یوخا

یوخا،‌ نانی است که دیرزمانی سفره ها را جان داده و نمادی است از میراث غنی حیات در قره داغ

جاده اهر ـ تبریز و تکصدای فلاح در مجلس

وقوع مصائب برای مردم، آزمونی برای مسئولان است. حادثه اخیر در جاده اهر ـ تبریز اسفناک ترین سانحه در این محور بود. البته اندوه این جاده در تاریخ ثبت می شود. تصادف 22 آبان همانند زلزله 21 مرداد در تقویم وجدان مان خاطرسوز ثبت شد.

این که بزرگراه اهر ـ تبریز چاره کار نهایی و تام و تمام باشد، در واقع نیست اما حداقل کاری است که باید بشود. این که چرا از سال 87 تاکنون اعتبار لازم تعریف و تخصیص نیافته جای بحث دارد. اینکه اعتبار 16 میلیاردی امسال به گفته نماینده اهر و هریس در مجلس تخصیص نیافته جای بحث دارد. چرا چنین شده؟ چه کسانی قصور داشته اند؟ و....

پیرو تصادف 22 آبان که مسئولان همانند زلزله 21 مرداد کمی در واکنش تأخیر داشتند، آقای عباس فلاح نماینده اهر و هریس پیام تسلیت داد و بلافاصله در مجلس تذکر و هشدار و امروز صبح در مجلس و ضمن نطق میان دستورش چنان که می شد فریاد کرد. شاید که بیش از این از دست ایشان برنمی آید و نمی شود که برآید.

دردا که آقای فلاح در این فریاد تنها بود. دردا که نامه و تذکر مشترکی از سوی نمایندگان استان صادر نشد. دردا که نماینده کلیبر و هوراند و ورزقان و خاروانا فریاد نکردند.

آقای فلاح! سپاس. کفایت نکرد اما خوب بود. خسته نباشید. صدای مردم بودن باشکوه است. این را حتماً احساس کردید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آذر 1393ساعت 19:48  توسط جعفر خضوعي  | 

وطن یولوندا وئرن باش و جان ندن قورخار

امروز هفته ای آغاز شد که فرصت و بهانه ای برای گرامیداشت کسانی است که در راه وطن از جان گذشتند. از استاد بارز مدد جستم تا بهترین را بیاوریم. اخیراً که یاسلی ساوالان را بازخوانی کردم چند شعر از استاد در مورد دفاع مقدس را بازیافتم. یکی از آنها با عنوان « ندن قورخار» خیلی مرا مجذوب خود کرد. شعری که در مهرماه سال 1359 سروده شده است.

او کس کی درسینی ازبر ائدیب ازل گوندن

آلینسا اوندان اگر امتحان ندن قورخار

بو داغ بو داش هامیسی ای جوان وطندی سنه

وطن آناسی دوغان ایلک جاوان، ندن قورخار

دؤیوشده گؤیدن اگر یاغسا قان ـ یاغیش یئرینه

او قانلا آغ کفنی آل اولان ندن قورخار

صداقتیله اوزوب اللرین حیاتیدن

وطن یولوندا وئرن باش و جان ندن قورخار

نه گوی هجومی بیزی سوسلادیر نه یئر دؤیوشو

دؤیوش اؤنونده ائدن قانه قان ندن قورخار

نه توپ و تانک بیزه کار ائدر نه بومب و راکت

فنون جنگی بیلن پهلوان ندن قورخار

وطن حماسه سین ائل دفترینده یاز « بارز»

حماسه شاعری ای قهرمان ندن قورخار

خُب این روزها « قلم» عزیز ما مورد بی احترامی قرار گرفته است. آنهم به خاطر انجام وظیفه. من باز از استاد بارز. استاد قلم کمک می گیریم. چند بیت شعری از ایشان که بارها بهره جسته ام:

باش قاچیرتما یولو کج گئتمه، سنه اؤز خلقین

هر نه امر ائیله سه اجراء ائله ای اودلو قلم

سورمه لی گؤزلری تعریف ائله مک وقتی کئچیب

یاشلی گؤزلر بیزه املاء ائله ای اودلو قلم

روزی یک عزیز گفت: شنیده ام که گویند کسی که برای وطن و آبادانی آن از جان مایه می گذارد؛ یا عاشق است، یا دیوانه. خطاب به بنده حقیر گفت: حالا شما که این همه از وطن می گویید و می نویسید. کدام یک هستید. گفتم: عاشقِ دیوانه.

بارز می گوید:

بیری اوره کدن اگر سئوسه وارلیغین ـ شرفین

باشین ـ جانین وئره ر آمما وطندن آیریلماز

+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر 1393ساعت 21:57  توسط جعفر خضوعي  | 

تیتر سایت شهرداری: جناب آقای خضوعی (!!!)

شهرداری اهر در سایت خود ( که دارد به یک وبلاگ شخصی شبیه می شود) امروز در واکنش به یادداشت دیروز بنده ( جوابیه شهرداری اهر به یادداشتی در گویا) در این وبلاگ پست جدیدی منتشر کرده است.

من در این مجال و مقال قصد نقد عملکرد شهردار را ندارم که کارهای خوبش روشن است و کارهای نادرستش هم مشخص. با گذشت یک سال هنوز اقدامی همچون احداث پل آزادگان، آماده سازی کمربندی غربی و رینگ جنوبی، احداث پارک آنالار و قسمتی از پارک آتالار و ساختمان اداری شهرداری و مهمانسرای شهرداری و....ندیده ایم. عملکرد شهردار را می توان از زبان شورایی که او را انتخاب کرده است، نیز شنید.

در مورد همایش شهرداری الکترونیک گفتید، این هم هنر روابط عمومی شهرداری است که درست همزمان با آغاز برنامه طی تماس تلفنی دعوت به حضور می کند و لذا ما در آن همایش حضور نداشتیم.

طرح نقص ها هرگز به معنای نفی حسن ها نیست و بنده در حوزه فرهنگی متوجه نقص ها و بی توجهی ها هستم و باید تذکر بدهم. نگاه شهردار جوان به فرهنگ چیزی نیست که به درد شهر بخورد. برایتان مثال خواهم آورد. طبق قرار گویا و شهرداری قرار گذاشته شده که شهرداری محتوایی در اندازه یک صفحه نشریه، خود آماده کند تا در این نشریه منتشر شود که البته قالب گزارش آگهی دارد.

برای یکی از شماره ها که ارسال مطالب هم خیلی دیر شده بود، شهردار محترم یادداشتی در باب فرهنگ فرستاده بود که در صفحه 8 شماره 225 ( اول مرداد) گویا منتشر شد. موقع درج مطلب احساس کردم این متن نمی تواند از سواد شهرداری که می شناسم برخاسته باشد. دیر هم شده بود و به هر حال فایل نشریه برای طی مراحل چاپ ارسال شد. پس از انتشار که یادداشت شهردار را دوباره خواندم اینبار یقین یافتم که نمی تواند از قلم شهردار تراوش کرده باشد. لذا در گوگل جستجویش کردم و نتیجه این بود.

می بینید اگر تمام کارهای شهردار این طور باشد که کلاه شهرمان پس معرکه است. اسم این کار در همه جای دنیا سرقت ادبی است. گویا نیز تاکنون اقدام به درج توضیح نکرده و بهتر است بکند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 19:42  توسط جعفر خضوعي  | 

جوابیه شهرداری اهر به یادداشتی در گویا

امروز سایت شهرداری اهر جوابیه ای برای یکی از مطالب دو هفته نامه گویا ( در آستانه سومین سالگرد درگذشت استاد بارز، سردیس استاد شهریار در اهر نصب شد) منتشر کرده است.

در نشریه گویا از قضا آمده است؛ « تردیدی نیست که شهریار شاعری ملی است و افتخار همه ایرانیان و بخصوص اهالی آذربایجان است و نصب تندیس و سردیس آن در همه شهرها مورد استقبال شهروندان قرار می گیرد اما در کنار این شهرداری اهر نمی تواند بی توجهی به استاد بارز شاعر بزرگ آذربایجان و بی میلی خود به ساخت و نصب تندیس این شاعر بزرگ اهری را با چنین اقداماتی پوشش دهد».

نوشته است؛ « در میدان و خیابانی که سالیان سال به اسم استاد شهریار نام گذاری شده ،آیا میتوان تندیس و یا سردیس استاد بارز یا مشاهیر دیگری از این قبیل را نصب نمود». عجب مغلطه ای!!! چه کسی گفته است سردیس یا تندیس استاد بارز را در خیابان شهریار نصب کنید.

در نصب تندیس ها قطعا که اولویت با بارز است و نه شهریار و شهردار اهر در جلسه شورای فرهنگ عمومی شهرستان که پانزدهم آبان ماه و در آستانه سالگرد استاد بارز تشکیل شده بود، سخنی از بارز در میان نمی آورد و از قصد و علاقه خود برای ساخت و نصب تندیس بارز حرفی نمی زند. و در حالی که سردیس شهریار را تازه نصب کرده، در این جلسه می گوید پارک مفاخر می زنیم و سردیس و تندیس تمامی مفاخر منطقه را به آن پارک منتقل می کنیم.

مرا عقیده بر آن است که نصب سردیس شهریار را بی حاشیه یافته و تصور کرده است با نصب آن می توان دهان منتقدین را بست. وگرنه جناب شهردار خوب می داند که اولین نظیره سرای « حیدربابایه سلام» یک اهری است و از قضا کارمند شهرداری اهر بوده است. چه طور پیشنهاد برگزاری همایش نظیره سرایان حیدربابایه سلام را جدی نگرفت و چه طور در روز شعر و ادب فارسی و گرامیداشت استاد شهریار قدمی در این راستا برنداشت.

یادمانی که می خواست با 250 میلیون تومان در میدان مقابل دادگستری بسازد در کدام شورای فرهنگ عمومی به تصویب رسیده بود و چه ارتباطی با فرهنگ بومی اهر داشت.

حالا که شهردار و شهرداری اهر به اقدام نیکوی پاسخ گویی وارد شده بسیار مایه مسرت خواهد بود که همه انتقادات را برای تنویر افکار عمومی، پاسخ بدهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393ساعت 15:6  توسط جعفر خضوعي  | 

اگر قرار به مرگ است، چرا عادلانه نمیریم؟!

روز پنج شنبه بیست نوامبر برابر با 29 آبان ماه روز جهانی یادبود قربانیان تصادفات جاده ای است. تردیدی نیست که خطه قره داغ و اهر به خاطر داشتن جاده اهر ـ تبریز و مرگ سالانه بیش از یکصد نفر در این جاده از مخاطبان و میزبانان اصلی این مناسبت در جهان است.

اگرچه ایران رتبه تأسف باری از نظر تصادفات جاده ای در جهان دارد اما همین بدبختی نیز در سطح کشور عادلانه توزیع نشده است. اگر قرار به مرگ است، چرا عادلانه نمیریم؟!

سالانه در جاده های ایران حداقل 20 هزار نفر کشته می شوند. از این تعداد حدود 200 نفر به جاده های منطقه قره داغ می رسد و به عبارتی یک درصد کشته های جاده ای ایران به این منطقه اختصاص دارد. به راستی مگر چند درصد جاده های کشور در این منطقه است؟ از همین تعداد حداقل 100 نفر ( نیم درصد) فقط در جاده 90 کیلومتری اهر ـ تبریز کشته می شوند؟ مگر این جاده نود کیلومتری چند درصد جاده های کشور است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت 14:16  توسط جعفر خضوعي  | 

این « جوانِ جویایِ نام» و تندیس مفاخر اهر در میادین...

شهردار اهر در جلسه اخیر شورای فرهنگ عمومی شهرستان اهر « احداث پارک مفاخر و انتقال  تمامی تندیس و سردیس های مفاخر شهرستان به همراه بیوگرافی آنان  به آن پارک» را پیشنهاد داده و گفته است؛ « تندیس و سر دیس های مفاخر شهرستان در برخی نقاط شهر نصب شده ولی به دلیل نامناسب بودن محل تعدادی از آنها و استفاده از آنها برای چسبانیدن اعلامیه و آگهی به پایه آنها جلوه بصری مناسبی ندارند که با احداث این پارک اشکالات و نقایص این امر نیز رفع خواهد شد».

در هیچ کجای دنیا پارک مفاخر را برای جمع آوری تندیس ها و سردیس های موجود در میادین احداث نمی کنند و نصب چنین آثاری در یک پارک، ارتباطی با نصب آنها در میادین ندارد. در شهر اهر و از میان تندیس ها و سردیس های نصب شده تنها شیخ شهاب الدین اهری و ستارخان جزو مفاخر منطقه هستند. حال آیا منظور شهردار این است که می خواهد تندیس و سردیس این دو شخصیت را از میادین بردارد و به پارک مفاخری ببرد که هنوز در حد حرف است و معلوم هم نیست کجا احداث خواهد شد؟ و اساسا پارک مفاخری که می خواهد بسازد چه ارتباطی با تندیس های میادین دارد؟

عکس( سردیس ستارخان در بلوار ستارخان اهر) از: پرویز گلی زاده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت 12:52  توسط جعفر خضوعي  | 

اصول سه گانه در گفتمان استاد بارز؛ دين، وطن و زبان

امروز عصر به مناسبت سومین سالگرد درگذشت استاد بارز جمعی از اعضای خانواده و دوستان و شعرا و تعدادی از مسئولان شهرستان و شهر در روستای آیپیرزن و در خانه قدیمی استاد جمع آمدند. فاتحه ای خوانده شد در خانه و در کنار مزارش. تعدادی از شعرا و دوستان بارز به قرائت شعر و بیان خاطره پرداختند. آقای زارعی مدیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر نیز وعده هایی در ارتباط با گرامیداشت استاد بارز دادند.

بنده نیز فرصتی داشتم برای صحبت. از ضرورت شناخت و معرفی ابعاد شخصیتی و زوایای مختلف آثار استاد بارز گفتم که متأسفانه عده ای از ظن خود یار استاد شده و او را چنان معرفی کرده اند که؛ خواسته اند. استاد بارز شخصیت ابعادی داشت. به ویژه اشعاری از استاد بارز در موضوع دفاع مقدس و انقلاب اسلامی را برای حضار خواندم و گفتم موقعی که بارز اشعار انتقادی تند در اقلیم خفقان طاغوت سروده کمتر کسی را جرأت این کار بوده است.

متن صحبت بنده در ادامه مطلب آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 20:56  توسط جعفر خضوعي  | 

آقای فلاح! جاده اهر ـ تبریز همچنان جان می گیرد/ صدای مردم باشید

جناب آقای فلاح نماینده اهر و هریس در مجلس

با سلام

اگر در یادتان باشد، فردای زلزله 21 مرداد سال 91 در تماس تلفنی با حضرتعالی یادآوری کردم که بهتر است عزای عمومی اعلام شود که البته تصمیم هم بود و عزای عمومی در استان اعلام شد. هرچند دولت وقت برای زلزله قره داغ اعلام تسلیت کرد و برای مرگ هوگو چاوز عزای عمومی. اکنون با شنیدن خبر تصادف ظهر روز پنج شنبه 22 آبان ماه که بر اثر آن پنج هم وطن ما در آتش سوختند، همان حال را دارم. به نظر شما می شود حداقل یک روز در منطقه عزای عمومی اعلام شود؟

دیگر صحبت از آمار تصادفات محور اهر ـ تبریز و کندی عملیات اجرایی بزرگراه اهر ـ تبریز که در سال 1387 آغاز شده است، تکراری و ملال آور است. خود حضرتعالی بارها گفته اید که این محور سالانه 150 کشته می دهد. یعنی هر دو سال برابر زلزله 21 مرداد سال 91 این محور از ما کشته می گیرد. اختصاص اعتبارات ناچیز نشان می دهد که اهمیت این محور و اولویت پروژه بزرگراه اهر ـ تبریز برای مسئولان استانی روشن نیست.

متأسفانه تاکنون هیچ کدام از وعده های مسئولان که اخبار وعده هایشان در سایت های خبری و خبرگزاری ها موجود است، عملی نشده است و متأسفانه تاکنون هیچ مسئولی به خاطر عدم تحقق وعده هایش از مردم منطقه عذرخواهی نکرده است. از جمله خود حضرتعالی. قطعا که انتظار استعفای مقامات محلی انتظار بیهوده ای است. تاکنون تذکر و سوال و طومار هم نتیجه ای نداده است حتی طومار خانواده محترم شهدا.

خبر تصادف 22 آبان و به ویژه تصاویر مربوط، افکار عمومی را جریحه دار کرده است. می دانید که نظام سیاسی و مسئولان در واقع شأنی جز نمایندگی مردم و خدمتگزاری برای آنها ندارند و شهروندان حق دارند خدمتگزاران خود را مورد بازخواست قرار دهند.

چند وقت پیش آقای فتحی پور نماینده کلیبر و هوراند در مجلس با اشاره به این که مردم نام محور اهر ـ تبریز را جاده مرگ گذاشته اند، گفت: مردم دیگر چگونه صدای خود را به گوش مسئولان برسانند؟

اکنون صدای مردم منطقه می تواند در شما نمود و بروز یابد. مردم منتظر اقدام عاجل شما هستند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 12:28  توسط جعفر خضوعي  | 

امروز پنج هم وطن ما در آتش سوختند؛ فردا نوبت ماست

امروز ظهر در جاده اهر ـ تبریز، نزدیکی گویجه بئل خودروی پژو و تریلر با یکدیگر برخورد کردند. پژو آتش گرفت و پنج نفر زنده زنده در این آتش سوختند.

اخیراً نامه شهروندی در نشریه گویا منتشر شده بود که وی جاده اهر ـ تبریز را به « دیو خونخوار ارسباران» همانند کرده و با یادآوری این موجود افسانه ای نوشته بود، این دیو خونخوار به نوبت از ما جان می خواهد.

به راستی که امروز این پنج همدیار ما در بدترین شکل ممکن جان خویش را از دست دادند و همه ما در نوبت هستیم. فردا نوبت ماست. من، شما، او.....خداوند به ما رحمت کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393ساعت 17:28  توسط جعفر خضوعي  | 

شیور و قیزیل قیه در یک قاب

این تصویر؛ « شیور» و « قیزیل قیه» را در یک قاب نشان می دهد. این هنرمندی، متعلق به عکاس چیره دست دیارمان آقای محمدجواد سروری است که شیر طبیعت موطن مان حلالش باد.

این روزها یادکردن از شیور، یادکردن از بارز است. 24 آبان سالروز درگذشت استاد بارز است. یادش گرامی باد. بارز زاده روستای آیپیرزن در دامن شیور بوده و با کوه « ائل دایاقی» همدم بوده است. بارز هر وقت احساس تنهایی و اندوه داشته به آغوش « ائل دایاقی» پناه می برده است و سرانجام نیز به دامن ائل دایاقی شتافت و در آغوش او آرام گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 23:3  توسط جعفر خضوعي  | 

چند بایاتی برای کتاب/ تقدیم به محمد رحمانی

به بهانه هفته کتاب که از راه می رسد، این چند « بایاتی» را تقدیم می کنم به « محمد رحمانی» رئیس اداره کتابخانه های عمومی اهر که با آمدنش، « کتاب» این شهر جان تازه ای گرفته است. و همکاران سخت کوشش.

رحمانی؛ هم او که حق کتاب را از شهرداری گرفت و برخی مسئولان را ( ریز و درشت ) آموخت که چیزی به نام « سهم نیم درصدی کتابخانه های عمومی از درآمدهای شهرداری» وجود دارد که از نان شب و نان شهر واجب تر است.

عالیم لرین باغی دیر

بستانی دیر، باغی دیر

بیر نهره دی روزگار

کیتاب اونون، یاغی دیر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 0:33  توسط جعفر خضوعي  | 

امر به معروف و نهی از منکر؛ پس وظیفه مردم نسبت به دولت چه می شود؟

این روزها، بحث از فریضۀ « امر به معروف و نهی از منکر» و چند و چون اجرای آن داغ شده و حتی شانزدهم مهرماه کلیات طرح « حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» در مجلس به تصویب رسیده و همچنان در مجلس مطرح است.

امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی از فروع دین می باشد و فراتر از روش به عنوان یک فریضه مطرح است. این فریضه حتی زیرساخت گفتمان عاشورایی امام حسین (ع) در مکتب تشیع را تشکیل می دهد.

در جمهوری اسلامی ایران که بر پایۀ دین اسلام پایه ریزی شده است، فریضه امر به معروف و نهی از منکر اصل هشتم قانون اساسی را به خود اختصاص داده و صورت قانونی نیز یافته است. اصل هشتم قانون اساسی تصریح دارد؛ « در جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ دعوت‏ به‏ خیر، امر به‏ معروف‏ و نهی‏ از منکر وظیفه‏ ای‏ است‏ همگانی‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ یکدیگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرایط و حدود و کیفیت‏ آن‏ را قانون معین‏ می‏ کند. والمؤمنون‏ و المؤمنات‏ بعضهم‏ اولیاء بعض‏ یأمرون‏ بالمعروف‏ و ینهون‏ عن‏ المنکر».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان 1393ساعت 14:52  توسط جعفر خضوعي  | 

پل میانگذر دریاچه ارومیه عملکرد پیش بینی شده را نمی تواند عملی کند

امروز معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست کشور به تبریز آمد و طی مراسمی مرکز « هماهنگی، پایش و آینده پژوهی دریاچه ارومیه» را افتتاح کرد. در این سفر معصومه ابتکار به یکی از دلائل عمده نابودی دریاچه ارومیه اشاره صریح داشت. پل میانگذر. این پل دریاچه ارومیه را به دو نیم تقسیم کرد و تبادل شمال و جنوب آن را بسیار محدود ساخت. پلی که همچون طنابی بر گردن دریاچه ارومیه بود. ابتکار گفت: « پل موجود بروی دریاچه ارومیه عملکرد پیش بینی شده را نمی تواند عملی کند و  راه وشهرسازی موظف است هرچه سریع تر  اقدامات فنی در خصوص تبادل آب دریاچه ارومیه  که در سایه این پل  به درستی انجام نمی گیرد را عملیاتی کند».

یادداشت پیشین: پل میانگذر طنابی بر گردن دریاچه ارومیه بود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 14:40  توسط جعفر خضوعي  | 

ما کوچک شده ایم

در شماره 231 گویا مطلبی با عنوان نگاهِ « صمدممد»ی به فرهنگ داشتیم که در واکنش به جُنگ گروه نمایشی بابک نهرین و نقش شهرداری در آن تحریر شده بود. دیروز ظهر یکی از شعرا و هنرمندان قره داغی که خارج از این منطقه سکونت دارند و نشریه گویا را از طریق پست دریافت می کنند، ضمن تماس به این موضوع اشاره کرد و بر جملاتی چون « نزول ذائقه هنری» انگشت گذاشت. گفت؛ « ما کوچک شده ایم». همان طور که ایشان می گفت؛ بله ما کوچک و کوچک تر می شویم و ضیف تر. ما با فرهنگ بومی خودمان بیگانه شده ایم. نام و یادی از هنرمان نیست. از عاشیق حسین جوان، از عاشیق ولی عبدی...

به راستی آیا؛ « اگر نکوداشتی برای یکی از عاشیق هایمان برگزار شود، شاهد چنین جمعیتی خواهیم بود». و به راستی آیا مسئولان ما برای چنین کاری نیز همراهی و همکاری خواهند داشت.

و یا کنسرتی از سوی هنرمندان سرشناس خودمان ترتیب یابد، هزاران نفر حضور می یابند.

بله ذائقه هنری ما نزول کرده است. فرهنگ بومی ما رشد و تقویت نشده است و در این موضوع خیلی از مسئولان مقصر هستند. کم کم داشته های فرهنگی مان را از دست می دهیم و اگر امروز خاکریزهایی از فرهنگ بومی مان در برابر تهاجم فرهنگی بیگانه مقاومت دارد، فردا این را نیز نخواهیم داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 21:56  توسط جعفر خضوعي  | 

همایش اهر، شهر هالا؛ تجربه ای بزرگ و ماندگار

26 مهرماه سال 1392 شاهد رویداد بزرگی بودیم که از سال ها پیش آرزوی عملی شدن آن را در دل داشتیم. همایش؛ « اهر، شهر هالا» و همراه با آن « نکوداشت استاد اسماعیل ملک جهانی» بنیانگذار هنر رزمی هالا و همچنین افتتاح خیابان نام گذاری شده به نام نامی اسماعیل ملک جهانی و افتتاح مدرسه هالا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 22:44  توسط جعفر خضوعي  | 

سخنی با مدیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر

 

خدای را شکر که بالاخره سرپرستی درازمدت فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر به پایان رسید و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی توانست فرد دیگری را برای مدیریت این اداره منصوب کند.

آقای زارعی که فرمان فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر را به دست گرفت، خود از این شهر است و پیش از این رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ورزقان بود.

آنچه در واکنش به سرپرستی دراز مدت ( 14 ساله) این اداره نوشته شد و نمایندگان ورود کردند و نتیجه ای نگرفتند، شرحش یک کتاب می شود. دوره سختی که نویسندگان و هنرمندان را انگ های عجیب و غریب زدند. دوره ای که ادب ما  در رکود بود و... البته خوشا که اخیراً به واسطه تلاش دستگاه های دیگری شاهد تحرک در حوزه شعر هستیم.

آقای زارعی در ورزقان چند قدم خوب برداشته بود و با اهالی فرهنگ همراهی مناسبی داشت. حال در اهر او باید چند برابر فعال باشد.

به نظر بنده:

1ـ باید استقلال عمل خود را در عین تعامل با دستگاه ها و مسئولان حفظ کند. تدارکاتچی برخی مسئولان ارشد نشود و اداره را به دفتر روابط عمومی برخی دستگاه ها و مقامات تبدیل نکند.

2ـ نظم و سامان دوباره به اداره بدهد. طوری نشود که برخی دیر بیایند و زود بروند. در وقت اداری برنامه تدریس یا تحصیل در دانشگاه داشته باشند.

3ـ جایگاه و شأن واقعی فرهنگ و ارشاد اسلامی در شهرستان را احیا نماید.

4ـ از اداره کل دستور بگیرد و در عین حال منافع و مصالح فرهنگ و هنر اهر را فدای حفظ میز و مقام نسازد. اهر و قره داغ از نظر تقسیمات سیاسی تابع آذربایجان شرقی است اما مرزهای فرهنگی و مدنی مشخصی با دیگر نقاط استان و مرکز آن دارد.

5ـ در برنامه ریزی ها و برنامه های فرهنگی نگاهی بر پیشینه و هویت فرهنگی و مدنی منطقه و فرهنگ عامه آن نیز داشته باشد.

6ـ با اهالی فرهنگ و ادب و هنر ارتباط مداوم داشته باشد و از حقوق آن ها دفاع نماید.

7ـ فکر و برنامه ای برای گرامیداشت بزرگان ادب و هنر داشته باشد.

8 ـ نوسازی ساختمان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر را که در زلزله تخریب شده است، مجدانه پیگیر شود و احداث مجتمع فرهنگی و هنری در اهر را پیگیری نماید.

9ـ انجمن ادبی تعطیل شده را هرچه زودتر احیا نماید و زمینه گسترش فعالیت های آن را فراهم سازد.

10ـ هرچه زودتر دبیرخانه جشنواره تئاتر زیر 5 دقیقه ارسباران را به طور رسمی و با تعریف اعتبار لازم ( آن طور که معاون هنری وزیر ارشاد در جشنواره هشتم وعده دادند) در اهر فعال سازد.

11ـ تشکیل انجمن در عرصه ها و حوزه های مختلف هنری را همراهی نماید.

12ـ نقش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی را در مدیریت کلان فرهنگی و در نهایت توسعه فرهنگی منطقه پررنگ سازد و در فرهنگ عمومی فعال ظاهر شود.

13ـ اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر پیش از سرپرستی دراز مدت و در دوره مدیریت آقای دوستی فعالیت خوبی داشت. مدیر جدید می تواند از راهنمایی های آقای دوستی بهره ببرد. ناگفته پیداست که آقای دوستی با همین پرسنل کارهای بزرگی صورت داد و برخی از آنها خود گزینه ریاست این اداره بوده اند.

14ـ چاپلوسان و انگ زنان را مجال ایفای نقش و اعمال نفوذ، ندهد.

از خداوند متعال برای ایشان و همکاران شان آرزوی موفقیت دارم.

 ـ عکس: هادی مهدی زاده ( اهرنیوز)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 12:12  توسط جعفر خضوعي  | 

ششمین جشنواره ورنی؛ آغاز ناخوش، پایان خوش

مدیرکل میراث فرهنگی برگزاری ششمین دوره جشنواره ورنی در اهر را آخر مرداد وعده داده بود. وقتی نشد و به پاییز کشید، نمی شد حس خوبی از تدبیر چنین مدیرکلی داشت. در آیین افتتاحیه وقتی مجری به صحنه آمد و لحنی که به کار گرفت و فارسی سخن گفت و مدام به فارسی شعر خواند ( که نمی دانست و یا نمی توانست بداند که ورنی ترکی را دوست تر می دارد و حال و هوای جشنواره ترکی است)، حس خوبی نداشتم. همزمان شنیدم اجازه نداده اند مجری از اهر تعیین شود.مجری همراه با مدیرکل انگار متوجه نبود که در شعرآورد فارسی حضور ندارد بلکه می خواهد افتتاحیه یک جشنواره و آنهم برای ورنی و با تکیه بر جامعه عشایری اجرا کند. معمولاً از این نوع مجری برای دعوت مقامات و مسئولان یکی پس از دیگری برای سخنرانی های خسته کننده استفاده می کنند.

موقع اتمام افتتاحیه نشد که مدیرکل را ببینم و به او پیشنهاد کنم کمی درباره قره داغ مطالعه کند و بدون اطلاعات لازم در مورد این منطقه صحبت نکند. اما شد که به آن مجری بگویم؛ این، شب شعر نبود.

با وجود چنین آغاز ناخوشی اما استقبال گسترده شهروندان و نمایشگاه زیبای ورنی و برنامه های هنری هنرمندان اهر نشان داد آنچه را که باید نشان می داد. همان طور که در پنج دوره قبل باشکوه برگزار شده بود. نقص هم بود که اجتناب ناپذیر بود. چون اهر اداره میراث فرهنگی و گردشگری ندارد و با امکانات و اختیارات محدود، نمایندگی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان را دارد.

خسته نباشید فرزندان غیور و خوش فکر اهر، خسته نباشید. خوب می دانید که؛ حب الوطن من الایمان. حفاظت و معرفی مکتب قره داغ با تمام زوایای فرهنگی و مدنی اش تکلیف ماست. درود بر همه شما.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 1:5  توسط جعفر خضوعي  | 

ششمین جشنواره ورنی در اهر دایر است

ششمین جشنواره ورنی عصر روز سه شنبه پانزدهم مهرماه با آیین افتتاحیه آغاز شد و تا روز شنبه نوزدهم مهرماه فعال خواهد بود. با وجود برخی مشکلات حتی تعطیل نشدن این جشنواره و برگزاری سالانه آن باعث خوشحالی و موجب امیدواری است. امسال آیین افتتاح کمی کم حال بود اما طرح بحث ضرورت برندسازی ورنی به نام منطقه از سوی مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری، بر شور جشنواره افزود. با وجود این نمی توان از اجرای ضعیف مجری گذشت. متأسفانه اجرای افتتاحیه را اداره کل میراث فرهنگی بر عهده گرفته بود و به جای مجری تعیین شده در اهر، مجری از تبریز آورده بودند که اجرای چندان خوشی نداشت.

حقیقتا عوامل میراث فرهنگی در اهر سخت می کوشند و علاوه بر آن همیاری برخی دستگاه های دولتی تأثیرگذار است. اجرای برنامه دو روزه با حضور گروه بابک نهرین در اهر همزمان با اجرای برنامه فرهنگی و هنری در جشنواره ورنی و نمایشگاه این جشنواره به نظر نوعی بدسلیقگی است.

اکنون جشنواره ورنی در واقع آیین نکوداشت ورنی است. هنر ماندگار و بی بدیل نیاکان مان.

حضور در نمایشگاه این جشنواره و برنامه فرهنگی و هنری مرتبط با آن در واقع ادای احترام به این هنر است.

در گوشه نمایشگاه معصومه فریبرزی غرفه ای با فضای سنتی فراهم ساخته است. لباس بومی قره داغ هم هست و چه زیبا که دخترانمان با لباس مادرانمان عکس یادگاری بگیرند.

پیش از برگزاری ششمین جشنواره ورنی گزارش مبسوطی به قلم آقای حسن بالاگر در خبرگزاری فارس منتشر شد و گزارشی از روز نخست این جشنواره در برنامه های خبری شبکه سهند نیز با تلاش ایشان و همکارانشان پخش شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 0:28  توسط جعفر خضوعي  | 

استقبال از ششمین جشنواره ورنی

قره داغ حقیقتاً زرخیز است. در برون و در اندرون. زرهای درونی که « عتیقه» اند، اغلب به یغما رفته اند. زرهای معدنی هم هست و از قضا مشتاق تخلیه اش هستیم که « نان»ِ سفره واجبترش می نماید. زرهای برونی قره داغ بسیار است اما در کشف و بهره مندی ضعف داریم. قره داغ حقیقتاً که هنرخیز است و محصولات هنری قره داغ ممتاز و شاخص که اغلب خاستگاه است و مهد.

ورنی گل سر سبد صنایع دستی قره داغ است و حرکتی که از سال 85 برای برگزاری جشنواره ورنی در اهر شروع شد، بسیار ارزنده است. این جشنواره و حتی برنامه دریافت مهر اصالت و نشان مرغوبیت ملی، چشم ما را برای دیدن ورنی بازتر کرد. جشنواره ورنی فرصتی فراهم ساخت تا ورنی را از نزدیک ببینیم و در زوایای آن دقیق شویم. ورنی فراتر از بافتنی است. ورنی یک محصول فرهنگی و هنری است.

ششمین جشنواره ورنی 15 مهرماه در اهر برگزار می شود.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 13:35  توسط جعفر خضوعي  | 

این سر که نشان حق پرستی‌ست

 

10 مهرماه ( به روایتی نهم مهرماه) سالروز کشته شدن کلنل محمدتقی خان پسیان است. انتهای دوره قاجار و اواخر حکومت احمدشاه و دولت قوام السلطنه در خراسان قیام کرد، تسلیم نشد و سازش و توقف قیام به تضمین جانش را نپذیرفت. قیام کلنل 5 مردادماه 1300 با تصرف مراکز اداری و نظامی خراسان آغاز شد و اندکی بعد نهم مهر سال 1300 ( که سی سال بیش نداشت) در همین راه جانش را از دست داد و سرش از بدن جدا شد.

عارف قزوینی این شعر را پس از مرگ کلنل سرود:

این سر که نشان حق پرستی‌ست

امروز رها ز قید هستی‌ست

با دیدهٔ عبرتش ببینید

کاین عاقبت وطن‌پرستی‌ست

پیکر کلنل در مجموعه باغ نادری مشهد و در جوار قبر نادرشاه به خاک سپرده شد و طراحی سنگ مزارش با هوشنگ سیحون بوده است.

رستم بیگ جد خاندان پسیان در جریان جنگ های ایران و روس ( عهد فتحعلی شاه قاجار) و انعقاد قرارداد ترکمانچای و جدایی قفقاز از ایران، از قره باغ به قره داغ مهاجرت کرد.

حسین بایبوردی در تاریخ ارسباران (1341) می نویسد؛ « ... رستم بیگ جد بزرگ اینها بعد از عهدنامۀ ترکمانچای از قره باغ به قره داغ آمده در محال دیزمار ساکن شده پسیانها نیز مثل سایرین یکعده در قراجه داغ مانده که هنوز هم در دهات ایری و غیرها مسکون و آقای بیوک خان پسیان سرپرست آنها میباشد و یکعهده بتریز و طهران مهاجرت نموده و همیشه چند نفر افسر و سرکرده از ایشان در ارتش وجود داشته که کلنل محمدتقی خان پسیان فرد شاخص این سلسله و مستغنی از معرفی است...».

کلنل محمد تقی خان پسیان ( فرزند ياور محمدخان پسيان) در سال 1270 هجری شمسی در محله سرخاب تبریز به دنیا آمد. در آلمان هوانوردی یاد گرفت و نخستین خلبان ایرانی شد.

کلنل در آخرین نامه اش که به یکی از دوستانش نوشته، می گوید؛ « به همه ایرانی‌ها سلام برسانید و بگویید یک خواهش دارم. اولا پس از شنیدن خبر کشته شدن من در راه وطن هر کدام یک کاغذ تبریک به مادرم عزت الحاجیه در تبریز و یک تبریک‌نامه دیگر به عمویم ژنرال حمزه‌ خان در طهران بنویسید. خوب می‌فهمید تبریک نه تعزیت. دور کاغذ نباید سیاه باشد بلکه گلی رنگ خون».

می نویسد: « من ایران و ایرانى را نه فقط دوست داشته بلکه پرستش مى‌کنم ... مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد نمود واگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد».

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 11:46  توسط جعفر خضوعي  | 

مطالب قدیمی‌تر