یوخا

یوخا،‌ نانی است که دیرزمانی سفره ها را جان داده و نمادی است از میراث غنی حیات در قره داغ

اهر با آموزش و پرورش یکصد ساله خانه معلم ندارد

در آستانه یکصد سالگی فرهنگ ارسباران ( آموزش و پرورش اهر) هستیم. تعلیم و تربیت در اهر پیشینه قابل توجهی دارد. مکتب خانه ها و بعد تعلیم و تربیت رسمی. منطقه ای وسیع به نام ارسباران  با یک هزار روستا از سیه رود تا قره سو و از گرمادوز تا ونیار و یک اداره که تأمین کننده معلم برای این منطقه بود. در چنین شهری حتی کتاب آموزشی هم تألیف شده بود. کتاب سبیکه المعانی للمصادر و المبانی اثر ملاحسن ادیب اهری متخلص به طوطی اهری. کتاب درسی دوره متوسطه. با چنین پیشینه ای است که معلمان اهری در مرکز استان نیز زبانزد هستند.

حال برای اهر و برای فرهنگ اهر متأسفانه یکی از مدارس نخستین و قدیمی را به عنوان موزه تعلیم و تربیت و فرهنگ اسباران نگاه نداشتیم. در چنین شهری مجموعه تفریحی و فرهنگی برای بازنشستگان آموزش و پرورش نداریم. پیش تر اداره آموزش و پرورش کتابخانه فرهنگیان را در جوار مدرسه امام رضا (ع) راه اندازی کرده بود که بعد برچیده شد و انگار کتاب ها به فرهنگسرا انتقال یافت.

سال 92 بود و چهارمین سفر استانی احمدی نژاد رئیس جمهور وقت. وزیر دادگستری به  عنوان نماینده احمدی نژاد در این سفر به اهر آمده بود. قرعه فال به نام من افتاد که مشکلات و خواسته های فرهنگیان را منتقل کنم. پیش از ظهر ( در فرمانداری) در فرم مشخصی خواسته ها را نوشتم و بعد از ظهر جمعی با حضور وزیر محترم ترتیب یافت، این نامه نیز از نظر وی گذشت.

در آن نامه به موضوع پیش گفته نیز اشاره کرده و خواستار تأمین اعتبار برای احداث مجموعه فرهنگی و تفریحی معلمان در محوطه اردوگاه شهید باکری و همچنین اتمام ساخت خانه معلم اهر شده بودم. چندی بعد نامه ای از وزارت دادگستری (شماره 01770/02/92 و تاریخ 21/01/1392) به دستم رسید که در آن وزارت دادگستری به وزیر وقت آموزش و پرورش جناب آقای حاج بابایی موضوع را « جهت استحضار و عنایت ویژه و دستور مقتضی» انعکاس داده بود.

مشخص است که چنان درخواست و مکاتبه ای کاری از پیش نمی برد مگر این که نماینده شهرستان و مسئولان امر پیگیری جدی می داشتند.

می شود گفت هر روز در خیابان صاحب الزمان و اندکی پس از بلوار ستارخان خانه معلم را ناتمام و رها شده می بینم و به یاد آن موضوع می افتم. امشب خواندن خبری و دیدن تصویری در خبرگزاری کتاب ایران مزید بر علت در این یادآوری شد.

ناگفته نماند که در ایام تعطیلات نوروز و تابستان طی سال های اخیر ابتدا ساختمان خوابگاه مرکزی در جوار هنرستان آینده سازان و بعد ساختمان مدرسه نمونه باهنر به عنوان خانه معلم جهت اسکان مهمانان در نظر گرفته شده است. ضمن این که در برنامه هایی چون جشنواره تئاتر خوابگاه برخی مدارس با همراهی و مساعدت آموزش و پرورش برای اسکان شرکت کنندگان در نظر گرفته می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 23:43  توسط جعفر خضوعي  | 

یوخا و یاد روز نخست

پنجم بهمن سال 1385 بود که این وبلاگ را راه انداختم. ابتدا نامش « بی ستون» بود. نام ستون طنزی که چند سال نخست گویا دایر بود. بعد که خواستم وبلاگی برای یادداشت باشد، نامش را به یوخا تغییر دادم. اولین پست یوخا مطلبی از همان ستون طنز با عنوان « ظولوم نامه» بود. ابیات این متن را در ادامه می آورم به یادکرد آن روز نخست. مربوط به هشت سال قبل است. آن زمان تعداد وبلاگ اهری ها کم بود اما « یک اهری و اتفاقات ساده» آشنای اهالی فضای مجازی.

عده اي اجاره كرده اند قهوه خانه ها              مي دهند به خلق رايگان چاي و قليانا

بساط شام و ناهار و كله پاچه مهياست           پر و خالي مي شود بسي قازانا

 پوستر مي زنند بر لندروور و ليسانا                 رديف مي شوند، بوق زنان در خيابانا

غزليات و شعر سپيد و رنگي مي خوانند          دست و پا مي برند به تذكره و ديوانا

....

خطاب بر سجلّي من گفت پوستري               اي سرخ جامه چرا مي شوي پنهانا

برخيز و بيا به قهوه ي خانه ي ما                  چايي بخور و دود نما قليانا

بدين نمط تو گر نشدي دود گير ما                 بفروش به ما تو رأي خويش الآنا

گفتا كه رأي ناموس هر سجلي است            ناموس خويش من نفروشم به چند تومانا

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 22:18  توسط جعفر خضوعي  | 

در حاشیه جلسه اخیر کانون شعر و ادب اداره کتابخانه های عمومی اهر

عصر سه شنبه جلسه کانون شعر اداره کتابخانه های عمومی اهر رویداد مهم ادبی به همراه داشت. در این جلسه خانم اعظم فرخزاد ( آخوندزاده) نویسنده نامدار کشور که تاکنون 22 رمان منتشر کرده است، آثارش را معرفی کرد و به پرسش های حضار پاسخ گفت. انتظار از کانون ها و انجمن های ادبی است که چنین برنامه هایی داشته باشند. کتابخانه یک نهاد فرهنگی مهم است و وظیفه اش تنها عرضه کتاب نیست بلکه اجرای برنامه های متنوع فرهنگی است که اغلب کتابخانه های فعال کشور چنین هستند.

خانم فرخزاد فرزند ارجمند اهر است و این مسئله اهمیت برنامه پیش گفته را مضاعف می سازد. جشن امضای کتاب، نقد کتاب، رونمایی از کتاب، نشست و گفتگو با مولفان کتاب کار بزرگی است. وقتی از شهری خبر جشن امضای کتاب بلند می شود، این خبر از بزرگی و بزرگواری و اعتبار آن حکایت دارد.

در انتهای آن برنامه حضور داشتم  و درکم این بود که این برنامه باعث افتخار است و اندیشه و نگاه و همت بلندی در پشت سر داشته است. مسلم است که برخی مدیران و دستگاه ها که اراده و توان اجرای چنین برنامه ای را ندارند، هرگز تحمل چنین توفیقی را برای اداره کتابخانه اهر ندارند. حالا اگر کتابخانه نام آنها را هم در گوشه کارش می نوشت تا آنها هم در لیست عملکردشان و در پرتال اطلاع رسانی شان بیاوزند، شاید بحث فرق می کرد.

اطلاع از رویدادهای فرهنگی و هنری و ادبی شهرهای مختلف کشور گستره و عمق غفلت و کم کاری مسئولان حوزه فرهنگ و هنر ما را نشان می دهد. اگر هدف رشد فرهنگی شهر است و گسترش فعالیت های فرهنگی، مدیران دیگر دستگاه های فرهنگی نیز باید خوشحال از چنان رویدادی باشند و به برگزار کننده آن تبریک بگویند.

در سوی دیگر یکی از انتظارات مهم فعالان عرصه ادب و هنر از مدیر جدید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر، بازگشایی و احیای انجمن ادبی تعطیل شده این اداره است و امید می رود هرچه زودتر شاهد احیای این تشکل ادبی باشیم تا آن نیز گوشه ای از کار زمین مانده را بر دوش بکشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 19:51  توسط جعفر خضوعي  | 

هزاران درود بر محیط بانان متعهد ما در ارسباران

امروز خبر دستگیری شکارچی حرفه ای متخلف کل و بز در پارک ملی ارسباران توسط محیط بانان متعهد و طبیعت دوست اداره حفاظت محیط زیست کلیبر منتشر شد. چنین اخباری مدتی است که زیاد منتشر می شود و این از تلاش مضاعف و همت ستودنی سربازان طبیعت حکایت دارد.

مناطق حفاظت شده و پارک ملی ارسباران از جمله مهم ترین گنج ها و ثروت های ماست. وظیفه تک تک شهروندان این منطقه حفاظت از این ذخائر و تحویل آن به نسل آتی است.

هزاران درود بر محیط بانان متعهد ما در ارسباران.

عکس: سعید قاسمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 11:42  توسط جعفر خضوعي  | 

موسیقی آشیقی و هالا در اسناد تدبیر توسعه قره داغ وارد شود

 

چند ماه است که استانداری آذربایجان شرقی در جلسات شورای برنامه ریزی استان اقدام به تصویب سند تدبیر توسعه در قالب « هسته های کلیدی» برای شهرستان های این استان می کند.

اسناد تدبیر توسعه شهرستان های قره داغ به تصویب رسیده است که عمدتا شامل؛ معدن، کشاورزی، حمل و نقل، گردشگری و صنایع تبدیلی می شود. در این اسناد به طور کل از حوزه « فرهنگ» غفلت شده است و این در حالی است که اساساً توسعه به رشد همه جانبه اطلاق می شود و بدون رشد فرهنگی توسعه تحقق نمی یابد.

استاندار آذربایجان شرقی گفته است؛ « قبل از اجرایی شدن این اسناد نظرات کارشناسان اعمال خواهد شد». معاون برنامه ریزی استاندار نیز گفته است؛ « از تمام صاحب نظران دعوت خواهیم کرد تا نظرات خود را در خصوص این سند به مجموعه اجرایی استان منعکس کنند».

هسته های کلیدی اعلام شده نیز چندان عناوین کلی شاخص ها و عناصر توسعه را شامل نمی شود و اگر قصد وارد ساختن عناوینی چون؛  فرهنگ و میراث فرهنگی و محیط زیست در میان نیست، می توان به مصادیقی چون؛ « موسیقی عاشیقی»، « ادبیات شفاهی»، « بازی های بومی»، « حفاظت از جنگل های ارسباران»، « تئاتر کوتاه ارسباران» و « حیات وحش» در قره داغ توجه ویژه داشت.

با توجه به پیشنه و جایگاه و غنای موسیقی عاشیقی و ادبیات شفاهی در منطقه قره داغ، همچنین با عنایت به این که « هنر رزمی هالا» به عنوان ورزش ملی و تنها هنر رزمی ایرانی است و قره داغ مبتکر این ورزش رزمی می باشد، ضرورت دارد چنین محورهایی نیز در اسناد تدبیر توسعه منطقه قره داغ لحاظ گردد.

قره داغ مهد موسیقی عاشیقی است و اکثر عاشیق های بزرگ متعلق به این منطقه هستند و امروز نیز عاشیق های قره داغی سرآمدان و پیشتازان موسیقی عاشیقی در ایران هستند. هنر رزمی هالا توسط اسماعیل ملک جهانی خاکزاد اهر در سال 57 ابداع شده و در سال 1379 رسمیت یافته است.

بند 18 قطعنامه دومین همایش توسعه ارسباران که در سال 1388برگزارشد؛ « تلاش برای اعتلای ورزش رزمی هالا» را مورد تأکید قرار داد.

نخستین همایش « اهر؛ شهر هالا» همراه با نکوداشت استاد اسماعیل ملک جهانی 26 و 27مهرماه سال 1392 در اهر برگزار شد. در قطعنامه این همایش؛ « راه اندازی فدراسیون ورزش های رزمی ایرانی و فدراسیون هنر رزمی هالا در کشور»، « اختصاص زمین و کمک برای احداث و راه اندازی خانه هالا (ی) کشور در اهر» ، « ثبت هنر رزمی هالا به عنوان میراث معنوی در کشور» و « راه اندازی مرکز مطالعات توسعه ورزش رزمی هالا» از محورهای مورد تأکید بود.

عکس: سعید قاسمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393ساعت 18:20  توسط جعفر خضوعي  | 

روزنامه سرخاب از وضعیت هشدار آمیز فرهنگی در قره داغ نوشت

یکی از دلائل بی توجهی یا کم توجهی به حوزه فرهنگ منطقه تاریخی قره داغ از سوی مسئولان استان جدا از رویکرد مخرب مرکزگرایی، عدم شناخت آنها از این منطقه است. نمی توان این منطقه را در قالب چند شهرستان منفصل مانند شهرستان های دیگر استان و یا کشور دید. همان طور که نمی شود مغان را به چشم یک محدوده جغرافیایی صرفاً محدود در تقسیمات سیاسی کشور دید.

متأسفانه مدیریت فرهنگی این منطقه ضعیف است و فرهنگ سازی و توسعه فرهنگی خیلی کند شده است. این را می توان از مجموعه برنامه هایی فرهنگی که اجرا می شوند و از برنامه های سالانه ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی این منطقه و سایر دستگاه هایی فرهنگی هم متوجه شد. بخش اعظم برنامه ها و حرکت های فرهنگی در شهرهایی مثل تبریز را شهرداری ها انجام می دهند و این در حالی است که شهرداری های این منطقه اساسا ورود چندانی به حوزه فرهنگ ندارند.

امروز روزنامه سرخاب ( چاپ تبریز) اظهارات فرماندار شهرستان کلیبر در جلسه شورای اداری این شهرستان را پوشش داد و گزارشی از آن را در جایگاه تیتر نخست خود  ( قره داغ در وضعیت هشدار آمیز فرهنگی) قرار داد. این جلسه و اظهارات هفته پیش انجام شده است. البته هشدار فرماندار کلیبر عمدتا ناظر بر افزایش آمار طلاق در کلیبر بوده است. آنجا که بابایی؛« روند افزایشی آمار طلاق شهرستان کلیبر را با توجه به صبغه فرهنگی این شهرستان نگران کننده و هشدارآمیز توصیف و خاطر نشان کرد: نهادهای مسئول فرهنگی این هشدار را همین امروز جدی بگیرند». در واقع این گزارش مبتنی بر بررسی وضعیت فرهنگی منطقه قره داغ و در نتیجه برآمدن چنین تیتری از دل آن، نبوده است. 

با وجود این هشداری است که در کل قابل توجه است و امید می رود تکانی را موجب شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 8:42  توسط جعفر خضوعي  | 

وقتی که تبریز نمی تواند یکصد میلیون تومان به ورزقان کمک کند!!!!

ایام پس از زلزله 21 مرداد قره داغ شنیدیم که شهرداری تبریز می خواهد در ورزقان پارک بسازد. با اهدای مبلغ یکصد میلیون تومان. مثل بسیاری کمک های دیگر از نقاظ مختلف کشور. مثل کمک شهرداری تهران برای ساخت پارک در اهر. این کمک هنوز انجام نشده است. گویا که ایراد قانونی دارد. امروز هم فرمانداری تبریز هبه 100 میلیونی را غیرقانونی اعلام و به شورای اسلامی تبریز برگشت داد.

قطعا که وقتی پای قانون به میان می آید، حرفی نیست. اما حرف دیگری اینجا هست. در ایام پس از زلزله وقتی در روستاهای زلزله زده حاضر می شدیم، نکته قابل توجه و تأمل این بود که درصد قابل توجهی از روستاییان ساکن فصلی تبریز بودند. آنها درآمد خود در روستاها را به تبریز می برند و آنجا هزینه می کنند. حتی در شهرهای منطقه و روستاهای دیگر نیز اغلب افراد پول مازاد خود را در تبریز سرمایه گذاری می کنند.

وقتی منادی نماینده تبریز از « کمک های 700 - 800 میلیونی شرکت ملی مس ایران به تیم های تراکتورسازی و ماشین سازی تبریز» خبر می دهد. آیا شرکت ملی مس این کمک را به خاطر معدن مس تبریز کرده است یا دقیقا مربوط به معدن مس سونگون ورزقان بوده است؟

قطعا که این سخن نافی کمک همه شهرداری ها از جمله شهرداری تبریز در ایام پس از زلزله در قره داغ و از جمله ورزقان نیست. نهایت اینکه یک سر محرومیت در مناطقی چون ورزقان به انباشت امکانات در تبریز و تشویق و ترغیب مردم این حوالی برای مهاجرت به تبریز مربوط است. در سوی دیگر بسیاری از مشکلات شهر تبریز که امروز برای رفع آنها مجبور است صدها میلیون تومان هزینه کند، به این مهاجرت ها هم مربوط می شود.

بهتر است شورای اسلامی و فرمانداری تبریز پای پیش بگذارند و زمینه ای ایجاد بکنند که امکان پرداخت درصدی از بودجه شهرداری تبریز به شهرهای محروم پیرامون ( مهاجر فرست) جهت کاهش مهاجرت ها به تبریز و کاهش مشکلات این شهر به صورت قانونی فراهم گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم دی 1393ساعت 20:35  توسط جعفر خضوعي  | 

شیور؛ میراث طبیعی و فرهنگی

 

کوه ها با روانه ساختن آب و آبرفت و حتی باد به دامنه ها و دشت های پایین دست خود، زمینه را برای استقرار و حیات انسان فراهم ساخته اند. زندگی انسان از همان ابتدا با کوه درآویخته است چنانکه کوه در فرهنگ مردم جای و جایگاه مهمی یافته است. کوه در ادبیات شفاهی مردم از کلیدواژه های اساسی است. مردم کوه را ستوده اند و کوه ها اغلب پای ثبت افسانه ها بوده اند.

منطقه کوهستانی قره داغ از بهترین نمونه های این بحث است. کوه الهام بخش شعرا بوده و در شعر شاعران این منطقه بسیار نشسته است. یکی از عناوین مورد توجه در ارتفاعات قره داغ؛ « شیور» است.

شیور در شمال دشت اهر میراث بزرگ طبیعی و فرهنگی به حساب می آید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم دی 1393ساعت 0:32  توسط جعفر خضوعي  | 

جای فرهنگ اصیل مردم را با چه چیز پر خواهند کرد

آنچه بر سر فرهنگ ما و مواریث معنوی ما وارد آمده، ضربه سنگینی است که برخاستنش را اگر محال ندانیم، به سختی ممکن است. متأسفانه جایگزینی های بنیان سوز در عناصر فرهنگ بومی و اصیل ما رخ داده است. در شرایطی که این همه از تهاجم فرهنگی می گوییم؛ نابودی فرهنگ بومی خود را شاهد و ناظر هستیم و نه تنها حرکتی برای حفاظتش نمی کنیم، بلکه گاه زمینه نابودی اش را نیز فراهم می کنیم.

گروه موسیقی دالغا این سه روز کنسرت بولاق را در تبریز برگزار کرد. عاشیق چنگیز مهدی پور سرپرست این گروه در حاشیه کنسرت بولاق گفتگوی صریحی با پایگاه اطلاع رسانی نصر داشته است. مطالعه این گفتگو را به همه دوستان توصیه می کنم.

نکاتی از اظهارات عاشیق چنگیز مهدی پور:

ـ اتفاقاتی رخ داده است که فکر عموم مردم نسبت به موسیقی منفی شود. متأسفانه در سالهای اخیر بر اثر این اتفاقات سطح فکر فرهنگی مردم تنزل کرده است، با وجود اینکه افرادی در جامعه وجود دارند که از تفکر فرهنگی بالا برخوردار هستند ولی عموم مردم همانگونه که گفتم در حوزه تفکر فرهنگی تنزل کرده اند. وقتی سطح تفکر فرهنگی یک ملت پایین می آید، مطمئناً هنرمند توانمند آن سرزمین کنار رانده می شود.

ـ یکی از عواملی که جامعه را به این سطح رسانده است، رسانه ملی است. تبلیغات مناسب برای فرهنگ نه تنها در جامعه وجود ندارد بلکه بعضا تبلیغ منفی انجام می شود. در رسانه ملی به یک سری از موسیقی ها بها داده می شود که به نظرم در تفکر فرهنگی مردم تأثیر گذاشته است. سوال اساسی ما هم همین است؛ چرا این موسیقی ها در رسانه حضور دارند ولی برای بقیه این فرصت بوجود نمی آید؟

ـ البته  فاصله ای که بین مردم و موسیقی بوجود آمده تنها مختص موسیقی نیست. در کل می توان گفت بین مردم و هنر فاصله ایجاد شده است. متأسفانه مردم در اثر تبلیغات از هنری حمایت می کنند که متعلق به فرهنگ خودشان نیست.

ـ تبلیغات ضمن تقلیل دادن تفکر مردم، آنان را از اصالت خودشان دور کرده است. این تقصیر رسانه هاست. در حوزه موسیقی برخی از کنسرت ها در شهر برگزار می شود که 15 روز قبل تمام بلیطهای برنامه فروخته شده؛ هیچ منع تبلیغات هم ندارند. در تمام جهات برایشان امکانات فراهم است. نوعی تبلیغ شده که گویا فرهنگ این شهر آنها هستند و آنچه که ما اجرا می کنیم مال کس دیگری است.

ـ خیلی جالب است امروز مد شده به موسیقی عاشقی بگویند؛ موسیقی دهاتی. آن کسی که این را می گوید هنوز در مورد موسیقی خودش اطلاعات ندارد. باز هم به رسانه ها اشاره می کنم که هیچ چیز را در وضعیت طبیعی پوشش نمی دهند. این مجموعه اقدامات مردم را از فرهنگ خودشان دور کرده، جای فرهنگ اصیل مردم را نمی دانم با چه چیز پر خواهند کرد.

 ـ یکبار در کلمبیا بعد از اجرای برنامه خواستیم از سالن خارج شویم، دیدم مردم زیر باران ایستاده اند تا از ما تشکر کنند. خودتان میدانید آنجا کسی با کسی تعارف ندارد، اگر از برنامه ما خوششان نیاید می گویند برنامه شما بد بود. ز استقبال مردم کلمبیا حیرت زده شدیم و شاید آدم با خودش می‌گوید؛ آن مردم کلمبیا و این هم مردم تبریز. بسیاری از موسیقی های امروز ما مدیون موسیقی عاشیقی است. علت این نوع برخورد هم بی گمان تبلیغات غلط است. مردم را مقصر نمیدانم.

ـ دو بار وزیر آموزش و پرورش آذربایجان دعوتم کرده است که ما به تو نیاز داریم و تمام موسیقی عاشیقی را می خواهیم به تو بسپاریم هر کاری می خواهی بیا انجام بده ولی من هر دو بار این پیشنهاد را رد کرده ام. این موسیقی نه بر علیه دولت است نه چیز دیگری و  جز دعوت انسان به پاکی چیزی دیگری نداشته است. این موسیقی بیشتر دنبال نصیحت بوده است و به جز این کاری نکرده است.

ـ خیلی بدبین نیستم ولی خیلی خوش بین هم نیستم. این فرهنگ به دولت مربوط نیست به مردم مربوط است.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی 1393ساعت 0:24  توسط جعفر خضوعي  | 

یاد زلزله ارسباران و نام سیدعلی صالحی

دیروز عصر کتابفروشی ثالث میزبان مراسم رونمایی پنج کتاب جدید از سید علی صالحی بود که با حضور گسترده علاقه‌مندان به آثار این شاعر و جمعی از اهالی فرهنگ، هنر و ادب برگزار شد.

این خبر را اکنون که هوا سرد است و برف می بارد خواندم. سیدعلی صالحی از شاعران نام آشنای کشورمان است. او در پی وقوع زلزله 21 مرداد ارسباران شعری برای زلزله و زلزله زدگان این منطقه سرود. صالحی دو ماه بعد وقتی دید سرما نیز به یاری زلزله آمده، شعر دیگری  با عنوان « هنوز ورزقان بی سامان است» سرود.

یکی از این دو شعر در صفحۀ 257 کتاب « پس مویه های زلزله ارسباران» که با گذشت حدود دو ماه از چاپ و انتشار، هنوز در منطقه عرضه نشده است، با عنوان « ارس عزا گرفته» آمده است.

برخلاف کسانی که عقیده دارند شاعر نباید برای رویدادهای طبیعی و اجتماعی شعر بسراید، صالحی را اما نظر چنین نیست. صالحی ( بهمن 1391، شعر مرا پیر کرد، روزنامه اعتماد) می گوید؛ «من بچه كارم. كودك خيابان. فرزند اعماق ام. براي سرودن درد و اعلام همدردي، همواره پيشقدم بوده ام. روز دوم زلزله بم من در بم بودم. در بم براي بازماندگان زلزله شعر خواندم. من فاميل ابدي كارتن خواب ها هستم. من در مدرسه شين آباد پيرانشهر سر تا پا سوختم. من هنوز با كودكان سرما زده ورزقان مي لرزم. اگر غذاي مناسبي جلوي من بگذارند، با شرم دستم دراز مي شود. من سرباز ستمديدگان و رفيق فقيرانم».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم دی 1393ساعت 22:21  توسط جعفر خضوعي  | 

کتابخانه مرکزی استاندارد برای اهر را جدی بگیریم

دیروز پنجمین جلسه مشترک کمیته نهضت مطالعه مفید و انجمن کتابخانه های عمومی اهر برگزار شد.

شنیده ام پیش تر بحث و نظر و حتی حرکت هایی در جهت احداث کتابخانه مرکزی استاندارد در زمینی به مساحت 3000 متر مربع و زیربنای 2200 مترمربع در شهرک شیخ شهاب الدین اهری صورت گرفته است اما اکنون پیگیری جدی از سوی مسئولان ارشد شهرستان به چشم نمی خورد.

آقای رحمانی رئیس اداره کتابخانه های عمومی اهر که پیگیر این مهم بوده؛ موضوع را در جلسه  روز گذشته مطرح کرده و خواستار ایجاد یک کتابخانه مرکزی در اهر شده است.

اگر چنین کتابخانه ای با استاندارد تعریف شده احداث شود فضای فرهنگی ارزنده ای در اهر ایجاد می شود و محلی برای برگزاری برنامه های متنوع فرهنگی و هنری به دست می آید.

امید که تدبیری اندیشه شود تا این مهم محقق گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 19:0  توسط جعفر خضوعي  | 

آیا دریاچه ارومیه اولین قربانی تبریز است؟!

راهکار جدید احیای دریاچه ارومیه؛ انتقال پساب تبریز

آب می گیریم؛ پساب می دهیم

دریاچه ارومیه در کل قربانی زیادخواهی انسان شده است. دیگر مثل گذشته نمی گویند « طبیعت» مقصر است خشکی ارومیه را. این زیاده خواهی، خود را در احداث بی رویه سد، حفر هزاران چاه غیرمجاز در حوضه آبریز دریاچه ارومیه نشان داده است. در انتقال آب زرینه رود به تبریز و در احداث پل میانگذر دریاچه ارومیه.

 برای نجات ارومیه راه حل ها و راهکارهای متعددی برشمرده اند، از جمله؛ بارورسازی ابرها، انتقال آب خزر، انتقال آب ارس، انتقال آب زاب، اصلاح الگوی کشت و....

و اکنون راهکار جدیدی از شهر تبریز که خود با مکیدن آبی که حق دریاچه ارومیه بود و از عاملان خشکی این دریاچه است، به گوش می رسد. شهردار تبریز در جلسه ستاد احیای دریاچه ارومیه، از؛ « انتقال پساب تصفیه شده کلانشهر تبریز به دریاچه ارومیه» خبر داد.

البته که چنین است. آدمی در قبال بهره گیری از انواع نعمت های خدادادی، هدیه ای جز پساب و زباله و دود به طبیعت ندارد.

بله حکایت تبریز و دریاچه ارومیه. دیگر تبریز را دریاچه ارومیه آب ندارد و برای همین در سند تدبیر توسعه دنبال « منابع آب جدید» است.

دریاچه ارومیه قربانی شده است و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه می گوید؛« اولین قربانی دریاچه ارومیه شهر تبریز خواهد بود». در واقع دریاچه ارومیه، اولین قربانی تبریز است. تبریز اینجا به نمادی از تمرکزگرایی ویرانگر تبدیل شده است. چه بسا می توان گفت؛ اولین عامل مرگ دریاچه ارومیه به اولین قربانی آن تبدیل می شود.

سرنوشت تبریز با « اولین» ها گره خورده است. اگر « اولین» های پیشین و دیرین مایه فخر و مباهات است، اکنون « اولین»های امروز افتخاری ندارد. بهره کشی بیش از حد از طبیعت، تعادل آن را به هم می زند. وقتی آدمی زیاد شد، وقتی آدمی زیاده خواهی کرد، تاوانش را طبیعت می دهد. تبریز بزرگ تر شده بود و جمعیتش بیشتر. آب می خواست. این آب از رگ های دریاچه ارومیه بیرون کشیده شد. انتقال آب از زرینه رود به تبریز در ابتدای دهه هفتاد چه بسا اولین گام در کاهش آب و خشکی دریاچه ارومیه بود. و حالا دریاچه ارومیه قربانی شده است و قربانی خواهد گرفت.

استاندار آذربایجان شرقی معتقد است؛ « افزایش جمعیت یکی از تهدیدات شهر تبریز است» و تبریز خود یکی از تهدیدات طبیعت است. اولین قربانی تبریز؛ دریاچه ارومیه است. این پیش چشم است وگرنه قربانی های پیشین تبریز روستاهای خالی از سکنه شده در جای جای استان است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم دی 1393ساعت 19:42  توسط جعفر خضوعي  | 

دهم دی ماه؛ سالروز درگذشت رحیم غفاری پدر مطبوعات ارسباران

10 دی ماه سالروز درگذشت زنده یاد رحیم غفاری مدیرمسئول هفته نامه شهاب اهر و بنیانگذار مطبوعات ارسباران است.
قسمتی از سخنان رحیم غفاری در آیین افتتاح دفتر نشریه ( مرداد 1331):« بعد از آنكه بنام خدمت بجامعه عموماً و شهرستانيكه اهل و ساكن آن هستم، خصوصاً كه حقي بگردن ما داشت و ما را براي فعاليتي مديون ساخته بود دل بدريا زده و با وجود صدها موانع جزئي و كلي بار سنگين و وظيفه خطير روزنامه نگاري را بعهده گرفتيم. براي يُمن آغاز آن جشن افتتاحيه اي احساس ميكرديم و براي اين آرزو هيچ روزي مناسب تر از روز جشن مشروطيت نديديم. زيرا آزادي قلم و بيان يكي از مظاهر و ثمرات مشروطيت و مطبوعات ركن چهارم آنست. مخصوصاً كه جشن مشروطيت امسال از لحاظ موقعيت هاي بزرگي كه اخيراً نصيب ملت ايران گرديده است بيشتر براي اين ملت مسرت بار واقع شده است.
روزنامه شهاب اهر در سايه همان نعمتي كه مشروطيت و پيشقدمان جانباز اين نهضت با قيمت جان و خون خود بما ارزاني داشته اند در اين منطقه دور افتاده براي خدمتگزاري مردم قيام كرده و بتشريح آلام محلي اقدام خواهد نمود ».

رحیم غفاری دهم دی ماه سال 1338 بدرود حیات گفت. روحش شاد و یادش همواره گرامی.

عکس: روز خبرنگار/ سال 1392

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی 1393ساعت 19:4  توسط جعفر خضوعي  | 

نامه ای برای مدیرکل میراث فرهنگی استان/ از بابت ساختمان شهرداری اهر

مدیرکل محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی

با سلام و ادای احترام؛

استحضار دارید که ساختمان شهرداری اهر در تاریخ 18 اسفند سال 1387 با شماره 25193 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

شهرداری اهر در یک سال گذشته اقداماتی در ارتباط با این ساختمان انجام داده است؛ از قبیل پوشاندن دیوارها و سقف یکی از اتاق ها و احداث بنا در حیاط آن و نصب سقف شیروانی فلزی بر آن. همچنین نصب بنر در مقابل بنا به یک رویه تبدیل شده و کثرت آنها هر از گاه بخشی از سیما و منظر این اثر را از دید ناظر مستور می دارد. در گذشته همچنین ساختمان سازی در حریم آن با ارتفاع غیرمجاز انجام شده است.

در ماده ششم قانون حفظ آثار ملی از جمله موارد زیر ممنوع اعلام شده است:

الف: منهدم کردن یا خرابی وارد آوردن به آثار ملی و مستور ساختن روی آنها به اندود و یا رنگ و رسم کردن نقوش و خطوط بر آنها.

ب: اقدام به عملیاتی در مجاورت آثار ملی که سبب تزلزل بنیان یا تغییر صورت آنها شود.

همچنین در ضوابط و مقررات حریم آثار ملی ملی نکات بسیاری مطرح شده است که جنابعالی اشراف کامل بر آنها دارید. بنده مواردی را ضمن « جستجوی اینترنتی» دریافته ام و البته نمی دانم تغییرات انجام گرفته در ساختمان شهرداری اهر مشمول موارد زیر و پیش گفته، می باشد، یا نه؟ بررسی و رسیدگی و اعلام نظر بر عهده شماست.

از جمله اینکه؛ « طرح معماری، مصالح و نمای واحدهای مسکونی، باید متناسب با بافت فرهنگی ـ تاریخی مجموعه و یا اقلیم منطقه هماهنگ و سازگار باشد».

و « هر گونه اقدامی که منجر به تخریب و یا لطمه به بستر طبیعی ـ زیست محیطی و دید و منظر و یا منجر به گسست پیوندهای مجموعه و محیط طبیعی پیرامون گردد از قبیل کوه بری، استخراج معادن و شن و ماسه، قطع درختان، احداث خیابان و معبر، نصب دکه، تلویزیون و ماهواره ای، برق، تلفن و نظایر آن ممنوع می باشد».

و اینکه؛ « ساخت و ساز و احداث بنا در محدوده حریم درجه دو مطلقاً ممنوع است».

همچنین این که؛ « هرگونه اقدامی که به بنیان و منظر آثار لطمه وارد سازد از قبیل احداث انواع کانال آب، گاز، برق و تلفن، نصب دستگاههای لرزاننده، دودزا و پرسر و صدا و انواع تابلوهای تبلیغاتی و اطلاع رسانی، تردد ماشین آلات سنگین و غیره ممنوع است».

از حضرتعالی استدعا دارم موضوع را مورد بررسی کارشناسی قرار داده و اطلاع رسانی لازم را انجام دهید.

جعفرخضوعی؛ شهروند اهری

+ نوشته شده در  شنبه ششم دی 1393ساعت 11:22  توسط جعفر خضوعي  | 

غم بم یازده ساله شد

 

پنجم دی ماه سال 1382 بم لرزید. غم بم هنوز تمام نشده است. غم بم امروز یازده ساله شد. زلزله بم حدود 26 هزار نفر را کشت و 30 هزار نفر را مصدوم ساخت.

مهم ترین مسئله ای که هر سال در سالگشت زمین لرزه هایی چون بم برجسته می شود، لزوم درس آموزی از چنین حادثه ای است. فعالان و کارشناسان چنین عرصه ای همواره می گویند درس آموزی لازم صورت نمی گیرد. دکتر مهدی زارع، دانشیار پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله می گوید؛ « درس‌هایی که از زلزله بم نگرفتیم خودش چند کتاب می‌شود».

خبرگزاری ایسنا امروز نوشت؛ « 11 سال از زلزله بم گذشت، احتمالا این روزها اگر یادمان باشد که در سحرگاه پنجم دی ماه سال 82 چه بر سر 200 هزار نفر از هموطنانمان آمده نهایت همدردی مان یادآوری دردهایی باشد که یازده سال قبل بر بم نشینان رفت، اما بد نیست بدانیم بم هنوز در بحران است، نه تنها بم که هر سرزمینی که مغضوب زلزله شود فرجامش همین خواهد بود که تا سال ها خطری جدی ساکنانش را تهدید کند، خطری که به آن آسیب ثانویه گفته می شود. اما ممکن گاهی خطری به مراتب بیشتر از زمین لرزه به دنبال داشته باشد، خوب است امروز بم، ورزقان، اهر، کاکی و... را فراموش نکنیم».

حتی در چنین روزی و در سالگشت زلزله بم، حداقل باید برنامه هایی در مناطقی که چنین مصائبی داشته اند، برگزار شود. پیشنهاد من در جلسه اول هماهنگی جهت عرضه کتاب « پس مویه های زلزله ارسباران» برای آیین رونمایی در چنین روزی بود. روزی که اگر همت می بود سرایندگان شعر برای زلزله ارسباران را می شد در اهر گردآورد. می شد ادبیات زلزله بم را خواند و نقد کرد و ادبیات زلزله ارسباران را « بحث» کرد.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی 1393ساعت 14:46  توسط جعفر خضوعي  | 

تصویب سند تدبیر توسعه اهر در غربت!!

بیست و نهم آذرماه به جای آنکه شورای برنامه ریزی و توسعه استان در اهر تشکیل جلسه داده و سند تدبیر و توسعه این شهرستان را بررسی و تصویب کند، این سند در جلسه ای که شورای برنامه ریزی و توسعه استان در تبریز تشکیل داد همراه با سند تدبیر توسعه شهرستان تبریز به تصویب رسید. جلسه ای که گفته می شود حتی نماینده اهر نیز در آن حضور نداشته است. جلسه ای که تازه کلمات «اندیس» و « کانسار» در سخنان فرماندار اهر اسباب طنز می شود تا برسد به آنجا که قابلیت های معدنی اهر و صنایع جانبی آن مطرح شود.

 جدا از این که سند تدبیر توسعه چه اندازه مبنای کارشناسی دارد و متکی بر نیازمندی ها و مبتنی بر عدالت ورزی است و چه قدر ضمانت اجرایی دارد، آیا  در آن جلسه؛ طرح مباحث لازم و بررسی های ضروری در تصویب سند تدبیر توسعه اهر صورت گرفت؟ آیا عدم حضور شورای برنامه ریزی و توسعه استان در اهر بی احترامی به جایگاه این شهرستان نیست؟

چنانکه امروز اعضای شورای برنامه ریزی استان و در رأس آنها استاندار آذربایجان شرقی سفر دو روزه ای را به کلیبر و خداآفرین و در نتیجه تشکیل جلسه این شورا در آن شهرستان ها آغاز کرد.

آیا دلیل خاصی داشته است که جلسه این شورا در اهر تشکیل نشد؟ دلیل خاصی داشت که استاندار در اهر حضور نیافت؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم دی 1393ساعت 12:51  توسط جعفر خضوعي  | 

هسته های کلیدی مغفول در سند تدبیر توسعه شهرستان های آذربایجان شرقی

اخیراً ضمن جلسات شورای برنامه ریزی و توسعه استان آذربایجان شرقی، سند تدبیر توسعه شهرستان ها به تصویب می رسند. در پانزدهمین جلسه شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان، سند تدبیر توسعه شهرستان های تبریز و اهر به تصویب رسید.

سند تدبیر توسعه شهرستان اهر شامل هسته‌های کلیدی؛ « توسعه معادن و صنایع معدنی»، « توسعه دامداری صنعتی و صنایع تبدیلی کشاورزی»، « توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل»، «توسعه گردشگری و صنایع دستی» و « اصلاح الگوی کشت» است که اغلب با هسته های کلیدی سند تدبیر توسعه در شهرستان های دیگر مشابه است. ضمن این که نگاهی به هسته های کلیدی سند تدبیر توسعه در شهرستان هایی که چنین سندی برایشان تدوین و تصویب شده نشان می دهد؛ هسته های کلیدی و ساختار تعریف شده چندان بر پایه مطالعات علمی و کارشناسی درازمدت و متکی بر آمایش سرزمین نبوده است.

در این سند که برای داوری و نقد باید تمام جزئیات آن منتشر شود؛ بخصوص « فرهنگ» و « محیط زیست» به چشم نمی خورد. چنان نیست که در کنار فعال سازی توان محیطی نظیر معدن و گردشگری تنها به ارزیابی های زیست محیطی و پیوست های فرهنگی ( آنهم اگر باشد) بسنده کنیم. بلکه « محیط زیست» و « فرهنگ» و حتی « مدنیت» خود از هسته های کلیدی در توسعه پایدار به حساب می آیند چنانکه بدون اینها توسعه اتفاق نمی افتد و آنچه «توسعه» خوانده می شود «رشد»ی معیوب خواهد بود.

در توسعه مورد نظر باید افقی ترسیم شود که مناطق تحت برنامه دارای صنایع متکی بر مواد موجود اعم از محصولات دامی، باغی، کشاورزی و معدنی باشند. بهبود و توسعه دامداری و کشاورزی قطعا مبتنی بر مدیریت منابع آب و اصلاح الگوهای کشت خواهد بود. گردشگری در مناطق برخوردار از این توان محیطی، ضمن ایجاد زیرساخت ها رونق می یابد و به هر حال باید موجب رونق اشتغال و افزایش درآمد جوامع محلی باشد.

هنوز توضیحی از مسئولان امر در دست نیست که آیا سند تدبیر توسعه نسخه دولت تدبیر و امید از طرح آمایش سرزمین ( که در آن رویکرد جامع و درازمدت بر رابطه انسان و محیط برجسته می شود) است یا برنامه ای در ذیل آن. هرچه باشد باید در چهارچوب توسعه پایدار تعریف شود و در این توسعه؛ فرهنگ و میراث فرهنگی، محیط زیست و جامعه مدنی از پایه ها و هسته های مستقل هستند.

به راستی آیا فرهنگ عامه با تمام عناصر آن و به ویژه؛ آیین ها و رسوم مذهبی و مدنی، ادبیات شفاهی، موسیقی عاشیقی و... در سند تدبیر توسعه آمده است. به راستی آیا می شود افقی را برای قره داغ ترسیم کرد که در جای جای آن معادنی فعال هستند، صنایعی مستقر شده اند، راه ها گسترش یافته اند و گردشگری رونق پیدا کرده اما فرهنگ بومی تضعیف شده و نظام محیط زیست مختل شده است؟

اگر حرف از توسعه است؛ باید محورهایی چون؛ آموزش و پرورش و توسعه آموزش عالی، تقویت فرهنگ بومی و فولکولوریک، رشد جامعه مدنی، حفاظت از مواریث معنوی و فرهنگی، حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی، بهداشت و سلامت، مدیریت زباله و فاضلاب شهری و روستایی، آلودگی هوا، فرهنگ کتابخوانی، ارتقای فعالیت مطبوعات و رسانه ها، هنر، خانواده، ورزش، حفاظت از آثار تاریخی و محوطه های باستانی و... نیز در کنار؛ بهبود راه های ارتباطی، رونق گردشگری، مدیریت منابع آب، گسترش نواحی صنعتی وابسته به تولیدات کشاورزی، دامی و باغی، ایجاد و گسترش صنایع وابسته به معادن و.... ، رونق بازرگانی، ایجاد و گسترش بازارها و نماشگاه های دائمی صنایع دستی، گسترش نواحی صنعتی و شهرکهای صنعتی و... مورد توجه قرار گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم دی 1393ساعت 8:41  توسط جعفر خضوعي  | 

یا ضامن آهو

انتهای صفر. روز شهادت امام رضا(ع). دل دوستداران در مشهد است. گوید؛ گر در یمنی و با منی پیش منی. از هزار پنجره و هزاران نگاه می شود نگریست. گفت و خواست. دوستداران طبیعت را هرگاه نام او می آید؛ « ضامن آهو» نیز به ذهن می آید. یا ضامن آهو.

سهیل محمودی شعر زیبایی دارد به همین نام؛ یا ضامن آهو!

در بند هواييم، يا ضامن آهو!
در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو!
بی تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم
بی سقف و سراييم، يا ضامن آهو!
عريانی پاييز، خاموشی پرهيز
بی برگ و نواييم، يا ضامن آهو!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم دی 1393ساعت 1:44  توسط جعفر خضوعي  | 

دوم دی ماه سالروز کشته شدن خرس قهوه ای در تبریز است

دوم دی ماه سالروز کشته شدن خرس قهوه ای در تبریز است. سال 1384 بود. کشته شدن این خرس از آن جهت که در محیط شهری و آن هم در ساختمان نیمه ساخت دانشگاه آزاد این شهر و با حضور مسئولان و با شلیک گلوله از تفنگ شکاری کشته شد، حائز اهمیت بود. خبر کشته شدن این خرس در شبکه تلویزیونی سهند پخش شد. این رویداد سر و صدای نسبتاً زیادی ایجاد کرد و دوستداران طبیعت نیز اعتراض کردند. توجیه مسئولان نبود گلوله بیهوشی بود.

یادآوری این روزها از آن روی اهمیت دارد که موجب بازخوانی اشتباهات و تلنگر و تذکری برای مسئولان و شهروندان می شود. بهتر است رویدادهای زیست محیطی مشابه همیشه یادآوری شود.

کشته شدن خرس در دانشگاه آزاد تبریز بازتاب بین المللی داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم دی 1393ساعت 1:17  توسط جعفر خضوعي  | 

دفاع کاریکاتوری منادی از معلمان

علیرضا منادی سفیدان نماینده تبریز، اسکو و آذرشهر، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات و عضو هیئت رئیسه مجلس است. منادی شانزده آذرماه در مجلس نطق میان دستور داشت. وی بخشی از سخنان خود را به « وضعیت معیشت فرهنگیان و معلمان» اختصاص داد و گفت: « معلمان ما به عنوان کسانی که همیشه پای انقلاب و نظام بودند، امروز از معیشت خوبی برخوردار نیستند. با گرانی اخیری که در نان ایجاد شد و مجلس در آن بی تقصیر است، وضعیت این قشر جامعه بدتر شد».

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 22:33  توسط جعفر خضوعي  | 

مطالب قدیمی‌تر