یوخا

یوخا،‌ نانی است که دیرزمانی سفره ها را جان داده و نمادی است از میراث غنی حیات در قره داغ

باران جنی در اقلیم شعر!!

روز شعر و ادب گذشت باز این پرسش در ذهنم مکرر آمد و شد داشت که چرا شعر چنان که باید در جان جامعه ما جاری نیست. بچه های ما در موطن مادری شان حکیم نباتی را نمی شناسند و با بایاتی بیگانه اند. کلاً از شعر دورند در معنای جهانی اش...

مگر می شود باران باشد و زمین تر نباشد. اگر بگوییم خشکسالی شعر عنوان جالبی است اما ذخائر شعر ما، ما را برای همیشه از خشکی در امان نگه می دارد و شعر امروز هم هست...گویند نوعی باران است در شرق کشور که « باران جنی» خوانندش. یعنی موقع بارش نادر؛ قطرات باران فرود می آیند اما به علت وجود هوای داغ در سطح زمین بخار می شوند و زمین تر نمی شود.... شاید مشکل شعر ما نیز چنین ماجرایی داشته باشد....

ـ اخیراً شهروندی با پیام خود یاد ستونی را زنده ساخت که طی سال های 84 تا 87 در نشریه گویا داشتیم به نام « بی ستون». بایاتی زیر را به نقل آن ستون آورده بود در پیامش و از مطلبی با عنوان «سماور آبجوش» به خوشی یاد کرده بود.

قره بولوت آغ بولوت / قره داغا یاغ بولوت/ یایلاق لارا سو یئتر/ قویما یانا داغ بولوت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت 13:41  توسط جعفر خضوعي  | 

روز شعر و ادب فارسی، روز شعر و ادب ایران، روز شهریار، روز شاعر

 

از مهم ترین برنامه های هفته نکوداشت تبریز؛ « همایش بین المللی استاد شهریار» است که 26 و 27 شهریور برگزار می شود. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این همایش حضور یافت.دکتر جنتی گفت: « شاعر مردمی؛ عنوانی است که تنها خود مردم به شاعر محبوب خود می بخشیده اند و حکومت ها و دولت ها در این باره دخالتی ندارند، چه بسیار شاعرانی که در طول تاریخِ سُرایشِ شعر، القاب دهان پرکنی را از جانب حکومت ها و دربارها دریافت کرده اند اما گذر زمان گَرد فراموشی بر نامشان نشانده و اکنون جز در کتاب های تاریخی نامی از آنها نیست». به گزارش ایرنا، وی تصریح کرد: « مردم ما شاعری را قدر می دانند و بر صدر می نشانند که شعرهایش بازتاب زندگی و فرهنگ آنان باشد».

روز 27 شهریور در تقویم رسمی کشورمان؛ « روز شعر و ادب فارسی» و « روز بزرگداشت شهریار» نام یافته است. مرتبط با این مناسبت سال گذشته در چنین ایامی نوشته بودم:

روز شعر و ادب فارسی یا روز شعر و ادب ایران؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393ساعت 0:22  توسط جعفر خضوعي  | 

ریشه های هالا و غیبت نام اهر!!!

هالا تنها ورزش رزمی ایرانی است و بنیانگذار آن اسماعیل ملک جهانی است که متولد شهر اهر می باشد. 26 مهرماه سال گذشته همایش اهر، شهر هالا همراه با نکوداشت استاد ملک جهانی در این شهر برگزار و خیابانی به نام ایشان نام گذاری شد.

استاد ملک جهانی در این همایش و هنگام سخنرانی خود از نسبت اهر با هالا سخن گفت. گفت: هالا و اهر هر دو به معنای خورشید است. الفبای هالا در کوی دباغخانه اهر شکل گرفته است. استاد ملک جهانی در دوازده سالگی به تبریز مهاجرت کرده است.

در قالب برنامه های هفته نکوداشت تبریز و روز جمعه 28 شهریورماه فستیوال ورزش رزمی هالا در تبریز برگزار می شود. علیرضا رحیمی رئیس هیئت ورزش های رزمی استان امروز در گفتگو با خبرگزاری فارس، از ریشه های هالا نیز سخن به میان آورده و گفته است؛ « با توجه به این که ریشه های هالا از تبریز بوده و بنیانگذار این رشته استاد ملک جهانی متولد آذربایجان شرقی است و این رشته را در تبریز بنیان نهاده به مناسبت هفته نکوداشت تبریز فستیوال ورزش های رزمی در تبریز برگزار می شود».

ناگفته پیداست که برگزاری فستیوال هنر رزمی هالا در تبریز باعث خوشحالی است. ضمن اینکه در بیانیه همایش اهر، شهر هالا نیز بر توجه شایسته به این هنر ایرانی در تبریز و تهران و حتی نام گذاری خیابان به نام استاد ملک جهانی در این شهرها تأکید شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 20:50  توسط جعفر خضوعي  | 

مس قره داغ و امروز ماجرای یک تابلو!!!

امروز عصر شنیدم که برخی قصد پایین آوردن تابلویی در اهر را داشته اند که با ورود به موقع مسئولان شهرستان اهر به هدف شان نرسیده اند.

این تابلو مربوط به « مس» است و به نظر می رسد ما با مس داستان ها خواهیم داشت. وقتی « شرکت مس آذربایجان» تشکیل شد، عده ای ساده انگارانه گفتند این همان مس سونگون است اما به زودی آشکار شد که نیست. اندکی گذشت و مدیر نخست این شرکت از طراحی و نصب نماد مس در تبریز سخن گفت. معلوم هم بود که با چنین تغییر نامی دفتر شرکت نیز در تبریز فعال خواهد بود و امتداد ماجرا....

وقتی صحبت از مس آذربایجان می کنیم، مس قره داغ است هم به معنای منطقه قره داغ و هم معطوف بر رشته کوه قره داغ ( از مسجدداغی در شمال غرب قره داغ تا نیاز در شرقی ترین نقطه این رشته کوه). البته قوشاداغ در این منطقه نیز مس دارد. مانند مس سوناجیل و مس خضرکندی و...

اکنون قطب دوم مس بعد از سونگون در دامنه های شیور ( مزرعه و انجرد) هر دو در قره داغ شکل گرفته است.

تابلویی که قصد پایین کشیدنش را داشتند تابلوی؛ « شرکت تولیدی معدنی مس مولیبدن آذربایجان» بوده است.

انشاءا... که مسئولان شهرستان به زودی اطلاع رسانی خواهند کرد. در مورد این که عاملان و آمران این کار چه کسانی بوده اند؟ و اساساً حق این کار را داشته اند یا نه؟!

در نهایت پاسخی برای این سوال که دارنده معادن مس خود چه کاره است؟ چه نسبتی با شرکت مس آذربایجان دارد؟ و به عبارت دیگر شرکت مس آذربایجان چه نسبتی با معادن مس قره داغ دارد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 20:24  توسط جعفر خضوعي  | 

قره داغ مبتکر روزنامه نگاری ملی است

هفته نکوداشت تبریز در جریان است و شمارش اولین های تبریز در جریان این نکوداشت برجسته می شود. در شمارش اولین ها، « تبریز؛ مبتکر روزنامه نگاری ملی» هم مطرح می شود و این عبارت به نقل از سایت شهرداری تبریز تکرار می شود که؛ « تاسیس روزنامه ی اختر توسط عده ای از تبریزی های مبارز با حکومت استبدادی قاجار در استانبول بنیاد روزنامه نگاری ملی در در سال 1292 گذاشته شد».

در شماره 228 گویا یادداشتی با عنوان « محمد طاهر قراجه داغی؛ آغازگر مطبوعات ملی ایران» نوشته بودم که بازنشر آن در این ایام بی مناسبت هم نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 21:59  توسط جعفر خضوعي  | 

گردهم آیی سالانه نظیره سرایان حیدربابایه سلام در اهر را از دست ندهیم

زنده یاد سیف اله دلخون سراینده نخستین نظیره بر حیدربابایه سلام

زمان برگزاری هفته نکوداشت ارسباران در قرار اولیه در محدوده دهه آخر مرداد بود که بر سالگشت زلزله قره داغ هم نظری شده بود. شرح علت متوقف شدنش واقعا خاطرسوز است.

یکی از برنامه هایی که مربوط به حوزه شعر و ادب بود، همایش نظیره سرایان « حیدربابایه سلام» بود. تقدم شعرای اهری در نظیره سرایی بر منظومه استاد شهریار و استقبال گسترده شعرای قره داغی در این امر، جایگاه خاصی را به نام این شهر و منطقه شکل داده است.

ایده گرد هم آیی سالانه نظیره سرایان حیدربابایه سلام در اهر از سوی نشریه گویا و در ضمن انتشار گزارشی از رونمایی کتابِ « هم صدایی با شهریار»، اثر آقای دوستی مطرح شد. این کتاب در واقع معرفی نظیره های سروده شده از سوی شعرای قره داغی بر حیدربابایه سلام می باشد.

نخستین نظیره بر حیدربابایه سلام را سیف اله دلخون ـ شاعر اهری ـ با عنوان « قیزیل قیه یه سلام» در سال 1331 سروده است. دومین نظیره نیز متعلق به استاد بارز ـ شاعر اهری ـ است که؛ « ائل دایاقینا سلام » نام دارد. نظیره دلخون را آقای دوستی در سال 1388 ( 56 سال پس از خلق آن) تدوین و منتشر ساخت. متولی اصلی نکوداشت ارسباران؛ شهرداری اهر بود و با توجه به اینکه مرحوم دلخون کارمند شهرداری اهر بوده است، میزبانی اش در این همایش بی ارتباط هم نبود. 

در هفته نکوداشت تبریز و در همایش « فرهنگ مردم در شعر استاد شهریار » آقای دوستی نیز مقاله ای دارند که در ارتباط با همین بحث است و شنیده ام بندهای دیگری از نظیره دلخون را ایشان به دست آورده اند.

بنده در مقدمه نظیره « گوی ارخج» اثر آقای عطالو شرحی از اهمیت نظیره سرایی نوشته ام و جایزه حیدربابایه سلام را آنجا مطرح کرده ام. گردهم آیی سالانه نظیره سرایان حیدربابایه سلام در اهر رویداد ادبی بسیار مهمی است که امیدوارم آن را از دست ندهیم.

دلخون 19 دی ماه 1376 ، این سرای فانی را وداع گفته است.

به گفته مصطفی قلیزاده عضو هیئت علمی همایش بین‌المللی فرهنگ مردم در شعر استاد شهریار؛ « برای منظومه ی حیدربابایه سلام حدود 400 مورد استقبال و نظیره نوشته شده است» که حدود 50 نظیره متعلق به شعرای قره داغی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 0:45  توسط جعفر خضوعي  | 

نکوداشت تبریز مبارک باد

 

تبریز. پوسته؛ اکنون شهر مشترک و مسکن مهر همه اهل آذربایجان، حداقل؛ «شرقی»اش. هسته اش ریشه دار در تاریخ. عهده دار نقشی عظیم در میهن مان ایران. پیشینه آنجاست. تبریز آن است.

تبریز؛ آیین نکوداشت پیش رو دارد. عزیز ماست و ما هم مسرور. قره داغ هم عرض تبریک دارد. زنده باد و شاد.

انشاءا... نوبت قره داغ....

انتظار این است؛ سهم و نقش قره داغ از تاریخ، محترم باشد.

....

قصد و عشقی در میان آمد برای نکوداشت قره داغ. اما ماند. بماند. هرچند آبی شد بر حرارتی شورآفرین.... تقدم تبریز را هم محترم باید داشت... قره داغ هم شاید وقتی دیگر.... شاید هم نه. نکوداشت قره داغ را فرزندانش از سال ها پیش کلید زده اند... با قلم هایشان و با قدم هایشان. خیزش نو در احیای هویت تاریخی قره داغ.... این مبارک است....

قره داغ؛ مهد است و بنیانگذار. مفتخر است به نام نامی فرزندانش. موسیقی عاشیقی، ادبیات، مطبوعات ملی، هنر تئاتر، هنر خوش نویسی، دیانت و عرفان، طب، حقوق، مبارزه و سلحشوری، دانش، ورزش و...

قره داغ فرزندان این عرصه ها را مادر است و هیچ دایه ای مهربان تر از مادر نیست.... در مصائب؛ مادر را دل سوزد، دایه را دامن....

حق این مادر است که نامش بر جوار نام فرزندانش بدرخشد... البته احترام دایه هم واجب است.

آری... حکیم نباتی، محمد طاهر قراجه داغی، میرزا طاهر خوش نویس، میرزا محمد جعفر قراجه داغی، علامه جعفری، کلنل پسیان، ستارخان و.... جوهر قره داغی شان قابل انکار نیست.

البته... همه در فهرست مفاخر آذربایجان است. همه در فهرست مفاخر ایران است.

....

قره داغین تکجه عاشیق موسیقی سی و ادبیاتی ئوزی بیر مکتب دیر. عاشیق حسین جوان. قره داغین بویوک عاشیق لاریندن بیری. اونون « آ تبریز» عنوانلی قوشماسیندان، بیر پارا؛

فیکیرلر یورغونو اولوبدور بئینیم

آرزیمین درمانی تاپیلمیر نئینیم

آه چکیر اوره ییم، یاش تؤکور عینیم

چاتمیر قولاغینا، نالام، آ تبریز

نکوداشت تبریز مبارک باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 1:57  توسط جعفر خضوعي  | 

حکایت تندیس ما و یادمان جناب شهردار

 

آقای شکری شهردار اهر اخیراً در گفتگو با گویا و در پاسخ به علل تعلل وی در نصب تندیس پروفسور آخوندی که از سوی شهردار قبلی جهت نصب در میدان موسوم به دادگستری تهیه شده است، پاسخ داده است؛ « طبق آیین نامه نحوه نظارت بر انتخاب، ساخت و نصب مجسمه و یادمان در میدانها و اماکن عمومی مصوب مورخه4/3/78 شورای سیاست گذاری و نظارت بر انتخاب، ساخت و نصب مجسمه و یادمان در مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ترکیب؛ معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی، نماینده وزیر کشور، نماینده سازمان میراث فرهنگی، نماینده انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، نماینده فرهنگستان هنر، یک نفر از اساتید برجسته هنرهای تجسمی با معرفی وزارت علوم، شهردار شهری که نصب مجسمه در آن پیشنهاد شده، دو نفر از صاحب نظران مسائل فرهنگی و تاریخ اسلام به پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و تصویب شورای فرهنگ عمومی و نماینده بنیاد شهید انقلاب اسلامی تشکیل می شود...» شکری ادامه داده است؛ « متأسفانه این مراحل در زمان شهردار محترم قبلی طی نشده و مجسمه ذکر شده نیازمند طی این مراحل و اخذ مجوز از شورای نظارت می باشد».

آقای مولاخواه شهردار سابق اقدام به ساخت این تندیس کرده بود و برای نصب آن در میدان موسوم به دادگستری تندیس موجود ( موسوم به حکیم عبدالقادر اهری) در آن میدان را هم برداشته بودند که رسید به پایان شهرداری اش در اهر و همچنین گفته می شود برخی مخالفت ها.

مرتبط: تندیس آخوندی را به میدان بیاورید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 21:36  توسط جعفر خضوعي  | 

الاغ قدمعلی از آراز گذشت

 

در شرایطی که از انتقال آب ارس به دشت گلفرج و تبریز و دریاچه ارومیه سخن ها رفته است و حتی در آخرین روزهای عمر دولت دهم کلنگ طرح انتقال آب ارس بر زمین فرود آمد، اکنون خبر کاهش قابل توجه آب ارس در فضای اطلاع رسانی تکثیر می شود. اغلب رسانه ها با آوردن جمله ی « هیچ کس فکر نمی کرد روزی ارس خشک بشود»، تعجب خود از این رویداد را نشان دادند. حتی مدیر عامل آب استان اردبیل در جلسه شورای اداری اخیر این استان گفته است؛ « همیشه گمان می‌رفت این رود هیچ وقت خشک نمی ‌شود». اما این یک واقعیت است که؛« ارس رو به خشکی نهاده است».

خشکسالی عامل کاهش آب ارس است و حتی همین مسئله نیز نشان می دهد که ارس نیز می تواند خشک بشود چونان که دریاچه ارومیه خشک شد. این امر هشداری است برای مسئولان و مردم که مدیریت صحیح آب را جدی بگیرند.

عنوان این نوشته از یک مثل ترکی برآمده است که می گوید؛ « ارس را ببین. به چه روزی افتاده است که قدمعلی با الاغش از آن می گذرد».

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 2:8  توسط جعفر خضوعي  | 

ذرت اهر یا ذرت پسته بیگ؟! جشن برداشت یا جشنواره؟!

 

این هفته سرپرست جهاد کشاورزی شهرستان اهر از برگزاری « اولین جشنواره برداشت ذرت در روستای پسته بیگ» در « هفته بعد» خبر داد.

اگرچه احمدی فر از برگزاری نخستین جشنواره برداشت ذرت در اهر خبر داده است اما مهرماه سال 1391 جشن برداشت ذرت در روستای پسته بیگ از توابع اهر برگزار شد و به نظر می رسد منظور وی همان « جشن» باشد که پیش تر نیز در همان محل برگزار شده و ناظر بر کشت نوین این محصول باشد. احمدی فر در کنار اعلام خبر این جشنواره گفته است؛ « حرکتی تحت عنوان آبیاری تحت فشار بصورت قطره ای و بارانی با امکانات مکانیزه صورت گرفت که امسال180 هکتار بصورت یکپارچه و یکجا در سه رقم به کاشت ذرت در روستای پسته بیگ اقدام کردیم».

احمدی فر در اطلاع رسانی از این برنامه از اصطلاح « جشنواره» استفاده کرده است که با « جشن برداشت محصول» متفاوت است. اگر منظور از جشن برداشت ذرت در پسته بیگ که با ذرت سنتی و بومی اهر تفاوت هم دارد، جمع آمدن تعدادی از مسئولان و زارعان در پسته بیگ و انجام چند سخنرانی باشد، این نه جشن است و نه جشنواره. وقتی یک هفته قبل از برگزاری جشنواره خبر آن را حتی بدون انتشار پوستری اعلام می کنند، به نظر می رسد، ارتباطی با جشنواره که بار فرهنگی خاصی هم با خود دارد، نداشته باشد.

عکس: اهروصال/ مهدی دایلاری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 13:4  توسط جعفر خضوعي  | 

جشنِ آللی

هفته پیش بود. برای آیین افتتاح پروژه آسفالت راه روستای آللو در دامن قوشاداغ و آخرین روستای اهر در جنوب شرق، دعوت برای حضور داشتیم. زمان و محل حرکت جمعی را به خاطر یک برنامه دیگر از دست داده بودم. با دوست خوبم آقای محمودآبادی بودم در خودروی ایشان که قرار آللی بر زبان آمد و همین طور به سوی این روستا حرکت کردیم. زودتر از مقامات آنجا بودیم. جمعی از اهالی روستا در نزدیکی روستا منتظر بودند. از حضور در آیین افتتاح صرف نظر کردیم و وارد روستا شدیم.

روستای بزرگی است و خدمات عمومی عمدتا به آن رسیده است. اما مشکل آب شرب دارند و طرح هادی شان هنوز تمام نشده است. ساخت مدرسه جدیدشان هنوز به پایان نرسیده است. شب در مسجد روستا بودیم و شام را میهمانشان. یک مسئله در آللی جشن گرفتن دارد که عرض می کنم. قبلا از حواشی این روستا گذشته بودم اما اینبار ساعتی حضور برایم شناخت دیگری داشت. به ویژه در سال های اخیر به روستاهای بسیاری در قره داغ رفته ام. در بسیاری خانه های متروک حالت بی روحی به روستا داده است. آللی را بسیار زنده یافتم. برخلاف بسیاری از روستاها که در آنها جوان و کودک کمتر به چشم می خورند، روستای آللی پر از کودک و نوجوان و جوان بود و شور در کوچه ها جاری. هنوز صحنه ها و جلوه های زیبای روستایی که اکنون برای ما با حس نوستالژیک در خاطر می آیند در آللی برقرار است. می شد کمی تأمل کرد و حیدربابایه سلام مصور را در آللی به تماشا نشست.

اکنون نام آللی در خاطر من با زیبایی و شادمانی همراه است.

عکس از مرتضی خضوعی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 1:43  توسط جعفر خضوعي  | 

نگاه تمرکزگرایانه در آذربایجان شرقی، قره داغ را مثل دریاچه ارومیه خشک می کند

استاندار سابق آذربایجان شرقی یکبار گفته بود؛ « شهرستان های آذربایجان شرقی هویت مستقل از تبریز ندارند». اگر به این سخن نگاه کلی داشته باشیم و بگوییم همه شهرستان ها مثل تبریز هویت آذربایجانی دارند، حرف نادرستی به نظر نمی آید. اما اگر به این سخن از یک نگاه تمرکزگرایانه نظر کنیم، رویکرد ویرانگری است. سیاست تمرکزگرایی که نیمی از جمعیت استان را در ده درصد مساحت آن جمع کرد و چنان فشاری بر طبیعت وارد آورد که یکی از اثراتش نقشی است که در نابودی دریاچه ارومیه ایفا شد.

همین سیاست ویرانگر متأسفانه در حوزه فرهنگ نیز اعمال شده است. شهر تبریز امروز نمی تواند حافظ و ناجی فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی غنی ما باشد و این فرهنگ و این ادبیات به ویژه در منطقه روستایی و عشایری قره داغ زنده است اما موج بالای مهاجرت که کاهش روز افزون جمعیت و تخلیه روستاها در آن را موجب شده است، خطر بزرگی به حساب می آید.

در چنین شرایطی جوانه های برآمده از ذوق و شوق و هنر و استعداد و وطن دوستی جوانان قره داغ هم که توسط مرکز استان مصادره شود، دیگر امیدی باقی نمی ماند.

در پیوند با برگزاری هشتمین جشنواره تئاتر اهر و اعلام تشکیل دبیرخانه این جشنواره در اهر و تبریز از سوی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، امروز نماینده محترم اهر و هریس در جلسه شورای اداری اگرچه تشکیل دبیرخانه در شهر دیگری را رد نمود و بر بنیانگذاری اهر تأکید کرد اما گفت: « نباید با جوسازی مسائل مطرح شود و باید راه عقلایی در پیش گرفت اگر نشد آن وقت می توان فریاد کرد».

ضمن ابراز خوشحالی از واکنش صریح آقای فلاح، مسئله این است که اعلام آن سخن از سوی مدیرکل نمود نگرش ویرانگری است که صحبتش آمد. اساساً وی نباید چنین حرفی را می زد آن هم از تلویزیون وگرنه دبیرخانه دائمی جشنواره سراسری ارسباران طی برگزاری هشتمین دوره، در اهر فعال شد و خواهد بود.

کم کم پیگیری ها و اظهارات امیدوار کننده ای به گوش می رسد و چنین هم باید باشد که برخی چنان نیاتی را از سر خود بیرون کنند و اگرچه بزرگورانی نیز پیگیر هستند اما بنده حقیر نیز نامه ای برای وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی که پیام مهم و معناداری به جشنواره سراسری تئاتر اهر صادر کردند، آماده کرده ام تا ارسال و منتشر نمایم...تا چه پیش آید....

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 23:29  توسط جعفر خضوعي  | 

فرصتی برای پیگیری مسئولان

 

در پی اقدام تأسف بار مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی در اعلام تشکیل دبیرخانه تئاتر اهر در تبریز، در نخستین واکنش اقدام به نگارش سه متن و انتشار آنها در این وبلاگ کردم. برخی از دوستان نیز البته یادداشت هایی منتشر کرده اند.

همزمان برخی از هنرمندان واکنش هایی داشته اند و با نماینده اهر نیز تماس گرفته اند. بنده بی هنر که جای خود دارد، هنرمندان ما و شهروندان دلسوز و میهن دوست ما اجازه نخواهند داد محصول هنری موطن شان مصادره شود. با توجه به این که هنوز از سوی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی پاسخی به اعتراض های ما داده نشده است، قبل از اقدامات بعدی و رجوع به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس جمهور منتظر اقدامات مسئولان شهرستان هستیم. مسئولانی که هر یک به سبب مسئولیتی که مردم به آنها امانت داده اند و به سبب مسئولیت دولتی و حقوقی که از خزانه مردم می گیرند، وظیفه دارند پیگیر موضوع شده و به مردم گزارش بدهند.

به ویژه منتظر پیگیری؛ نماینده اهر و هریس در مجلس، فرماندار شهرستان اهر ( که مسئول ستاد برگزاری جشنواره نیز بود)، خاک پور رئیس شورای اسلامی شهرستان اهر، قهرمانی فرد رئیس شورای اسلامی شهر اهر، همتی نماینده اهر در شورای عالی استان آذربایجان شرقی و ولی پور سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر و...

و رجب پور مسئول انجمن نمایش اهر.

ـ عکس مربوط به هفتمین دوره جشنواره سراسری تئاتر کوتاه ارسباران است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 23:0  توسط جعفر خضوعي  | 

آیا شهر اولین ها قصد سرقت هنری از اهر را دارد؟!

 

جشنواره تئاتر زیر پنج دقیقه ای اهر در سال 1384 با ایده و همت چند تن از هنرمندان اهر در این شهر تاریخی شکل گرفت. ابتدا در سطح شهرستان اهر بود و بعد به سطح استانی ارتقا یافت. در سال 1392 و همزمان با نخستین سالگرد زلزله قره داغ هفتمین دوره جشنواره تئاتر زیر 5 دقیقه ای ارسباران به صورت سراسری برگزار شد. امسال نیز هشتمین دوره این جشنواره با دریافت آثار از 15 استان و پذیرش آثار از 11 استان از 26 الی 29 مردادماه در اهر برگزار شد.

امسال و در هشتمین دوره، نخستین بار بود که دست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتخاب مدیرکل آن به عنوان دبیر جشنواره مستقیماً وارد موضوع شد. این امر به جای تقویت جشنواره مسائل و مشکلاتی برای آن به وجود آورد. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی که با این جشنواره و پیشینه آن آشنایی لازم را نداشت، در اظهارات خود به جای هشتمین دوره، از برگزاری سومین دوره آن خبر می داد و حتی از آن با عنوان جشنواره تئاتر کوتاه آذربایجان شرقی سخن به میان می آورد. صفی پور حتی به اشتباه می گفت؛ « جشنواره‌ی تئاتر پنج دقیقه‌ای در سال‌های گذشته به صورت منطقه‌ای برگزارمی ‌شد و امسال با پیگیری اداره کل ارشاد استان و موافقت وزارت ارشاد به صورت ملی و سراسری برگزار می شود». در واقع او نمی دانست که این جشنواره سال گذشته نیز به صورت سراسری برگزار شده است و پیگیری اداره کل او نقشی در سراسری شدن این جشنواره نداشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت 17:17  توسط جعفر خضوعي  | 

نامه ای برای مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی

 

حقیقتاً قصد آن را نداشتم که وارد پشت صحنه جشنواره تئاتر کوتاه ارسباران شوم و از کارشکنی ها بگویم. به خاطر این که شیرینی کار بزرگ هنرمندان اهر خدشه نیابد. اما اگر سکوت ما باعث شود که حق مسلم اهری ها از سوی مسئولان استانی در تبریز مصادره شود، کوتاه نمی آییم.

آقای مدیرکل من همانم که در انتهای اختتامیه و موقع خروج تان از سالن گفتم؛ « آقای مدیرکل ممنون که در جشنواره غایب بودید و برای اختتامیه آمدید». آقای مدیرکل سایت اداره کل شما دو روز اول جشنواره سکوت اختیار کرد و روز سه شنبه تردستی نمود. آقای مدیرکل! شما در یک سال گذشته که معاونان وزیر ارشاد را که به استان آمده اند، برده اید به عجب شیر و مراغه و بناب و ... و به اهر نیاوردید تا ساختمان مخروبه فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر را ببیند. ببیند که بعد از دو سال از زلزله هنوز خانه هنرمندان بازسازی نشده است. و حالا معاون هنری وزیر ارشاد نه به خواست شما که به درخواست هنرمندان اهر و با همراهی نماینده اهر به این شهر آمد. شما نیز شنیدید در سالن که به آقای مرادخانی گفتم؛ « دیدید ساختمان فرهنگ و ارشاد اسلامی را که مسئولان ما با گذشت دو سال هنر بازسازی آن را نداشته اند».

آقای مدیرکل شنیده ام اعتبار 20 میلیونی جشنواره سال قبل با همت و پیگیری هنرمندان اهر از وزارت ارشاد به اداره کل شما واریز شده و شما حدود سه ماه قبل تنها 10 میلیون تومان آن را داده اید و 10 میلیون تومان بقیه را هنوز نداده اید.

آقای مدیرکل شنیده ام اعتباری حدود 15 میلیون تومان قرار بوده که به هشتمین جشنواره سراسری تئاتر اهر بدهید و شنیده ام که بعد از تأکید و تصریح دبیر اجرایی بوده که قبل از اختتامیه مبلغ 14 میلیون تومان داده اید.

آقای مدیرکل برخی افراد خیر اهری کمکی به جشنواره کردند که نامشان در اختتامیه هم گفته شد و انگار کسانی مانع از حضورشان در صحنه و همراهی در اهدای جوایز شدند.

آقای مدیرکل یکی از خیرین عزیز که موقع اتمام ( ناتمام) جشنواره در محوطه سالن ناراحتی مرا دیده بود، همان شب زنگ زد که شنیده ام اداره کل مبلغ 14 میلیون به جشنواره داده و در اختتامیه برای بچه های اهر محدودیت ایجاد کرده اند. گفت: می گفتید من 14 میلیون به آنها می دادم و می خواستید که دست از جشنواره اهر بردارند ( البته آن اعتبار و پول که مال شما نیست مال خود اهری هاست که از مسیر کوچه شما می گذرد).

آقای مدیرکل به نظر می رسد اعلام تشکیل دبیرخانه تئاتر ارسباران در تبریز نمود و بروز اراده ای است که می خواهد این تئاتر را از اهر بگیرد. اما زهی خیال باطل. ما مردان شجاع قره داغیم. اگر اطلاعات کافی ندارید، پیرامون تان اهری زیاد است. بخواهید که برای شما کمی از قره داغ بگویند. آقای مدیرکل ما سال هاست که از هویت تاریخی و فرهنگی و از حق و حقوق ضایع شده قره داغ می گوییم و می نویسیم. کسانی البته در همان تبریز تحمل این گفته ها و نوشته ها را نداشته اند و حتی تذکر که؛ « چرا از خودتان منطقه درست می کنید». شما نبودید تابستان سال 91. من به اطلاع شما می رسانم که پس از وقوع زلزله مقام معظم رهبری به منطقه ارسباران آمد و در جمع مسئولان استان آذربایجان شرقی گفت؛ « مردم منطقه ارسباران که اکنون این منطقه دچار زلزله شده است، همواره به رشادت و شجاعت مشهور بوده اند». حضرت ایشان تصریح کردند؛ « این را کسانی می دانند که با تاریخ آشنا باشند».

آقای مدیرکل توصیه می کنم کمی درباره تاریخ قره داغ مطالعه کنید و به این راحتی دست تعدی به سوی ارسباران دراز نکنید. ما بیش از این تحمل تعدی به حقوق مان را نداریم. لازم باشد گدایی می کنیم و پول از اداره کل شما برای جشنواره نمی گیریم. اگر دیدید که امکانات نداشتیم و شرمنده هنرمندان میهمان تئاتر شدیم، دلیلش این است که امکانات استانی در تبریز متمرکز شده و بی عدالتی در توزیع امکانات و اعتبارات ما را به این روز انداخته است.

آقای مدیرکل شما که در اطلاع رسانی اولیه تان از هشتمین دوره جشنواره تئاتر ارسباران به عنوان سومین دوره یاد می کردید، شما که از عنوان اهر و ارسباران برای این تئاتر پرهیز داشتید، دیدید که وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیام خود به این جشنواره نه از کلمه « آذربایجان شرقی» که از « ارسباران» استفاده کرد. شما در آیین اختتامیه و در سخنرانی تان گفتید؛ « تهران صدای شما را شنید». بله تهران صدای ما را شنید اما تبریز نمی خواهد صدای ما را بشنود. این تئاتر برخلاف تصور شما تئاتر کوتاه در اهر نبود، بلکه « تئاتر کوتاه اهر» بود. مثل « تئاتر خیابانی مریوان».

اخیراً اطلاع یافتید که نامه سرگشاده کوتاهی برای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشته بودم تا دل آرامی شان را با ما قسمت کنند. اگر فی الفور سخن مضحک تان مبنی بر تشکیل دبیرخانه تئاتر ارسباران در تبریز را پس نگیرید، مستقیم با وزیر و رئیس جمهور مکاتبه می کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 0:26  توسط جعفر خضوعي  | 

آقای مدیرکل جشنواره تئاتئر کوتاه ارسباران هیچ ربطی به تبریز ندارد

 

امشب ( 30 مرداد) برنامه خبری ساعت 23 شبکه استانی سهند گزارشی از اختتامیه هشتمین جشنواره سراسری تئاتر کوتاه ارسباران پخش کرد. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در گفتگو با خبرنگار شبکه سهند در اهر گفت؛ « دبیرخانه دائمی این جشنواره در اهر و تبریز تشکیل می شود».

جشنواره تئاتر کوتاه ارسباران از سال 1384 و با فکر و نبوغ هنرمندان اهری در این شهر پایه گذاری شده و از سال گذشته به صورت سراسری برگزار می شود. این جشنواره هیچ ارتباطی با تبریز ندارد.

آقای مدیرکل حالا اگر نگوییم کارشکنی که بی توجهی شما و عوامل تان به برگزاری این جشنواره در اهر شرح بسیار می خواهد. بدان که جشنواره تئاتر کوتاه ارسباران هیچ ربطی به تبریز ندارد.

اهر ابداع کننده این هنر است و در پیشینه اش میرزا جعفر قره داغی را دارد. حق اهر را نمی دهید، بماند، حق مسلم اهری ها را مصادره نکنید.

توصیه می کنم هرچه زودتر نظر خود ( به عنوان مسئول دولتی عالی رتبه فرهنگ و هنر در آذربایجان شرقی) مبنی بر تشکیل دبیرخانه تئاتر ارسباران در تبریز را پس بگیرید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 23:32  توسط جعفر خضوعي  | 

جشنواره تئاتر اهر از خوان هشتم گذشت

هشتمین جشنواره سراسری تئاتر کوتاه ارسباران ( قره داغ) نیز برگزار شد. عظمت و شیرینی کار هنرمندان اهر چنان بالاست که نباید به خاطر برخی فشارها و کارشکنی ها و سنگ اندازی ها و نامهربانی ها، تلخ کامی کنیم.

بر زبان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در ضمن سخنانش جمله ای جاری شد که همین ما را بس. صفی پور گفت: « شما هنرمندان کاری کردید که صدایتان را تهران شنید». اما انگار تبریز صدای هنر اهر را نشنید.

در این حال توفیق اهر در برگزاری جشنواره سراسری را باید به هم تبریک بگوییم. برگزاری این جشنواره، پیروز برآمدن از سایه های سنگین است. اهر توانست صدای مستقل مکتب قره داغ را بلند سازد. درود بر هنرمندان اهر. درود بر شاه محمدزاده، درود بر رجب پور و درود بر همه هنرمندان همراه. درود بر آنها که اهمیت موضوع را دریافتند و دست یاری پیش آوردند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 0:0  توسط جعفر خضوعي  | 

روز اول هشتمین جشنواره سراسری تئاتر ارسباران بدون دبیر طی شد!!

پیش از ظهر بود. سالن کوچک کتابخانه عمومی اهر. قبل از اجرای نمایش. آقای اسدپور لحظه ای پیش حضار قرار گرفت و به آنها خوش آمد گفت. گفت به خاطر کمبود امکانات شرمساریم. به خاطر زلزله سالن نمایش مان را از دست داده ایم. ما را ببخشید. حضار کف زدند....

می شد. می شد آنچه را که این روزها بر اهر می گذرد در همین چند کلام و آن ادب مهمان داری دید. افتخار اندکی همراهی با زحمت کشان ( و نه الزماً دست اندرکاران روی کاغذ) جشنواره سراسری تئاتر در اهر مرا معلوم داشت که برخی از شهروندان عزیز و برخی مسئولان عشق به این آب و خاک و وطن دوستی شان را نشان داده اند. با وجود این می شود دید کم لطفی ها را.

امروز در حالی جشنواره سراسری ( تأکید می کنم سراسری) در اهر آغاز شد که جناب آقای صفی پور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی که از قضا دبیر این جشنواره نیز می باشد، حضور نداشت. سایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی دیروز و امروز خبری از این جشنواره نداشت و...

ضمیمه: در این بحث ناگفته نماند که آقای شاهمحمدزاده جوان متعهد و شجاع اهری که دبیر اجرایی این جشنواره است، این روزها، سخت کار می کند. او کارشناس اداره کل هنرنمایی نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و شرحی بیش از این نمی خواهد که بدانیم که او چه نقش مهمی در این جشنواره دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 21:50  توسط جعفر خضوعي  | 

اهر در آستانه رویداد بزرگ ملی / به یاری بچه های هنرمندمان بشتابیم

تصور کنید جشنواره تئاتر کوتاه اهر در تبریز برگزار می شد. آن وقت تمام دستگاه های دولتی شهرستان تبریز و حتی ادارات کل و نهادهای استانی تمام وقت درگیر موضوع می شدند. شبکه سهند دست از پا نمی شناخت و دوربین ثابت به سمت این جشنواره نشانه می گرفت و...

اکنون این تئاتر متعلق به اهر است و در این شهر برگزار می شود. مسئولان مرتبط استانی نیز شناخت شان را کامل کنند و با اطلاعات کافی از این جشنواره اطلاع رسانی نمایند. تئاتر کوتاه ارسباران یا تئاتر کوتاه اهر و نه تئاتر کوتاه آذربایجان شرقی در اهر.

از 15 استان کشور آثار برای هشتمین دوره جشنواره تئاتر کوتاه ارسباران ارسال کرده اند و هفته آینده از روز یکشنبه 26 مردادماه رویداد بزرگ ملی در اهر کلید می خورد و تا روز چهارشنبه 29 مرداد ادامه خواهد داشت.

اگرچه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اعتباری برای این جشنواره در نظر گرفته است اما برای رویداد هنری در سطح ملی کافی نیست. می شود گفت دست بچه های هنرمند اهر خالی است. ما در این گوشه ایران حتی با زلزله هم نتوانستیم جایگاه واقعی تاریخی خویش را نشان دهیم. جشنواره تئاتر ارسباران فرصتی برای اثبات قابلیت هایمان است.

در این معنا همه شهروندان و همه مسئولانی که دل در گرو این آب و خاک دارند و دلسوز این دیارند و دغدغه رشد و آبادانی این خطه را دارند، انتظار می رود که نقش خویش را در این رویداد ایفا نمایند.

بنده به عنوان کوچک ترین و حقیرترین عضو جامعه اهر و قره داغ از خیرین محترم این دیار عزیز خواهش می کنم دست بچه ها را بگیرند و به این جشنواره کمک کنند.

برای چند روز هنرمندانی از استان های مختلف مهمان اهر خواهند بود و ما باید هنر خود در میزبانی را نشان دهیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 1:35  توسط جعفر خضوعي  | 

در یادِ زمین لرزه 21 مرداد قره داغ

 

دو سال پیش در چنین روزی بود که زلزله شد. غافل گیر شدیم. تجربه اش را نداشتیم. همه مان مورد امتحان قرار گرفتیم. عزیزانی را از دست دادیم تنها به یک دلیل ساده. خیلی ساده. خانه ها محکم نبودند.

هرچه قدر بحث کنیم و آسیب شناسی و درس آموزی، به همین نکته خواهیم رسید.

و حالا همه ما در معرض این سوال بزرگ قرار داریم که؛ « از زلزله قره داغ چه درسی آموختیم؟».

اکنون مهم این است که در ارتباط با زمین و رفتارمان با آن؛ قبل از زلزله چه رویکردی داشتیم و پس از زلزله چه رویکردی داریم؟ آیا تغییری در نگرش و رفتارمان ایجاد شده است؟

مهم این است که آیا ما تجارب مدون و مستند از زلزله قره داغ برای انتقال به دیگران داریم؟ اساساً آیا تجارب مدون و مستند از زلزله بم در اختیار دیگران بود؟ اساساً آیا عبرت آموزی از زلزله بم و زلزله قره داغ شد؟ آیا تهران و تبریز عبرت گرفته اند؟ آیا... آیا خود قره داغ از زلزله همسایه اش سبلان درس آموخته بود؟ اکنون آیا قره داغ تجاربی برای پُست کردن به دیگران دارد؟ و به یک معنای دیگر دیگران آمادگی دریافت و پذیرش تجارب و درس ها را دارند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 11:54  توسط جعفر خضوعي  | 

مطالب قدیمی‌تر