبیل فرهنگی است. مخالفان و مخربان فرهنگ بومی در واقع پیاده نظام تهاجم فرهنگی برای خرابکاری در درون و زمینه سازی برای هجوم فرهنگ بیگانه هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن 1393ساعت 8:41  توسط جعفر خضوعي  | 

آقای استاندار؛ ما از شما عدالت می خواهیم

جناب آقای جبارزاده استاندار محترم آذربایجان شرقی

با سلام و ادای احترام؛

روز پنج شنبه چهارم دی ماه در آیین معارفه فرماندار جدید و تودیع فرماندار سابق گفتید به زودی به اهر می آیم.  پنچ پنج شنبه بعد نهم بهمن ماه حادثه ای تأسف بار و تأثرانگیز در محور اهر ـ تبریز رخ داد. پنج معلم منطقه آموزش و پرورش اهر قربانی تصادف شدند. همانند پنج همشهری خود که 22 آبان در آتش این جاده سوختند. همانند بسیاری دیگر که در این محور شرارت بار جان باخته اند.

کاش پنج شنبه در اهر بودی و به چشم خویش می دیدی چگونه یک شهر تا مغز استخوان می سوزد. آقای استاندار جمع بندی حرف حساب یک هفته ای در پی مرگ آن پنج معلم عزیز این است که اگر اعتبار نیست، اگر پول نیست، در جای دیگر و در جاهای دیگر نیز نباید باشد.

در آن پنج شنبه گفتی که؛ « در دو سال آینده عمر دولت یازدهم، باقی مانده بزرگراه اهر ـ تبریز را احداث می کنیم و این زمان، منطقی است». تأخیر و تعلل در اختصاص اعتبار را اگر توجیه کردید، ناتوانی در مدیریت و نگهداری جاده را چگونه توجیه می کنید؟ رفع لغزندگی جاده هم اعتبار می خواهد؟ اندکی تمرکزدایی از مرکز استان هم اعتبار لازم دارد؟

همان طور که آقای باهنر نایب رئیس مجلس در واکنش به اخطار قانون اساسی نماینده ارومیه گفت؛ « تصادف در همه جای کشور اتفاق می افتد»، اما تصادف محور اهر ـ تبریز سال هاست که از صفحه حوادث مطبوعات به صفحه اجتماعی رفته است. در پی ضایعه 9 بهمن در ارسباران درک این موضوع برای شما و مشاوران تان نباید سخت می بود. آقای استاندار از شما انتظار پیام تسلیت و اعلام همدردی و عذرخواهی نیست که شاید « تعصب» به جاده مرگ ارسباران و جان شهروندان این منطقه همردیف « تعصب» تان به متروی تبریز نیست. پاییز سال گذشته گفتی که؛ « مترو از جمله پروژه‌هایی است که بنده در جریان تصویب آن در مجلس پیگیر موضوع بودم و بنابراین تعصب خاصی به این پروژه دارم». در آن پنج شنبه هم گفتی که ؛ « بزرگراه اهر ـ تبریز جزو اولویت های اول و ستاره دار استان است». انگار اما ستاره بخت این پروژه چنان افول کرده است که اعتبارات قطره چکانی اش نیز به گفته نماینده اهر و هریس به موقع اختصاص نمی یابد.

ما در اهر به فکر این هستیم که زنده بمانیم و عزیزان مان را یکی پس از دیگری از دست ندهیم و سقف مطالبات ما شده است بزرگراهی که سال ها پیش باید احداث می شد و تا خواست ها و مطالبات متعدد دیرین مان پشت این محور متوقف نمی ماند. تا، امروز برای 12 هزار بیکارمان فریاد می زدیم. برای سینما، مجتمع فرهنگی، ورزشگاه، شهربازی، هتل، خانه معلم، خانه تئاتر، خانه هالا، خانه عاشیق، موزه تاریخ و مردم شناسی، مرمت آثار تاریخی، نمایشگاه ورنی، دانشگاه دولتی، کمپ گردشگری، شهرک صنعتی و بسیاری چون این ها فریاد می زدیم!

مسئله اینجاست؛ معاون عمرانی شما می گوید؛ « راه آهن میانه ـ تبریز در سال جاری دو هزار میلیارد ریال اعتبار داشت و برای سال آینده دو هزار و دویست میلیارد ریال اعتبار در نظر گرفته شده است». می گوید؛ « آزادراه تبریز ـ بازرگان ظرف مدت 4 سال با 40 هزار میلیارد ریال ساخته می شود». می گوید؛ « برای تکمیل (دقت بفرمایید برای تکمیل) خط یک متروی تبریز 10 هزار میلیارد ریال اعتبار نیاز است اما تلاش داریم بخشی از خط یک را تا میدان ساعت تا پایان سال 94 به بهره برداری برسانیم».

نماینده اهر و هریس 15 بهمن ماه در مجلس گفت؛ « احداث جاده اهر تنها به اندازه هزینه ایجاد یک روگذر در پایتخت بودجه نیاز دارد». در همین حد آیا نمی توان ادعا کرد که عدالت در کشور قربانی شده است. قره داغ مرزدار قهرمان و شجاع ایران بوده و حتی چون در مرزهای دیگر خصم هجوم آورده، فرزندان شجاع این دیار به ایثار و فداکاری رهسپار شده اند و امروز 1200 شهید این منطقه گواه آن مدعاست. پس چه شد که هنگام سازندگی و توزیع اعتبارات و امکانات، موطن آبا و اجدادی این شهدا مورد بی مهری قرار گرفت.

آقای استاندار! به راستی چرا آزادراه تبریز ـ اهر نمی تواند به اندازه متروی تبریز « تعصب» شما را متوجه خود کند؟ تعصب نداشته باشید، عدالت را رعایت کنید. ما از شما عدالت می خواهیم.

ما هنوز از زلزله کمر راست نکرده ایم. هنوز مجتمع فرهنگی تخریب شده اهر در زلزله بازسازی نشده است. اگر اعتبار نیست، چرا در تبریز هست؟! ما درد دلمان را کجا بریم؟ چرا وقتی در تبریز یکصد تندیس ظرف چند سال اخیر نصب شده اما در اهر ساخت و نصب تندیس یک شهید قهرمان دفاع مقدس سالهاست که معطل مانده است. این مثال از آن روی آوردم که بگویم؛ درد و مشکل ما تنها جاده اهر ـ تبریز نیست.

ما از شما عدالت می خواهیم، همین!

ختم کلام آنکه؛ قصد داشتم این سخن را در پی ضایعه 9 بهمن بنویسم اما داغ و عزای چیره شده مانع شد. اکنون در نخستین پنج شنبه پنج معلم قربانی شده در جاده مرگ آذربایجان و ایران نوشتم. درست پس از بازگشت از گورستانی که گریه های سوزناک و شیون های جانسوز مادر و فرزند معلم سفر کرده را شاهد بودم،  در اولین پنج شنبه کشته شدگان مظلوم جاده اهر ـ تبریز، باز آسمان اشک ریخت و دل زمین کباب شد.

در پایان خاطر نشان می کنم که؛ « در زمان امام علی (ع) خلخال از پای زن یهودی کشیدند و ایشان فرمودند؛ اگر مسلمان از غم این حادثه بمیرد، رواست».

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم بهمن 1393ساعت 0:23  توسط جعفر خضوعي  | 

کار ارزنده بسیج هنرمندان در یادکرد از معلمان اهری

امروز نمایشگاه نقاشی هنرجویان هنرکده مقبلی و آثار صنایع دستی در عمارت تاریخی قاسم خان اهری گشایش یافت. این نمایشگاه از امروز تا 18 بهمن ماه دایر خواهد بود. برگزاری این نمایشگاه و برنامه مشابه فرهنگی در اهر بسیار ارزشمند است. یادکرد از معلمان اهری جان باخته در تصادف 9 بهمن جاده اهر ـ تبریز در این نمایشگاه اقدام ارزنده دیگری از کانون بسیج هنرمندان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم بهمن 1393ساعت 22:16  توسط جعفر خضوعي  | 

پس مویه های زلزله ارسباران همچنان در انتظار رونمایی!!!

 

کتاب « پس مویه های زلزله ارسباران» حدود چهارماه است که به چاپ رسیده است. این کتاب مجموعه اشعار در موضوع زلزله قره داغ از 91 شاعر است که توسط آقایان دکتر ابوالفضل قاسمبگلو و حسین دوستی تدوین و توسط انتشارات مبتکران به چاپ رسیده است. نظر مدیر این موسسه آقای دهقان این است که مبالغ حاصل از فروش این کتاب در کارهای خیر فرهنگی هزینه گردد. مدیریت عرضه و فروش این کتاب ابتدا به موسسه خیریه امام سجاد (ع) و سپس به شورای فرهنگ عمومی شهرستان اهر واگذار شده است. چند جلسه در جهت تصمیم گیری برای انجام رونمایی و آغاز عرضه این اثر ترتیب یافته است. تصمیم آخر این بود که چهاردهم بهمن مراسم رونمایی برگزار گردد اما متأسفانه اجرا نشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم بهمن 1393ساعت 22:5  توسط جعفر خضوعي  | 

نهضتِ اشک

همکارم. همسرش را از دست داده است. دیروز در مسجد گفت؛ « تو را خدا بنویسید»، گفت: « تو رابه حضرت زهرا بنویسید». صدایش بلند شد. که بشنوند. که مسئولان بشنوند.
خداوند صدای بلند را جز از کسانی که مورد ظلم قرار گرفته اند، نمی پذیرد. او حق دارد فریاد بزند.
فریادهای قبلی به جایی نرسیده است اما در این دو روز اشک های ما گوش آسمان را پر کرده است. این دو روز مردم اهر درد مشترک داشتند و دارند. این حس و این اندوه مشترک و این اشک ها اگر مسئولان را به خود نیاورد، مسئول نیستند. در چنین مواقعی شایسته است مسئولان اقدام مشترک بکنند. بیانیه بدهند. عذرخواهی بکنند و اگر به میز و مقام چسب نشده اند، به احترام مردم که ارباب آنها هستند، استعفا بدهند. اگر مسئول در خط مردم نباشد و از « میثاق ملی» زاویه بگیرد، خود به خود معزول است.
همکار عزیز. ما می نویسیم. ما همچنان می نویسیم. اما این دو روز گریه های ما و اشک های ما عظمت دیگری داشتند. این دو روز در اهر نهضتِ اشک راه افتاده بود.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم بهمن 1393ساعت 12:7  توسط جعفر خضوعي  | 

بابامی تک قویان ننم لای لای

امروز روز عزای اهر بود. روزی که آسمان خون گریه می کرد. غول آدمخوار اهر ـ تبریز امروز پنج عزیز دیگر را از اهر گرفت. امروز پنج معلم در جاده مرگ جان باختند.

امروز جاده اهر ـ تبریز در خبر نمی نشست. امروز خبر عزادار است.

از صبح امروز با حادثه بودم. پنج همشهری و پنج همکارم. در گورستان آیت اله برقی و گورستان دیزه لیش. شیون ها و گریه ها قابل توصیف نیست. فرزندی که مادرش را از دست داده است. مردی که از مرگ همسرش شکسته بود.

خدایا اهر را نظری کن!

باید که از این عزا نوشت و از این مرگ. حال ما خراب است. حال نوشتن نیست. اما می توانم مصرعی از شعری را نقل کنم که حاج داود عزیزی در عزای جان باختگان می خواند.

بابامی تک قویان ننم لای لای

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن 1393ساعت 22:28  توسط جعفر خضوعي  | 

یادمانی که از یاد رفته است!!

بیست و یکم مرداد سال 1391 زمین لرزه دوگانه و پس لرزه های پرتعداد پس از آن که حالا از مرز پنج هزار گذشته است، رویدادی بود که برای همیشه تاریخ ثبت شده است. حادثه ای که همواره باید از آن یاد کرد و درس آموخت.

در پی این زلزله صحنه ها و جلوه های ماندگاری از نوع دوستی هم میهنان از جای جای کشور شکل گرفت و فراموش نخواهند شد.

از جمله ضرورت های تأکید شده مربوط به این زلزله طراحی و ساخت یادمان و یادبود برای آن است. سازه ای نمادین برای گرامیداشت یاد جانباختگان و فداکاری ها و نوع دوستی های انجام شده.

امروز شاهدیم که نماد دوچرخه در بناب به راحتی طراحی و نصب می شود با خیار و بربری در خورجین. امروز اگرچه تندیس مفاخر در اهر گویا که اما و اگر دارد و بررسی هایی که زیر نظر شورای فرهنگ عمومی باید انجام گیرد اما واقعا جای سوال است که یادمان زلزله چرا باید با گذشت سی ماه از زلزله مورد بی توجهی و غفلت قرار گیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 11:43  توسط جعفر خضوعي  | 

اهر با آموزش و پرورش یکصد ساله خانه معلم ندارد

در آستانه یکصد سالگی فرهنگ ارسباران ( آموزش و پرورش اهر) هستیم. تعلیم و تربیت در اهر پیشینه قابل توجهی دارد. مکتب خانه ها و بعد تعلیم و تربیت رسمی. منطقه ای وسیع به نام ارسباران  با یک هزار روستا از سیه رود تا قره سو و از گرمادوز تا ونیار و یک اداره که تأمین کننده معلم برای این منطقه بود. در چنین شهری حتی کتاب آموزشی هم تألیف شده بود. کتاب سبیکه المعانی للمصادر و المبانی اثر ملاحسن ادیب اهری متخلص به طوطی اهری. کتاب درسی دوره متوسطه. با چنین پیشینه ای است که معلمان اهری در مرکز استان نیز زبانزد هستند.

حال برای اهر و برای فرهنگ اهر متأسفانه یکی از مدارس نخستین و قدیمی را به عنوان موزه تعلیم و تربیت و فرهنگ اسباران نگاه نداشتیم. در چنین شهری مجموعه تفریحی و فرهنگی برای بازنشستگان آموزش و پرورش نداریم. پیش تر اداره آموزش و پرورش کتابخانه فرهنگیان را در جوار مدرسه امام رضا (ع) راه اندازی کرده بود که بعد برچیده شد و انگار کتاب ها به فرهنگسرا انتقال یافت.

سال 92 بود و چهارمین سفر استانی احمدی نژاد رئیس جمهور وقت. وزیر دادگستری به  عنوان نماینده احمدی نژاد در این سفر به اهر آمده بود. قرعه فال به نام من افتاد که مشکلات و خواسته های فرهنگیان را منتقل کنم. پیش از ظهر ( در فرمانداری) در فرم مشخصی خواسته ها را نوشتم و بعد از ظهر جمعی با حضور وزیر محترم ترتیب یافت، این نامه نیز از نظر وی گذشت.

در آن نامه به موضوع پیش گفته نیز اشاره کرده و خواستار تأمین اعتبار برای احداث مجموعه فرهنگی و تفریحی معلمان در محوطه اردوگاه شهید باکری و همچنین اتمام ساخت خانه معلم اهر شده بودم. چندی بعد نامه ای از وزارت دادگستری (شماره 01770/02/92 و تاریخ 21/01/1392) به دستم رسید که در آن وزارت دادگستری به وزیر وقت آموزش و پرورش جناب آقای حاج بابایی موضوع را « جهت استحضار و عنایت ویژه و دستور مقتضی» انعکاس داده بود.

مشخص است که چنان درخواست و مکاتبه ای کاری از پیش نمی برد مگر این که نماینده شهرستان و مسئولان امر پیگیری جدی می داشتند.

می شود گفت هر روز در خیابان صاحب الزمان و اندکی پس از بلوار ستارخان خانه معلم را ناتمام و رها شده می بینم و به یاد آن موضوع می افتم. امشب خواندن خبری و دیدن تصویری در خبرگزاری کتاب ایران مزید بر علت در این یادآوری شد.

ناگفته نماند که در ایام تعطیلات نوروز و تابستان طی سال های اخیر ابتدا ساختمان خوابگاه مرکزی در جوار هنرستان آینده سازان و بعد ساختمان مدرسه نمونه باهنر به عنوان خانه معلم جهت اسکان مهمانان در نظر گرفته شده است. ضمن این که در برنامه هایی چون جشنواره تئاتر خوابگاه برخی مدارس با همراهی و مساعدت آموزش و پرورش برای اسکان شرکت کنندگان در نظر گرفته می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 23:43  توسط جعفر خضوعي  | 

یوخا و یاد روز نخست

پنجم بهمن سال 1385 بود که این وبلاگ را راه انداختم. ابتدا نامش « بی ستون» بود. نام ستون طنزی که چند سال نخست گویا دایر بود. بعد که خواستم وبلاگی برای یادداشت باشد، نامش را به یوخا تغییر دادم. اولین پست یوخا مطلبی از همان ستون طنز با عنوان « ظولوم نامه» بود. ابیات این متن را در ادامه می آورم به یادکرد آن روز نخست. مربوط به هشت سال قبل است. آن زمان تعداد وبلاگ اهری ها کم بود اما « یک اهری و اتفاقات ساده» آشنای اهالی فضای مجازی.

عده اي اجاره كرده اند قهوه خانه ها              مي دهند به خلق رايگان چاي و قليانا

بساط شام و ناهار و كله پاچه مهياست           پر و خالي مي شود بسي قازانا

 پوستر مي زنند بر لندروور و ليسانا                 رديف مي شوند، بوق زنان در خيابانا

غزليات و شعر سپيد و رنگي مي خوانند          دست و پا مي برند به تذكره و ديوانا

....

خطاب بر سجلّي من گفت پوستري               اي سرخ جامه چرا مي شوي پنهانا

برخيز و بيا به قهوه ي خانه ي ما                  چايي بخور و دود نما قليانا

بدين نمط تو گر نشدي دود گير ما                 بفروش به ما تو رأي خويش الآنا

گفتا كه رأي ناموس هر سجلي است            ناموس خويش من نفروشم به چند تومانا

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 22:18  توسط جعفر خضوعي  | 

در حاشیه جلسه اخیر کانون شعر و ادب اداره کتابخانه های عمومی اهر

عصر سه شنبه جلسه کانون شعر اداره کتابخانه های عمومی اهر رویداد مهم ادبی به همراه داشت. در این جلسه خانم اعظم فرخزاد ( آخوندزاده) نویسنده نامدار کشور که تاکنون 22 رمان منتشر کرده است، آثارش را معرفی کرد و به پرسش های حضار پاسخ گفت. انتظار از کانون ها و انجمن های ادبی است که چنین برنامه هایی داشته باشند. کتابخانه یک نهاد فرهنگی مهم است و وظیفه اش تنها عرضه کتاب نیست بلکه اجرای برنامه های متنوع فرهنگی است که اغلب کتابخانه های فعال کشور چنین هستند.

خانم فرخزاد فرزند ارجمند اهر است و این مسئله اهمیت برنامه پیش گفته را مضاعف می سازد. جشن امضای کتاب، نقد کتاب، رونمایی از کتاب، نشست و گفتگو با مولفان کتاب کار بزرگی است. وقتی از شهری خبر جشن امضای کتاب بلند می شود، این خبر از بزرگی و بزرگواری و اعتبار آن حکایت دارد.

در انتهای آن برنامه حضور داشتم  و درکم این بود که این برنامه باعث افتخار است و اندیشه و نگاه و همت بلندی در پشت سر داشته است. مسلم است که برخی مدیران و دستگاه ها که اراده و توان اجرای چنین برنامه ای را ندارند، هرگز تحمل چنین توفیقی را برای اداره کتابخانه اهر ندارند. حالا اگر کتابخانه نام آنها را هم در گوشه کارش می نوشت تا آنها هم در لیست عملکردشان و در پرتال اطلاع رسانی شان بیاوزند، شاید بحث فرق می کرد.

اطلاع از رویدادهای فرهنگی و هنری و ادبی شهرهای مختلف کشور گستره و عمق غفلت و کم کاری مسئولان حوزه فرهنگ و هنر ما را نشان می دهد. اگر هدف رشد فرهنگی شهر است و گسترش فعالیت های فرهنگی، مدیران دیگر دستگاه های فرهنگی نیز باید خوشحال از چنان رویدادی باشند و به برگزار کننده آن تبریک بگویند.

در سوی دیگر یکی از انتظارات مهم فعالان عرصه ادب و هنر از مدیر جدید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر، بازگشایی و احیای انجمن ادبی تعطیل شده این اداره است و امید می رود هرچه زودتر شاهد احیای این تشکل ادبی باشیم تا آن نیز گوشه ای از کار زمین مانده را بر دوش بکشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 19:51  توسط جعفر خضوعي  | 

هزاران درود بر محیط بانان متعهد ما در ارسباران

امروز خبر دستگیری شکارچی حرفه ای متخلف کل و بز در پارک ملی ارسباران توسط محیط بانان متعهد و طبیعت دوست اداره حفاظت محیط زیست کلیبر منتشر شد. چنین اخباری مدتی است که زیاد منتشر می شود و این از تلاش مضاعف و همت ستودنی سربازان طبیعت حکایت دارد.

مناطق حفاظت شده و پارک ملی ارسباران از جمله مهم ترین گنج ها و ثروت های ماست. وظیفه تک تک شهروندان این منطقه حفاظت از این ذخائر و تحویل آن به نسل آتی است.

هزاران درود بر محیط بانان متعهد ما در ارسباران.

عکس: سعید قاسمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 11:42  توسط جعفر خضوعي  | 

موسیقی آشیقی و هالا در اسناد تدبیر توسعه قره داغ وارد شود

 

چند ماه است که استانداری آذربایجان شرقی در جلسات شورای برنامه ریزی استان اقدام به تصویب سند تدبیر توسعه در قالب « هسته های کلیدی» برای شهرستان های این استان می کند.

اسناد تدبیر توسعه شهرستان های قره داغ به تصویب رسیده است که عمدتا شامل؛ معدن، کشاورزی، حمل و نقل، گردشگری و صنایع تبدیلی می شود. در این اسناد به طور کل از حوزه « فرهنگ» غفلت شده است و این در حالی است که اساساً توسعه به رشد همه جانبه اطلاق می شود و بدون رشد فرهنگی توسعه تحقق نمی یابد.

استاندار آذربایجان شرقی گفته است؛ « قبل از اجرایی شدن این اسناد نظرات کارشناسان اعمال خواهد شد». معاون برنامه ریزی استاندار نیز گفته است؛ « از تمام صاحب نظران دعوت خواهیم کرد تا نظرات خود را در خصوص این سند به مجموعه اجرایی استان منعکس کنند».

هسته های کلیدی اعلام شده نیز چندان عناوین کلی شاخص ها و عناصر توسعه را شامل نمی شود و اگر قصد وارد ساختن عناوینی چون؛  فرهنگ و میراث فرهنگی و محیط زیست در میان نیست، می توان به مصادیقی چون؛ « موسیقی عاشیقی»، « ادبیات شفاهی»، « بازی های بومی»، « حفاظت از جنگل های ارسباران»، « تئاتر کوتاه ارسباران» و « حیات وحش» در قره داغ توجه ویژه داشت.

با توجه به پیشنه و جایگاه و غنای موسیقی عاشیقی و ادبیات شفاهی در منطقه قره داغ، همچنین با عنایت به این که « هنر رزمی هالا» به عنوان ورزش ملی و تنها هنر رزمی ایرانی است و قره داغ مبتکر این ورزش رزمی می باشد، ضرورت دارد چنین محورهایی نیز در اسناد تدبیر توسعه منطقه قره داغ لحاظ گردد.

قره داغ مهد موسیقی عاشیقی است و اکثر عاشیق های بزرگ متعلق به این منطقه هستند و امروز نیز عاشیق های قره داغی سرآمدان و پیشتازان موسیقی عاشیقی در ایران هستند. هنر رزمی هالا توسط اسماعیل ملک جهانی خاکزاد اهر در سال 57 ابداع شده و در سال 1379 رسمیت یافته است.

بند 18 قطعنامه دومین همایش توسعه ارسباران که در سال 1388برگزارشد؛ « تلاش برای اعتلای ورزش رزمی هالا» را مورد تأکید قرار داد.

نخستین همایش « اهر؛ شهر هالا» همراه با نکوداشت استاد اسماعیل ملک جهانی 26 و 27مهرماه سال 1392 در اهر برگزار شد. در قطعنامه این همایش؛ « راه اندازی فدراسیون ورزش های رزمی ایرانی و فدراسیون هنر رزمی هالا در کشور»، « اختصاص زمین و کمک برای احداث و راه اندازی خانه هالا (ی) کشور در اهر» ، « ثبت هنر رزمی هالا به عنوان میراث معنوی در کشور» و « راه اندازی مرکز مطالعات توسعه ورزش رزمی هالا» از محورهای مورد تأکید بود.

عکس: سعید قاسمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393ساعت 18:20  توسط جعفر خضوعي  | 

روزنامه سرخاب از وضعیت هشدار آمیز فرهنگی در قره داغ نوشت

یکی از دلائل بی توجهی یا کم توجهی به حوزه فرهنگ منطقه تاریخی قره داغ از سوی مسئولان استان جدا از رویکرد مخرب مرکزگرایی، عدم شناخت آنها از این منطقه است. نمی توان این منطقه را در قالب چند شهرستان منفصل مانند شهرستان های دیگر استان و یا کشور دید. همان طور که نمی شود مغان را به چشم یک محدوده جغرافیایی صرفاً محدود در تقسیمات سیاسی کشور دید.

متأسفانه مدیریت فرهنگی این منطقه ضعیف است و فرهنگ سازی و توسعه فرهنگی خیلی کند شده است. این را می توان از مجموعه برنامه هایی فرهنگی که اجرا می شوند و از برنامه های سالانه ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی این منطقه و سایر دستگاه هایی فرهنگی هم متوجه شد. بخش اعظم برنامه ها و حرکت های فرهنگی در شهرهایی مثل تبریز را شهرداری ها انجام می دهند و این در حالی است که شهرداری های این منطقه اساسا ورود چندانی به حوزه فرهنگ ندارند.

امروز روزنامه سرخاب ( چاپ تبریز) اظهارات فرماندار شهرستان کلیبر در جلسه شورای اداری این شهرستان را پوشش داد و گزارشی از آن را در جایگاه تیتر نخست خود  ( قره داغ در وضعیت هشدار آمیز فرهنگی) قرار داد. این جلسه و اظهارات هفته پیش انجام شده است. البته هشدار فرماندار کلیبر عمدتا ناظر بر افزایش آمار طلاق در کلیبر بوده است. آنجا که بابایی؛« روند افزایشی آمار طلاق شهرستان کلیبر را با توجه به صبغه فرهنگی این شهرستان نگران کننده و هشدارآمیز توصیف و خاطر نشان کرد: نهادهای مسئول فرهنگی این هشدار را همین امروز جدی بگیرند». در واقع این گزارش مبتنی بر بررسی وضعیت فرهنگی منطقه قره داغ و در نتیجه برآمدن چنین تیتری از دل آن، نبوده است. 

با وجود این هشداری است که در کل قابل توجه است و امید می رود تکانی را موجب شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 8:42  توسط جعفر خضوعي  | 

وقتی که تبریز نمی تواند یکصد میلیون تومان به ورزقان کمک کند!!!!

ایام پس از زلزله 21 مرداد قره داغ شنیدیم که شهرداری تبریز می خواهد در ورزقان پارک بسازد. با اهدای مبلغ یکصد میلیون تومان. مثل بسیاری کمک های دیگر از نقاظ مختلف کشور. مثل کمک شهرداری تهران برای ساخت پارک در اهر. این کمک هنوز انجام نشده است. گویا که ایراد قانونی دارد. امروز هم فرمانداری تبریز هبه 100 میلیونی را غیرقانونی اعلام و به شورای اسلامی تبریز برگشت داد.

قطعا که وقتی پای قانون به میان می آید، حرفی نیست. اما حرف دیگری اینجا هست. در ایام پس از زلزله وقتی در روستاهای زلزله زده حاضر می شدیم، نکته قابل توجه و تأمل این بود که درصد قابل توجهی از روستاییان ساکن فصلی تبریز بودند. آنها درآمد خود در روستاها را به تبریز می برند و آنجا هزینه می کنند. حتی در شهرهای منطقه و روستاهای دیگر نیز اغلب افراد پول مازاد خود را در تبریز سرمایه گذاری می کنند.

وقتی منادی نماینده تبریز از « کمک های 700 - 800 میلیونی شرکت ملی مس ایران به تیم های تراکتورسازی و ماشین سازی تبریز» خبر می دهد. آیا شرکت ملی مس این کمک را به خاطر معدن مس تبریز کرده است یا دقیقا مربوط به معدن مس سونگون ورزقان بوده است؟

قطعا که این سخن نافی کمک همه شهرداری ها از جمله شهرداری تبریز در ایام پس از زلزله در قره داغ و از جمله ورزقان نیست. نهایت اینکه یک سر محرومیت در مناطقی چون ورزقان به انباشت امکانات در تبریز و تشویق و ترغیب مردم این حوالی برای مهاجرت به تبریز مربوط است. در سوی دیگر بسیاری از مشکلات شهر تبریز که امروز برای رفع آنها مجبور است صدها میلیون تومان هزینه کند، به این مهاجرت ها هم مربوط می شود.

بهتر است شورای اسلامی و فرمانداری تبریز پای پیش بگذارند و زمینه ای ایجاد بکنند که امکان پرداخت درصدی از بودجه شهرداری تبریز به شهرهای محروم پیرامون ( مهاجر فرست) جهت کاهش مهاجرت ها به تبریز و کاهش مشکلات این شهر به صورت قانونی فراهم گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم دی 1393ساعت 20:35  توسط جعفر خضوعي  | 

مطالب قدیمی‌تر