تبليغاتX
یوخا

یوخا

یوخا،‌ نانی است که دیرزمانی سفره ها را جان داده و نمادی است از میراث غنی حیات در قره داغ

باران گرد و خاك ارمغان بي سوادي جغرافيايي ماست

فهم و انديشه جغرافيايي و زيست محيطي به ما نشان مي دهد كه زمين سيستمي يكپارچه با اجزا و عناصر مختلف است كه با هم ارتباط و تعامل دارند و بيت« چو عضوي به درد آورد روزگار،‌ دگر عضوها را نماند قرار» اينجا مصداق روشني پيدا مي كند. چنين نيست كه در آمريكا گازهاي گلخانه اي توليد شود و در اين سوي دنيا يك زارع و يك دامدار از آسيب آن در امان باشد. چنين نيست كه در فرادست و سرشاخه هاي فرات سدها بسازند در تركيه و تالاب هاي عراق همچنان زنده بمانند و چنين نيست كه وقتي تالاب هاي عراق خشك شدند، ايران از اين رويداد در امان بماند. امروز بارش گرد و خاك عراق در ايران آموزش اصل بسيار مهم حاكم بر طبيعت است، اگر دانش آموز خوبي باشيم. طبيعت قانون و نظم دارد و دستكاري در آن براي انسان گران تمام مي شود. باران هميشه براي ما پيك پاكيزگي بوده است و امروز وقتي باران مي بارد خودروهايمان انگار با گل استتار شده اند. حالا چه بلايي سر درختان و گياهان آمده است با اين همه ريزش خاك. و حالا تصور گرد و خاك كردن درياچه اروميه براي ما آسان شده است. وقتي خاك عراق در تبريز و اهر بحران ايجاد مي كند، نمك اروميه چه بحراني كه نمي تواند به بار آورد. و دير نيست كه با چشم خود شاهد نابودي جنگل هاي ارسباران باشيم و آن روز به ياد خواهيم آورد هشدارهاي كارشناسان و دلسوزان را! چيزي كه آن گاه بسيار دير شده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 22:11  توسط جعفر خضوعي  | 

سفر شهرستاني؛‌ نماد ارتباط بي مانع استاندار با مردم

استاندارآذربایجان‌شرقی با اشاره به مراجعه برخی افراد برای حل مشکل اشتغال، گفت:« در مورد اشتغال برخی سوءبرداشت‌ها وجود دارد و برخی‌ها تصور می‌کنند که به صرف ملاقات با استاندار باید از یک سری مزیت‌ها برخوردار شوند». بيگي افزود: «ملاقات مردمی مدیران نماد این موضوع است که هیچ فاصله ای بین دولت و مردم نیست و همین که امکان ارتباط رو در رو با مردم و شنیدن صحبت های آنها بدون هیچ مانعی فراهم می‌شود، دستاورد بزرگی است». چه مي شود بر اين جملات واضح و روشن افزود. فقط اين را بگويم كه گمان نمي كنم خيل عظيم جواناني كه سال پيش در مسجد چهارده معصوم اهر به ديدار استاندارشان شتافته بودند و تنها تعداد اندكي امكان « ارتباط رو در رو» با ايشان را يافتند،‌ براي كمك به تقويت نماد مورد بحث آقاي استاندار آمده بودند. و راستي مگر استاندار و رئيس جمهور و وزير و فرماندار و نماينده، كارمند مردم نيستند؟ يعني ملاقات مردم با كارمندانشان دستاورد بزرگي است؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:22  توسط جعفر خضوعي  | 

وقتي قره داغي ها همديگر را باز مي يابند

تبريز مركز استان آذربايجان شرقي و آذربايجان به حساب مي آيد. شهري با بيش از 1.5 ميليون نفر جمعيت كه اكثر آن ها مهاجران شهرستان هاي اين استان هستند. مهاجران هيچ شهرستاني با نام خود در اين كلان شهر چندان نمودي از هويت جمعي ندارند. هرچند گفته مي شود حضور اهري ها در اين شهر ملموس تر و به ويژه حضور مديريتي آن ها زبانزد است. اگر قره داغي هاي مقيم پايتخت چندان و چنان نبوده اند كه خودي نشان دهند،‌ قره داغي هاي مقيم تبريز ( كه گفته مي شود قريب نيم ميليون نفرند) قادرند در مناسبات اجتماعي ملموس تر و اثرگذارتر باشند. در انتخابات اخير مجلس، « غلامحسين مسعودي ريحان» داوطلبي كه در نيمه ي راه بازماند، خواسته يا ناخواسته آن رگ و جوهر قره داغي را در تبريز تكاني داد. چيزي كه بعد به شكلي هرچند محدود در حمايت از يك كانديداي ديگر اين حوزه انتخابيه كه اصالتاً قره داغي است، بروز يافت. چه بسا بتوان اين بازيابي را به فال نيك گرفت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 13:9  توسط جعفر خضوعي  | 

از قَتل و خودكُشي تا سِرقت و عَربده كِشي

تصادف در جاده ي اهر ـ تبريز و مرگ هاي ناشي از آن، خبر ثابت و آشناي مردم اهر است و شنيدنش عادي شده است. چنانكه وقتي دبير كميسيون حقوق بشر شمالغرب كشور فوت هاي ناشي از تصادف اين جاده را برابر با كشته هاي يك كشور اروپايي اعلام مي كند، آب از آب تكان نمي خورد و يا در شرايطي كه نماينده اهر و هريس در مجلس تذكر مي دهد كه « جاده اهر ـ تبريز سالانه 200 نفر كشته مي دهد و برابر با كشته هاي كشور 10 ميليوني سوئد است»، و يا باز تذكر مي دهد كه « 34 درصد تصادفات و مرگ و مير راه هاي آذربايجان شرقي مربوط به اين جاده است»، حتي وعده هاي رسمي اعلام شده نيز محقق نمي شوند. خبر خودكشي ها نيز كه تازگي ندارد و هر از گاه در كانال شنيده ها آمد و شد مي كند و آه از نهاد منطقه بلند مي سازد. امسال انگار براي اهر شروع خوبي نداشت، در فروردين ماه از خبر تصادف و فوت هاي ناشي از آن كه بگذريم،‌ خبر چند خودكشي نيز به گوش مردم رسيده است و هفته اول ارديبهشت نيز خبر خودكشي در اهر به گوش مردم به اين شهر رسيد. اميد است آمار رسمي كاملي با جزئيات منتشر و مورد بررسي و كنكاش روان شناسي و جامعه شناختي قرار گيرد. برخي از خودكشي ها چه بسا به صورت « فوت» ثبت مي شوند و برخي به دلائل خانوادگي و ... اعلام نمي شوند. در اين مقوله تعداد اقدام به خودكشي ها نيز بايد مورد توجه و مطالعه قرار گيرد. حتي دسترسي به يك آمار و مربوط به يك سال نيز گوياي عمق فاجعه است. آمار دلائل مرگ و مير اهر در سايت دانشگاه علوم پزشكي تبريز نشان دهنده ي آن است كه خودكشي جزو 10 علت مرگ و مير در اهر است. اين سايت نشان مي دهد در سال 1387 تعداد 15 نفر با خودكشي مرده اند. با اين همه، جنايت رخ داده در 27 فروردين ماه، اهر و مردمش را در ماتم سنگيني فرو بُرد و به زودي اما دستگيري قاتل جنايتكار اندكي تسلي خاطر خانواده ي كودك مظلوم و شهروندان اهري شد. در اين وضعيت،‌ از كنار معضلات آشكار و پنهانِ اعتياد و موادمخدر و همچنين سرقت ها نيز كه بگذريم، عربده كشي هاي هر از گاه نيز مجال اندك آرامش را نيز از شهر و مردمش سلب مي كند. عربده كشي هايي كه نمونه اش دوم ارديبهشت در مركز اهر به وقوع پيوست. بي ترديد قاطعيت دستگاه قضايي و سرعت عمل و سعي و همت نيروي انتظامي همواره سارقان و جانيان و اراذل و اوباش را در كمند قانون گرفتار ساخته است. با اين همه بايد توجه داشت كه هزينه هاي مادي و معنوي حاصله خسارت سنگيني بر منطقه وارد مي سازد. نبايد از نظر دور داشت كه يكي از مهم ترين وظايف قوه ي قضائيه بر اساس اصل 156 قانون اساسي،« اقدام مناسب براي پيش گيري از وقوع جرم » است و نه تنها اين قوه، ساير قوا نيز بايد تلاش كنند تا زمينه هاي ارتكاب جرم در جامعه به حداقل برسد و جامعه در بستري امن و آرام و به دور از تنش هاي رواني به سمت رشد و توسعه حركت نمايد. اگرچه درخواست نماينده اهر و هريس مبني بر تشكيل و اعزام كارگروه ويژه براي بررسي وضعيت بيكاري 23.6 درصدي در شهرستان اهر كم ترين توجهي به خود نديد و حتي نرخ بيكاري درآمده از سرشماري سال 1385 مورد ترديد مسئولان ارشد استان قرار گرفت، اما اميد مي رود حداقل فاجعه ي خودكشي در اين شهر هرچه زودتر مسئولان امر را به چاره انديشي وادارد. چاپ شده در شماره 172 دو هفته نامه گويا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 13:45  توسط جعفر خضوعي  | 

اهرلي بير بالاني اودا چكديلر

« اميررضا » ي 9 ساله ي اهري با مرگ اندوهبارش، اهر را در ماتم سنگيني فرو برد. مرگ او به دست يك جنايتكار و به ويژه شيوه ي مرگش، اهر را كه مدت هاست به مرگ فرزندانش در تصادفات و خودكشي ها عادت كرده، تكان شديدي داد. « اميررضا» ي معصوم و مظلوم ما نمادي از فرزندان غريب سفر كرده ي ما در اهر است. خداوند به خانواده ي او و شهروندان صبر عنايت فرمايد.  

اهرلي بير بالاني اودا چكديلر

سوت گوني

سحر چاغي

اهرين گون باتان يولوندا

اهرلي بير بالاني اودا چكديلر

مصيبت آغيريدي،‌ ماتم درين

اهرچايي، اوگون آخا بيلمه دي

ساوالان باشين يولوب

قوشاداغ سويا دوندي

گؤيون اياقي يئره ياپيشدي

قره بولوت لار چاخناشئب شاخا بيلمه دي

ناله گويه قوزانيب

قان يئره آخمئشدي

شيور بو صحنه يه باخا بيلمه دي...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:35  توسط جعفر خضوعي  | 

كودك 10 ساله اهري در آتش فاجعه انساني

روز يكشنبه 27 فروردين ماه براي اهر روز بُهت آوري بود. شنيده ها پشت شنيده ها به گوش مي رسيد. اندكي در جزئيات متفاوت بودند اما هسته ي همه ي آن ها يكي بود. مي گويند كودك 10 ساله اي را كه دانش آموز سوم دبستان است، ربوده اند و دور از اهر او را به آتش كشيده اند.

همين قدر و همين تعداد كلمات كافي است. بميريم! از اين درد بميريم!

وقتي از اين دست شنيده ها زياد مي شود، يعني اين كه اهر تب دارد،‌ يعني جامعه ي ما بيمار است، يعني عفونت بدن جامعه ي ما را فراگرفته است. يعني « اؤلوم اولسون بيزه»!!!

------------------------ در پيوند با اين مطلب ( وبلاگ آراز):----------------------------------------------:

ملامت را هم سزاوار نيستيم

روز ۲۷ فروردین ماه کودکی ۱۰ ساله به وحشیانه ترین شکل ممکن در اطراف اهر به آتش کشیده شد و خبر آن را برادرم در وبلاگش یوخا آورده است مطالب زیر را می خواستم به عنوان نظر در ذیل آخرین پست ایشان بگذارم که اینترنت رنگ از رخسار پریده ما این اجازه را نداد.

امام علی( ع) : ( خطبه ۲۷ معروف به خطبه جهادیه ) و َ لَقَدْ بَلَغَنِي اءَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْاءَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْاءُخْرَى الْمُعَاهِدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلُبَهَا وَ قَلاَئِدَهَا وَ رُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلا بِالاِسْتِرْجَاعِ وَ الاِسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلاً مِنْهُمْ كَلْمٌ وَ لاَ اءُرِيقَ لَهُمْ دَمٌ فَلَوْ اءَنَّ امْرَأً مُسْلِما مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا اءَسَفا مَا كَانَ بِهِ مَلُوما بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيرا


شنيده ام كه يكى از آنها بر زن مسلمانى داخل شده و ديگرى ، بر زنى از اهل ذمّه(زنی یهودی) و، خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره اش را ربوده است . و آن زن جز آنكه از او ترحم جويد چاره اى نداشته است ... اگر مرد مسلمانى پس از اين رسوايى از اندوه بميرد، نه تنها نبايد ملامتش ‍ كرد بلكه مرگ را سزاوارتر است .

کمی بیاندیشیم....
به واقع اگر حضرت امیر امروز می خواست بخاطر این فاجعه انسانی شیعیانش را نکوهش کند, با چه عباراتی ما را مورد خطاب قرار می داد؟

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قاتل كودك اهري شناسايي و دستگير شد

رئیس دادگستری اهر از شناسایی و دستگیری قاتل پسر بچه 9 ساله اهری خبر داد.

به گزارش فارس ، حجت‌الاسلام محمدعلی نظری ظهر امروز ( پنج شنبه 31 فروردين ) در گفت‌وگو با خبرنگاران اظهار کرد: در پی کشف جسد پسر بچه 9 ساله در کیلومتر 25جاده ي اهر ـ ورزقان در نزدیکی روستای دوپیق که قسمتی از بدنش سوخته و خفه شده بود دستگاه قضایی و انتظامی و آگاهی با پیگیری لازم در کم‌تر از 80 ساعت موفق به شناسایی قاتل سنگدل این پسربچه 9 ساله شدند.

وی، افزود: پس از اطلاع کامل و دستگیری قاتل در اسرع وقت دادستانی و بازپرس ویژه و دایره آگاهی مراحل قانونی بازجویی‌های اولیه انجام و پس از اعتراف با شگردهای پلیسی مجرم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.

نظري، گفت: این پرونده به علت اینکه اذهان عمومی را جریحه‌دار کرده در کم‌ترین زمان ممکن مراحل قانونی انجام و نتیجه به اعلام عموم شهروندان خواهد رسید.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 22:2  توسط جعفر خضوعي  | 

خودكشي ها در اهر خبر نمي شوند!!

هنوز در فكر آن جوانم كه شنيده ام خود را در ديوار بلند استاديوم ورزشي تختي در اهر به دار آويخته بود. اين رويداد سال گذشته رخ داده است و گفته مي شود قبلاً نيز در همين محل جوان ديگري به زندگي خود پايان داده بود.

مهم نيست از چه كسي و در كجا بشنوي، مي شنوي كه يكي مي گويد « خودكشي در اهر زياد شده است»! حالا آمار رسمي منتشر نشده و اصلاً خودكشي هاي اخير در اهر جايي به عنوان خبر منعكس نشده است. خبرگزاري هايي كه يك متن خبر از اهر را با تغيير تيتر بارها در خروجي خود قرار مي دهند،‌ كجايند كه از اين مسئله خبري بسازند؟

ديروز شنيدم جواني در مغازه ي خود، خودكشي كرده است و امروز نيز شنيدم كه جواني ديگر خودكشي كرده و از تيربرق كمك گرفته است.

خودكشي آخر راه است و هر موردش يعني اين كه جامعه مي لنگد، جامعه بيمار است، جامعه مشكل دارد!!! و....


........................

در آرشيو يوخا ( 25 تير 1387)

خودكشي غمبار دو جوان اهري

دو جوان برومند 17 و 18 ساله در اهر هفته ی پیش خودکشی کردند. جوان 17 ساله، ظاهراً به خاطر تجدیدی در کارنامه ی درسی خود و جوان 18 ساله به خاطر شکست در عاشقی خودکشی کردند. جوان عاشق علت خودکشی خود را در نامه ای که پس از مرگ، از جیبش درآمده، شرح داده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 0:13  توسط جعفر خضوعي  | 

وداع با آيت الله دكتر عبدالرحيم عقيقي بخشايشي

17فروردين ماه، حجت الاسلام دكتر عقيقي بخشايشي مترجم قرآن كريم و مؤلف بيش از 150 جلد كتاب در شاخه های مختلف علوم دینی و تاريخ اسلام از جمله قرآن کریم و تفسیر و ترجمه به علت بيماري در سن 68 سالگي و در شهر مقدس قم بدرود حيات گفت. پيكرش روز جمعه 18 فروردين پس از طواف به دور بارگاه ملکوتی حضرت معصومه(س) با اقامه نماز توسط آیت الله سبحانی در گلزار علی بن جعفر(ع) شهر قم به خاك سپرده شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 22:12  توسط جعفر خضوعي  | 

و صدايي آمد؛ رأيت چند؟!

اشاره: انتخابات مجلس نهم در قره داغ با 90 درصد مشاركت انجام شد و خالي از حاشيه و حرف و حديث نبود و باز حوزه انتخابيه ي ورزقان و خاروانا قوي سبقت را در ميزان مشاركت از حوزه هاي انتخابيه ي استان ربود. از 111 هزار نفر واجد شرايط در حوزه انتخابيه ي اهر و هريس، نماينده منتخب 37 درصد آرا را از آن خود كرد و بر تنها كرسي اهر و هريس در مجلس نهم جلوس خواهد كرد. بي ترديد شهرونداني كه شاهد برخي بدمنشي ها و بدرفتاري هاي انتخاباتي بودند، انتظار داشتند، كه حرف دل آن در تنها رسانه ي فعال در ديارشان منعكس شود. مي شد گزارشها و تحليل ها و خبرها و تصاوير از انحرافات منتشر ساخت اما قانون كه حرف آخر را زد، ديگر نبايد زياد مانور داد. همچنين حفظ « وحدت » و « آبروداري» هم هست. در كل تنها يادداشت كوتاه زير به قلم من در شماره 170 گويا كه پس از انتخابات 12 اسفند منتشر شد،در اين ارتباط آمد. اميدوارم نماينده اين حوزه در مجلس نهم بتواند با انگيزه و انرژي قابل توجهي كه دارد، مطالبات ديرين مردم اين منطقه را جامه ي عمل پوشاند و در اين راه حمايت و مشاورت همه ي شهروندان ضروري است.

و صدايي آمد؛ رأيت چند؟!

اسفند رو به انجام است و من هنوز در فكر آن شعورم كه شور آفريد. آستانه ي نوروز است و موضوع براي يادداشت نوشتن بسيار. قلم را بغضي است عجيب از كج اخلاقي ها در انتخابات. قلم مي گويد فارغ از نتيجه ي انتخابات و فارغ از اين كه كدام كانديدا يا كانديداها خريد رأي را ـ كه فعل حرام است ـ مجاز شمردند و فارغ از اين كه در نتايج انتخابات تأثير داشت يا نداشت، از دل هايي بنويس كه شكست. از شناسنامه هايي كه در ترازوي معامله نشستند و آبروي ما را بردند. از نارأي هايي كه قلب مردم سالاري را جريحه دار كردند. حالا بهتر مي توان دريافت كه مقام معظم رهبري چرا مي گفت « كانديداها وابسته به كانون هاي قدرت و ثروت نشوند». اگر شنيده ها واقعيت داشته باشد، بايد از ورود زر و زور به عرصه انتخابات نگران بود، بايد گريست به حال انتخاباتي كه عده اي پولدار بتوانند آن را مسموم نمايند. پولداري كه به جاي سرمايه گذاري براي اشتغال زايي و توليد، آراي مردم را معامله كند. كانون ثروتي كه بايد معرفي شود تا چهره كريه و طينت خرابش بر همگان معلوم گردد. من اما مشعوفِ روي ديگر سكه ام. صورتي نجيب كه آبروي ماست. مشاركتي تميز كه جلوه گر شعور و آگاهي مردم بود. مي توان به خاطر شيريني اين همه شعور، آن همه كثافت كاري را از نظر دور داشت اما فراموش نكرد.

نظرات بسياري در اين پست و پست هاي قبلي مربوط به انتخابات 12 اسفند در حوزه انتخابيه اهر و هريس ارسال مي شد كه به دليل برخي ملاحظات نمي توانستم تأييد كنم. ( كه داشت به پست مربوط به مسئله نماينده و دانشگاه آزاد در 2 سال پيش تبديل مي شد) هرچند برخي را در ابتدا با تأييد همراه با نقطه چين ضايع كردم. همين قدر هم برخي بوي عناد و ضديت از اين ها استشمام كردند. به هر حال قلم وظيفه ي خود را دارد و اين هم از رومن رولان است كه:« اگر هنر و حقيقت نمي توانند با هم زندگي كنند، بهتر است هنر بميرد». اما اگر هنر هم نباشد چه كسي واقعيت را رصد خواهد كرد. واقعيتي كه از حقيقت ماجرا فاصله گرفته است. بي شك تاريخ راستي ها و كجي ها را بي كم و كاست ثبت خواهد كرد و خداوند داور نهايي است. در نهايت از همه ي عزيزاني كه نظراتشان تأييد و ثبت نشد صميمانه پوزش مي خواهم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 16:35  توسط جعفر خضوعي  | 

پيرو «‌ بدون عنوان»

من تنها به اين خاطر كه سردبير گويا هستم و گويا تنها رسانه ي فعال مختص اهر و قره داغ است، سعي كرده ام وارد فعاليت هاي سياسي و برنامه هاي انتخاباتي نشوم. به ستاد هيچ كانديدايي نرفته ام. سعي شده گردانندگان گويا همه چنين باشند. تا اگر مطلبي مي نويسيم، شائبه ي طرفداري پيش نيايد. با وجود اين بسياري ما را به طرفداري از مسعودي ريحان در دوره نمايندگي اش متهم كردند. ما اخبار مربوط به او را منعكس مي كرديم، چون نماينده است. وقتي هم از او انتقاد كرديم،‌ ديگراني گفتند داريد ريحاني را تخريب مي كنيد. ما حتي سعي مي كنيم از تبريك گفتن هم پرهيز نماييم. علي رغم تمام احتياجات و مشكلات مالي مان از نماينده اي تقاضاي كمك نكرده ايم و هيچ نماينده اي هم كمكي به ما نكرده است. من هم در ميان شور و شكوه انتخابات 12 اسفند و همچون ديگر همشهري هايم به يكي از نامزدها رأي دادم و رأيم نيز مسئله ي شخصي است و به كسي هم نگفته ام به كسي رأي بدهد يا ندهد. علي رغم تمام دغدغه هايي كه در مورد اهر و ارسباران دارم و معتقدم هيچ نماينده و كانديدايي نمي تواند به اندازه من چنين دغدغه جامع و دائمي داشته باشد،‌ واقعاً نسبت به انتخاب شخص خاص حساسيت ندارم و معتقدم نتيجه ي كار اين ها نمي تواند فاصله ي چنداني از يكديگر داشته باشد. منتخب و نماينده اهر و هريس در مجلس نهم را نيز مانند نماينده هاي قبلي از يك طرف مورد حمايت قرار مي دهيم و نظرات و اظهارات و نطق ها و اخبار او را تمام و كمال منعكس مي كنيم و از طرف ديگر از نقد عملكرد او و هشدارهاي لازم دريغ نمي كنيم. در نهايت هم پس از چهار سال در وضعيتي قرار مي گيريم كه اكنون با نماينده اين حوزه در مجلس هشتم هستيم. الآن قضاوت با شهروندان است كه با نماينده شان در مجلس هشتم چگونه رفتار كرده ايم. و اما در مورد بحث هاي مربوط به خريد رأي. اگر كسي در شهر اهر زندگي مي كند و در محل هاي مختلف حضور مي يابد،‌ از گفته هاي مردم مي تواند به حداقلي از شناخت و آگاهي لازم از بحث مورد نظر برسد. صرف نظر از اين كه تخلف هاي احتمالي از سوي كدام كانديدا يا كانديداها بوده و چه حجمي داشته و چه قدر مي توانسته در نتيجه ي انتخابات تأثير بگذارد، عمل خريد رأي وحشتناك است و نبايد صورت گيرد. به نظر من سرپوش گذاشتن و كتمان چنين رويدادي در صورت صحت وقوع خودش خلاف عقل و شرع و منطق است و مگر فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر در چنين مواقعي نيست كه بايد ياريگر ما باشد. « خريد رأي حرام است» و ما همان طور كه به روزه خواري يك شهروند در فضاي عمومي حساسيت به خرج مي دهيم،‌ بايد همان قدر نيز به رأي خري و يا رأي فروشي يك شهروند نيز حساس شويم. حالا ممكن است برخي پست « بدون عنوان » را به طرفداري از كسي و يا ضديت با كس ديگر تعبير كنند كه درست نيست و نتيجه ي قانوني را همه بايد بپذيرند، حتي اگر مورد دلخواه شان نباشد.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 21:49  توسط جعفر خضوعي  | 

چهلم فتح اله اقبالي در زادگاهش برگزار شد

امروز جمعه 19 اسفند مراسم چهلم درگذشت زنده ياد فتح اله اقبالي ـ شاعر ورزقاني ـ در زادگاه خود روستاي صفرعلي ديزج ـ برگزار شد. صبح جمعه با جمعي از دوستان شاعر و نويسنده راهي ورزقان شديم. اين دومين بار بود كه من به روستاي صفرعلي ديزج مي رفتم. سال پيش نيز براي شركت در مجلس ترحيم زنده ياد ميرزا محمد بخشي ـ شاعر ورزقاني ـ به اين روستا رفته بودم. روستايي كه دو شاعر بزرگ تحويل مردم دهد،‌ بايد كه توجه و احترام آدمي را جلب كند. ساعت 10 و نيم در مسجد اين روستا بوديم. فاتحه اي خوانديم و ساعتي نشستيم. قبل از پايان مجلس،‌ مسجد را ترك كرديم و در خروجي روستا بر سر آرامگاه ميرزا محمد بخشي حاضر شده و فاتحه اي خوانديم. يادشان گرامي باد. يكي از دوستان شاعر جمع ما را به ناهار مهمان كرد. غذاخوري خوبي در شهر ورزقان سراغ داشت. اسمش نوجوان بود. غذاخوري شيك و تميزي است و غذاي خوبي هم داشت دوغ شان كه عالي بود. پس از صرف ناهار، ورزقان را ترك كرديم. شهر خيلي ساكت بود و انگار پس از يك شور انتخاباتي داشت استراحت مي كرد. در يك نگاه كلي مي شد فهميد كه رشد ورزقان خيلي كُند است.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 20:54  توسط جعفر خضوعي  | 

سخني با نماينده شهرستان ورزقان در مجلس نهم

در ابتدا جا دارد بگويم كه از شكل گيري فضاي مجازي نقادانه در وبلاگ هاي ورزقاني در ايام تبليغات انتخاباتي بسيار خوشحال شدم. فضايي كه در آن علي رغم برخي تندروي ها مي شد نور اميد تحمل مخالف و رعايت آداب رقابت را ديد.

حضور آقايان الياسي و عليزاده ( نمايندگان سابق و فعلي شهرستان ورزقان در مجلس ) مي توانست كار را بر شما سخت كند كه حضور آن ها ممكن نشد. تو ماندي و رقبايي كه احساس مي شد ياراي رقابت با شما را ندارند. حالا شما كم كم آماده مي شوي كه بر كرسي ديار قهرمان خيز و عالم پرور ورزقان در مجلس نهم جلوس نمايي و تمامي اين منطقه را براي چهار سال نمايندگي كني.

ورزقان علي رغم پيشنه ي تاريخي درخشان و علي رغم برخورداري از منابع و استعدادهاي طبيعي متعدد، همپاي ديگر نقاط استان پيش نرفته است. متأسفانه دوره ي قبل مجلس نمايندگي منطقه در مجلس نتوانست حركت چنداني در رشد و توسعه ي ورزقان ايجاد نمايند.  

شاهد نبوده ايم نماينده ي ورزقان از ميراث فرهنگي و محيط زيست ورزقان سخن بگويد. از ادبيات و هنر اين ديار بگويد. از احياي نام و ياد مفاخر و علما و قهرمان هاي ملي برخاسته از اين ديار بگويد. معتقدم جوانان تحصيل كرده ي ورزقاني از نمايندگان خود بسيار جلوتر بوده اند و اين هوش و حواس را براي نمونه در برداشته شدن تنديس « غاز » از ميدان ورودي ورزقان و برخاستن تنديس ستارخان شاهد بوديم. مسئله اي كه كوچك ترين واكنش و تحركي از سوي نماينده ي منطقه ايجاد نكرد.

بزرگراه تبريز ـ ارمنستان از حوزه ي انتخابيه ي شما خواهد گذشت و تحول قابل توجهي در اين منطقه ايجاد خواهد كرد به ويژه اين كه نمايندگان تبريز نيز به اين پروژه علاقه مند هستند. مس سونگون علي رغم چندين بار كلنگ زني و وعده و وعيد هنوز گل نكرده است  و حرف و حديث ها و اخبار نگران كننده اي از وضعيت محيط زيست در آن حوالي به گوش مي رسد. مطمئن بايد بود كه ورزقان بدون حفاظت از جنگل ها و مواريث تاريخي اش آباد نمي شود. نمايندگان تبريز و مسئولان استاني نيز به سونگون علاقه مند هستند و سونگون را نيز نمايندگي مي كنند و اين كار شما را بايد قدري آسان نمايد.

شما بايد كمك كنيد تا ورزقان براي رشد و توسعه ي خود برنامه داشته باشد. شما بايد تمام زواياي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي و حتي تاريخ و هنر و ادبيات منطقه را نمايندگي كنيد و در اين مهم نياز شديد به مشاوران قوي داريد. شما كه فقط نماينده ي مشكل بيكاري و فقر مالي منطقه نيستيد، شما بايد همه ي داشته هاي منطقه را نمايندگي كنيد. نسبت به هر آن چه از نياكان مان به ارث رسيده، مسئول هستيم و شما مسئوليت تان بزرگ است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 18:6  توسط جعفر خضوعي  |