X
تبلیغات
یوخا

یوخا

یوخا،‌ نانی است که دیرزمانی سفره ها را جان داده و نمادی است از میراث غنی حیات در قره داغ

درياچه اروميه بهتر است يا پسته؟!


پارك ملي است، ذخيره گاه زيست كره است، دومين درياچه ايران است. دومين درياچه شور جهان است، 102 جزيره دارد كه بعضي آب شيرين و حيات وحش نيز دارند. زيستگاه « آرتميا» است و... اين ها تنها برخي از عبارت هايي است كه در معرفي درياچه اروميه مي گويند. تلخي سخن كه در ادامه از كلمات بيرون مي ريزد، مانع از آن مي شود كه ادبيات اين نوشته را مايه ادبي بزنم و مثلاً يادم بيايد كه اين پهنه بزرگ آبي را « نگين سرخ آذربايجان » نام نهاده اند و...

اين روزها چنان سوژه هاي داغ وجود دارد كه شايد تبِ كشنده درياچه اروميه، آبي براي خبرسازي گرم نسازد اما من ترجيح مي دهم در اين آشفته بازار خبري، خبري از درياچه اروميه بگيرم و بگويم.

ديگر اينجا چه اهميتي دارد كه مقدمه بنويسم و معرفي كنم اين عروس از چشم افتاده را كه مثلاً 5500 كيلومتر مربع مساحت با  31 ميليارد متر مكعب  حجم دارد، 21 رود دائمي به آن مي ريزند و...

حالا ديگر آوردن فعل « است» و « دارد» در انتهاي اين جملات قدري عجيب مي آيد و شايد بايد از « بود » و « داشت» استفاده كرد. 

به راستي چرا درياچه اروميه خشك شد؟ پاسخ را همه مي دانند؛ سدسازي، حفر بي رويه چاه، احداث پل ميانگذر، افزايش سطح زيركشت، افزايش جمعيت و در نتيجه افزايش مصرف آب توليدي در اين حوضه، افزايش دما و پديده خشكسالي و...

اين همه چرا اتفاق افتاد؟ چون ما افزايش يافته ايم و از قضا فن آوري و امكان فشار آوردن بر زمين و دوشيدن بيش از حد از آن نيز در اختيارمان است. آينده نگر نيستيم و آگاهي از قانون زمين نداريم و آينده طبيعت نيز برايمان مهم نيست. براي همين است كه ديوانه وار افتاده ايم به جان طبيعت و تغييرش مي دهيم و تعادلش را به هم مي زنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 22:19  توسط جعفر خضوعي  | 

روزي كه «گويا» متولد شد


امروز 28 ارديبهشت ماه، سالروز تولد نشريه گوياست. سال 1384 در چنين روزي مشتاقانه منتظر انتشار نخستين شماره ي گويا بوديم. هشت سال از آن روز گذشت و گويا وارد نهمين سال فعاليت خود شد. امسال هم مثل سال هاي قبل موفق به برگزاري جشن تولد براي گويا نشديم هرچند در روز خبرنگار حلقه ي اول از اهالي گويا به نام گويا گرد هم مي آيند.

در اين هشت سال با سختي ها و دشواري هاي بسيار اما با شوق تمام در انتشار گويا كوشش نموده و تا كنون 196 شماره براي خوانندگان فهيم عرضه كرده ايم. كساني كه از نزديك شاهد امكانات و مجموعه ي ما بوده اند، از دوام گويا براي اين مدت متعجب بوده اند با اين همه اما ما از ايده آل ها بسيار فاصله داريم و كاستي ها و نقص ها و ضعف هاي بسيار. علاوه بر مجموعه ي همكاران و نويسندگان و عكاسان ثابت گويا، تاكنون يادداشت و مقاله و نامه و عكس بيش از يكصدنفر در گويا منتشر شده است.

گويا با گستره توزيع استاني فعاليت دارد اما ما از همان ابتدا جغرافياي كارمان را عمدتاً در منطقه محروم و مغفول قره داغ محدود و متمركز كرديم تا رسانه اي باشد براي انعكاس صداي مردم اين ديار سرافراز. تورق صفحات 196 شماره منتشر شده نشان مي دهد كه تنوع مطالب و خبر و گزارش از جاي جاي اين منطقه قابل توجه است هرچند نسبت به بخش جنوبي قراجه داغ ـ هريس و خواجه ـ كم تر پرداخته ايم. خوانندگان عزيز و شريف ما بارها با ارسال پيام و نامه از كوشش هاي اهالي گويا قدرداني كرده اند به ويژه وقتي حرف دلشان را زده ايم و درد منطقه را فرياد كرده ايم و يا رفته ايم به گوشه گوشه هاي اين ديار و گزارش هاي مفصل منتشر ساخته ايم.

علي رغم تفاوت ديدگاه و اختلاف فكري با نمايندگان منطقه، در انعكاس اخبار و سخنان آن ها كوتاهي نكرده ايم و با آن ها مصاحبه بدون محدوديت ترتيب داده ايم. با اين همه هرگز نشريه را به پايه ميكروفون و يا ضبط صوت تبديل نكرده و همواره نظر و پرسش مردم را منعكس ساخته ايم و از عملكرد مسئولان به ويژه نمايندگان انتقاد كرده ايم.

در كنار ناملايمات و بدمنشي ها اما لطف بسياري  از شهروندان و گاه معدود مسئولان دستگير و مشوق ما بوده است. از انعكاس واقعيات واهمه نداشته ايم و تاكنون كسي و يا نهادي به خاطر اين رويه به ما تذكري نداده است.

ما افتخار داريم در منطقه اي نشريه منتشر مي كنيم كه همخاك ميرزا طاهر قراجه داغي مدير نخستين روزنامه غيردولتي ايراني هستيم. وظيفه ذاتي مان بود كه چراغ بر تاريخ مطبوعات منطقه بگيريم و بشناسيم فعالان مطبوعاتي اين منطقه در گذر زمان را و چنين كرديم. هفته نامه « شهاب اهر» را به خوبي معرفي كرديم و نام زنده ياد « رحيم غفاري» مدير اين هفته نامه و بنيانگذار مطبوعات ارسباران را زنده ساختيم. يك بار هم گفته بودم كه روح «‌شهاب اهر» پس از 60 سال در كالبد « گويا» حلول كرد. نشريه اي كه در سال هاي 31 و 32 با آن امكانات ابتدايي از همه ي گوشه هاي قراجه داغ خبر مي داد. اولين شماره ي شهاب اهر در 21 مرداد منتشر شده و آن روز براي ما روز مطبوعات ارسباران است. اولين پنجشنبه ماه رجب روزي است كه براي اموات مان بيشتر وقت مي گذاريم و اكنون زنده ياد رحيم غفاري كه دهم دي ماه 1338 دار فاني را بدرود گفته، نزديك ترين درگذشته ي گوياست و خوشا كه بر سر مزارش حاضر شديم و فاتحه اي خوانديم.

در اين بهانه و مقال، جاي حرف بسيار نيست و تنها فرصتي پيش آمد كه اين مناسبت را خدمت همه ي دوستان و دوستداران و همكاران گويا تبريك بگويم و از همه ي خوانندگان كه با استقبال گرم خويش و با انتقادات خويش مشوق ما بوده اند، صميمانه سپاسگزاري نمايم.

براي اين پست مي خواستم تصويري برگزينم كه در ميان پوشه ها و تصاوير، تصويري از جشنواره اسبدواني قره قيه توجهم را جلب كرد كه تازه بيستمين دوره آن برگزار شد. جشنواره اي كه بارها گزارش مفصل از آن منتشر كرده ايم و پيشنهادهاي خوب عرضه داشته ايم. در اين تصوير بانوي بزرگ سركار خانم « عزيز خانم دانشي » را مي بينيد كه اولين سواركار بانوي عشاير در نخستين دوره اسبدواني قره قيه ( 1371) بود. او بحق مادر جشنواره قره قيه است و اگرچه سال هاست ديگر در مسابقه شركت نمي كند اما بهترين لباس هايش را مي پوشد و هر سال در ميدان حضور مي يابد.

اگر اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي كليبر قصد دارد مثل سال قبل مسابقه عكس جشنواره اسبدواني عشاير قره داغ را برگزار كند،‌ پيشنهاد مي شود اين مسابقه را با عنوان «‌ جايزه عزيزخانم دانشي» ادامه دهد. يادي هم از سركار خانم « مه لقا خاني » كرده باشم كه جشنواره قره قيه را زنده ساخته است و يكبار در ميدان به ذهنم آمد كه انگار مختصري از روح پريزاد در مه لقا حلول كرده است. به اميد روزي كه « جام پريزاد» اين جشنواره را معنادار سازد.

و به اميد آباداني و بالندگي و سرافرازي روز افزون منطقه قره داغ.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 12:45  توسط جعفر خضوعي  | 

فصلِ خداآفرين

اين كه در اندرون يك اقليم، خرده اقليمي چنان ويژه زاده شود كه برجسته نمايد، شاهكار طبيعت و فرهنگ است. حكايت « مغان » چنين است و «‌ قره داغ» در اقليم آذربايجان و اينجا، ريزتر و زيباتر« خداآفرين» است در پيشاني اقليمِ « قراجه داغ». در واقع خداآفرين اسم يك روستا يا شهر نيست، اسم يك منطقه است. شكل گيري يك منطقه با تعريف جغرافيايي و فرهنگي و اجتماعي خاص مانند « ارسباران » و « مغان» به اين سادگي ها نيست.

برنامه، سفر به خداآفرين است و هدف، شرح حال و گذشته ي او. گشتن در طبيعت و اجتماع خداآفرين چنانچه با تورقي در تاريخ آن محال توأم باشد، كامل تر است. زير هر گام كه بر طبيعت آن مي نهي، خش خش برگ هاي تاريخ به گوش مي رسد. نام هر آبادي و هر دره و رودي و هر قله و كوهي و هر پهنه ي جنگلي، كتيبه اي از صحنه هاي خوب و بد تاريخ است. از كليبر كه به سمت خداآفرين مي رويم، صداي سم اسبان قشون « بابك » را پشت سر مي شنويم و روي به خاكي داريم كه « عباس ميرزا» و قشون ايران در دفاع از ميهن، آنجا نشانه هاي ملموس دارد همچون قلعه ي « كردشت».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 1:57  توسط جعفر خضوعي  | 

پايان بازسازي قره داغ با آغاز جهش آن رقم مي خورد

احمدي نژاد كه هشتم ارديبهشت ماه امسال با عنوان سفر استاني چهارم به آذربايجان شرقي سفر كرده بود « از اعلام پايان بازسازي روستاهاي زلزله زده استان در اين سفر خبر داد». خبرگزاري ايسنا به نقل از رئيس جمهور نوشت: « در جريان اين سفر از برخي مناطق زلزله زده در اين استان بازديد به عمل خواهيم آورد و ان شاءالله پايان بازسازي روستاهاي زلزله زده در اين استان اعلام خواهد شد». اين در حالي است كه بنا به گفته استاندار آذربايجان شرقي و مديركل بنياد مسكن كشور بازسازي مناطق زلزله زده قره داغ در سالگرد وقوع زلزله ـ ۲۱ مردادماه ـ تمام خواهد شد. البته برخي مقامات دولتي از پايان بازسازي در پايان دولت دهم نيز خبر داده اند كه در اين صورت عقربه بازسازي در ۱۲ مردادماه امسال خواهد ايستاد. در واقع آن ها اعلام كرده اند كه پايان بازسازي را همزمان با سالگرد زلزله قره داغ در 21 مردادماه امسال جشن مي گيرند.

امروز نماينده اهر و هريس در صحن علني مجلس به رئيس جمهور در خصوص « اعلام پایان کار عملیات بازسازی مناطق زلزله‌زده اهر و هریس با عنایت به شرایط موجود تذکر داد.


برچسب‌ها: زلزله اهر, زلزله ورزقان, زلزله هريس, زلزله قره داغ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 19:58  توسط جعفر خضوعي  | 

واقعاً؛ كاشكي نف نداشتيم!!

از قضا ۲۸ ارديبهشت ماه كه نتايج نهايي بررسي صلاحيت داوطلبان كانديداتوري انتخابات شوراي اسلامي شهر و روستا از سوي هيأت نظارت اعلام مي شود، مصادف است با سالروز انتشار گويا. روز چهارشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ بود كه شماره نخست دو هفته نامه گويا منتشر شد. در سال هاي اول، بي ستون عنوان يكي از ستون هاي طنز بود كه من در آن، استعداد طنز نويسي ام را به منصه ظهور مي رساندم!

امروز كه در پهنه گوگل دنبال مطلبي مي گشتم، عباراتي در يكي از نتايج جستجو توجهم را جلب كرد. وارد كه شدم ديدم يكي از مطالب همان ستون است و مرا ياد ۶ سال قبل انداخت. جناب اكبر زواري رضائي، آن را جديدا در وبلاگش درج نموده است.

حالا هم كه موسم انتخابات است و خردادي ديگر در راه است، انگار يارانه و پرداخت پول به مردم نقل محفل كانديداها شده است اما در واقع رايج است كه مردم پول مي دهند به دولت كه مملكت را اداره كند و در قبال اين پول از دولت مسئوليت هم مي خواهند. حالا نفت هست و موضوع فرق مي كند. شايد اگر نفت نبود يارانه هم نبود. اين روزها آدم حرف هاي خوبي از برخي مسئولان مي شنود و آن ها از ضرورت قطع ارتباط اقتصاد كشور با نفت سخن مي گويند. ديگراني هم هستند كه مثل ما نفت دارند اما آن را وارد اقتصاد امروزشان نمي كنند و براي توانمندسازي كشور و مردم در آينده سرمايه گذاري مي كنند.

كاشكي نف نداشتيم

دیشب شریک زندگی ما در خواب شادمان بود و شکر می کرد. به گونه ای که مرا از خواب پراند. بیدارش کردم و لیوانی آب به او دادم. از این که بیدارش کردم ناراحت شد و گفت:
آی دا ایلده بیر ناماز اونودا شیطان قویماز
گفتم: چه شده خواب جواهرات می دیدی؟ گفت: نه خواب دیدم که چاه های نفت مان همه خشکیده اند!
گفتم: خواب سیاسی می بینی؟! خواب زن جماعت وارونه است، پس خیر است!
دوباره گفتم: برو خواب ببین که حقوق معلمان را کم کرده اند و ضمیمه ی آن خواب ببین که کسر مالیات از حقوق معلمان را افزايش داده اند.
و او گفت: می خواهیم به ژاپن تبدیل شویم، در حالی که نمی دانیم ژاپن چون ما این همه نفت ندارد.
او ضمن مراجعه به قرون گذشته و به ویژه هخامنشیان گفت: در گذشته ما برتر بودیم و شعرا و دانشمندان بسیاری تولید کرده بودیم. به خاطر این که آن موقع نفت نداشتیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 23:51  توسط جعفر خضوعي  | 

سرعين در سبلان و موتالليق در قره داغ؛ هر دو گرمند اما اين كجا و آن كجا؟!

سه روز آخر هفته پيش ( يازده تا سيزده ارديبهشت) را من و برادر سومم خانوادگي به مهماني سرعين رفته بوديم. در مشگين شهر و اردبيل هم به ما خوش گذشت به ويژه ديدار با مجموعه شيخ صفي الدين اردبيلي كه حالا يك اثر تاريخي جهاني است.

سرعين خيلي زود رشد كرد، از نامي ناآشنا در دامنه ي سبلان به نامي آشنا در ايران و فراتر از مرزهاي آن تبديل شد. اين همه، مديون « آب گرم» در سرعين است. سرعين نمونه و مصداق روشن از به فعليت رساندن قابليت و توان طبيعي يك منطقه است. سبلان از گذشته هاي دور در دامنه هاي گسترده ي خود سفره اي از حيات گشوده و همواره براي روستاييان و عشاير آب و خاك فرستاده است. سبلان حتي در اندرونش انرژي زمين گرمايي نهفته دارد و چند سالي است كه در مشگين شهر دست در دل زمين برده اند و مي خواهند از آن نيز بهره اي گيرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 15:54  توسط جعفر خضوعي  | 

بزرگراه اهر ـ تبريز 30 ميليارد تومان لازم دارد اما تأمين نمي شود؟


در حالي كه امروز بايد خواسته ها و مطالبات اساسي و بزرگي در امر رشد و توسعه مي داشتيم،‌ مسئولان شهرستان اهر اعلام مي دارند كه مهم ترين خواسته مردم منطقه اجراي سريع پروژه بزرگراه اهر ـ تبريز است. سال گذشته اعلام شد كه اين پروژه به مهر ماندگار پيوسته تا زودتر ساخته شود و ساختش همزمان با دولت دهم به پايان برسد. اگرچه مهر ماندگار هم لازم نبود و طبق قانون اين پروژه پنج ساله بايد تا پايان شهريور سال 92 به پايان مي رسيد. جاي تعجب و تأسف اينجاست كه حتي علي رغم خوردن مُهر مهرِ ماندگار بر پيشاني اش نمي تواند به موقع ساخته شود. چرا؟ مسئولان مي گويند اعتبارات لازم تخصيص نمي يابد. چرا؟ اين را ديگر مسئولان پاسخ نمي دهند. از نماينده و فرماندار و مديركل راه و شهرسازي از عدم تأمين اعتبارات مصوب مي گويند اما نمي گويند چرا تأمين نمي شود؟
در جريان سفر استاني چهارم احمدي نژاد به آذربايجان شرقي و حضور وزير دادگستري در اهر و در شوراي اداري اين شهرستان تأكيد اساسي مسئولان ارشد شهرستان همين موضوع بزرگراه اهر ـ تبريز و آمار بالاي تصادف در جاده فعلي بود تا جايي كه براي اولين بار نماينده اهر و هريس از واژه ي « ‌بحران» در مورد اين محور استفاده كرد.  آنها مي گويند 300 ميليارد ريال مصوب شده اما پول نمي دهند؟ فرماندار شهرستان اهر مي گويد 40 درصد پيشرفت داشته اما امروز مديركل راه و شهرسازي مي گويد تنها 30 درصد پيشرفت داشته است.

نماينده اهر و هريس اميدوار بود كه امسال بزرگراه اهر ـ تبريز به بهره برداري مي رسد اما همه مي دانند كه چنين نمي شود. هنوز فاز دوم اين پروژه ـ‌ از گردنه گويجه بئل تا شهر خواجه ـ به پيمانكار واگذار نشده است. فاز سوم ـ از خواجه تا تبريز ـ‌ علي رغم اعلام عمليات اجرايي كار چنداني نشده است و تنها در فاز اول ـ از اهر تا گويجه بئل ـ به طول 20 كيلومتر تحرك و پيشرفت محسوس ديده مي شود.
امروز مديركل راه و شهرسازي آب پاكي ريخت روي دست مسئولان و مردم اهر و گفت:« با توجه به عدم تخصیص اعتبارات لازم، بهره برداری از طرح دوبانده کردن جاده تبریز -  اهر تا پایان دولت دهم امکان پذیر نیست».علیزاده به مهر گفت: « این پروژه از جمله پروژه های طرح مهر ماندگار است که در جریان دور چهارم هیئت دولت به استان آذربایجان شرقی مقرر شد 300 میلیارد ریال از منابع مختلف به این پروژه اختصاص پیدا كند». اين در حالي است كه همين مبلغ سال گذشته هم مقرر شده بود اختصاص يابد!!

از هر 200 نفر كشته ي تصادفات جاده اي در كشور،‌ يك نفر در جاده اهر ـ تبريز مي ميرد. در استان آذربايجان شرقي بيش از 2600 كيلومتر راه اصلي و فرعي وجود دارد كه جاده اصلي اهر ـ تبريز تنها 90 كيلومتر طول دارد. آيا انصاف است كه درصد بالاي كشتار جاده اي استان به اين جاده 90 كيلومتري اختصاص يابد. جاي تأسف است كه در مدت 8 سال بنا به گفته پليس راه آذربايجان شرقي، تعداد 764 نفر در تصادفات اين جاده جان خود را از دست داده اند.  چرا وقتي محرابيان رئيس ستاد مهر ماندگار كشور براي بررسي پروژه هاي مهر ماندگار به آذربايجان شرقي آمد، مسئولان ارشد استان او را نياوردند تا از جاده مرگ استان نيز بازديد به عمل آورد. چرا در جريان سفر استاني چهارم، مسئولان ارشد استان اين « بحران» را برجسته نساختند. اگر مهم ترين معضل اهر امروز، جاده مرگ آفرين اهر ـ تبريز است، چرا به جاي وزير دادگستري، وزير راه و شهرسازي به اين شهرستان نيامد تا پاسخگوي مردم و مسئولان آن باشد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت 22:15  توسط جعفر خضوعي  | 

دريوزگي رأي!!

انتخابات شوراي اسلامي شهر و روستا در راه است و در ميان علاقه مندان به كانديداتوري هستند كساني كه ناآشنا به الفباي مردم سالاري و نمايندگي مردم به دريوزگي رأي روي آورده اند. روش ناميموني كه در چند دوره ي اخير انتخابات در منطقه به كار گرفته شده و متأسفانه در حال نهادينه شدن است. اگرچه هر خام و جوياي نامي در گوشه و كنار شهر مي تواند براي خود مشق كند اما همه به نام انتخابات و مردم سالاري ما تمام مي شود.

ترديدي نيست كه تحزب زيرساخت اساسي و الزامي مردم سالاري و انتخابات است و در غياب يا ضعف چنين زيرساختي است كه در انتخابات منطقه و شهر اغلب خروجي رضايت بخشي نداريم. اگر مشاركت حداكثري صورت نگيرد و كانديداهاي صاحب نام و شناخته شده در عرصه نباشند تا با طرح مصالح و منافع جمعي چنين مشاركتي را موجب شوند، بايد واهمه داشت از انتخابات طايفه اي و قشري و انتخاب افرادي كه هرگز قادر به نمايندگي اكثريت مردم شهر نخواهند بود. بايد واهمه داشت از ميدان داري و مهندسي انتخابات شهر توسط زمين بازان و زمين خواران كه شوراي شهر را محلي براي تحقق آمال طمع كارانه خود مي دانند. بايد شناخت كساني را كه آلت دست برخي سرمايه دار « رأي خر» هستند و ممكن است در جامه ي كانديداي انتخابات شوراي شهر درآيند.

نياز اساسي شهرداري اهر ورود متخصصين و كارشناسان مجرب است و بايد كه چنين افرادي به عضويت شوراي اسلامي شهر هم درآيند. اگر اين مهم، دست نيافتني باشد و اگر افراد « اصلح » در ميان نبود، « صلاح » آن است كه بر كسان درستكار و با تقوا و دامن پاك توجه كنيم تا آن هايي نيايند كه چهار سال با شهرمان چون ملك خصوصي شان بازي كنند و « شورا»‌ را بنگاه معاملاتي طايفه اي و باندي خود سازند.

يك آفت و مشكل ديگر اينجا هست. در اين  مدت باقي مانده به انتخابات ممكن است كادر اداري شهرداري فرمان از بيرون بگيرند. فرماني كه به كانديداهاي انتخابات شوراهاي اسلامي و يا حاميان مالي آن ها وصل باشد. حتي ممكن است رابطه ي اداري و قانوني پيشين ميان شهردار و اعضاي شوراي اسلامي شهر مخدوش شود و در اين حالت است كه مسئوليت بزرگي بر عهده ي شهردار است كه همت خود را در اين وقت بر سلامت شهرداري مصروف سازد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت 21:44  توسط جعفر خضوعي  | 

پوسته ايران طاقتش طاق شده است

امروز عصر ساعت 15 و 14 دقيقه زمين لرزه بزرگي در جنوب شرق ايران رخ داد كه مركز لرزه نگاري ايران، بزرگي آن را 7.5 ريشتر، مركز سطحي آن را 81 كيلومتري سراوان و عمق كانوني آن را در 95 كيلومتري سطح زمين اعلام كرد. پس از بزرگي اين زمين لرزه كه بنا به اعلام مسئولان، تلقات و خسارت پاييني داشته است، عمق زياد آن توجه را جلب مي كند و بي ترديد خسارت پايين مي تواند ناشي از عمق زياد كانون زلزله باشد. كما اين كه پراكندگي سكونتگاه ها و جمعيت در آن بخش از كشور نيز در پايين بودن ميزان تلفات انساني مؤثر بوده است. البته موسسه زمين شناسي آمريكا بزرگي اين زمين لرزه را 7.8 ريشتر و عمق آن را 80 كيلومتر اعلام كرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 20:53  توسط جعفر خضوعي  | 

آن شب « خنده بازار» و اين شب « مش اسماعيل»!!!

در روزگاري كه عصر ارتباطات است و كوچك ترين رويدادي در سطح جهاني خبر مي شود و همه خبردار مي شوند، انگار در جامعه ي ما هنوز سامانه « چاپار» برقرار است كه رويدادي چون زلزله، چنين دير خبر مي شود و به گوش ها مي رسد. يادمان است كه آن شب كه در اين گوشه ايران يعني آذربايجان غوغا بود و شيون مرگ بلند مي شد، شبكه سراسري مان داشت « خنده بازار» پخش مي كرد.

ديروز ساعت 16 و 22 دقيقه زمين لرزه اي به بزرگي 6.1 ريشتر و با عمق كانوني 12 كيلومتر به مركزيت شهر كاكي ( شهرستان دشتي) در استان بوشهر به وقوع پيوست. تا 6 ساعت بعد تصويري از اين زلزله در خبرگزاري هاي رسمي و نيمه رسمي و دولتي و نيمه دولتي شناخته شده ي ما نبود و ساعت 23 و 37 دقيقه خبرگزاري مهر گزارش تصويري با يك تصوير منتشر كرد. خبرگزاري فارس اما ساعت22 و 52 دقيقه و همچنين 23 و 25 دقيقه دو گزارش تصويري كامل منتشر كرد. خبرگزاري دولتي ايرنا هم اولين گزارش تصويري خود را ساعت 22 و 45 دقيقه در خروجي خود قرار داد. تا پايان روز بيستم فروردين تعداد كشته ها 37 نفر و تعداد مصدومين 887 نفر اعلام شد كه حال يكصد تن از آن ها وخيم بوده است.

مسئولان بلندپايه ي كشورمان به زودي پيام تسليت صادر كردند و سه روز در استان بوشهر عزاي عمومي اعلام شد.

موضوع را در خبرگزاري ها پيگير بودم. خبر را برنامه هاي خبري شبكه هاي سراسري نيز منتشر كردند. وقتي شبكه استاني « سهند» مان را گشودم، داشت « مش اسماعيل»  ـ جُنگ شبانه ـ را مي داد كه با مجري برنامه خنده بازار راه مي انداختند. بي ترديد وقتي عضوي از اعضاي پيكر ايرانمان به درد مي آيد، اصولاً ديگر عضوها را نبايد قراري باشد. اينجا انتظار مي رفت كه چنين برنامه اي پخش نشود. يادمان است آن شب و آن روز كه چه روزي داشتيم و حتي قرمز پوشيدن مجري برنامه در شبكه ي استاني مان نيز به ما بر مي خورد و يادمان است به خاطر آن « خنده بازار» حتي نماينده مان در مجلس تذكر داد. مردم خوب بوشهر و زلزله زدگان و عزيز از دست دادگان نيز امروز بسيار حساس و آسيب پذير چشم شان به همه ي ايرانيان است. بايد كه قدري به هوش باشيم.

تصاوير را دقيق شويم. خانه هايشان شبيه خانه هاي ماست. صورت شان چون صورت ماست و انگار همه از يك ناحيه زخم بر مي داريم. الآن آن ها شبيه ترين ايراني به ما هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 1:6  توسط جعفر خضوعي  | 

نظري به قابليت گردشگري شهرستان هوراند (2)

سايت گردشگري چيناب و پشتو

از اهر تا شهر هوراند 55 كيلومتر راه است كه از گردنه سامبران ( 20 كيلومتري اهر ) به سمت راست متمايل مي شود. دو نقطه تا شهر هوراند، ايستگاهي مهم به حساب مي آيد. يكي  روستاي بزرگ« مجيدآباد» است و ديگري كافه اينجار كه ورودي جاده روستاي اينجار و روستاي كوجان و پشتو همان جاست و تمايل دره « علي آباد » به سمت شرق تا به رود « قره سو» بپيوندد. اندكي بعد از مجيدآباد راه روستاي « چيناب» به چشم مي آيد و بعد، راه خاكي بسيار پير پيچ و خم و طولاني روستاهاي « نيق»، « محمدآباد»، و « تازه كند» و البته راه قله « هشته سر».

تصاوير در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 23:8  توسط جعفر خضوعي  | 

نظري به قابليت گردشگري شهرستان هوراند (1)

مي خواستم بخش پنجم « نظري به قابليت گردشگري شهرستان اهر»‌ را به سايت گردشگري « پشتو» در بخش هوراند اختصاص دهم اما هوراند در شرف ارتقا به شهرستان است و مردمش مشتاق. هنوز از سوي دولت رسماً تشكيل شهرستان هوراند اعلام نشده اما نماينده اش پيش دستي كرده و مردم آن محال را خوشحال كرده است. در احترام به همين « اشتياق» و« اعلام» است كه با عنوان « شهرستان هوراند» مي نويسم. هنوز معرفي قابليت گردشگري شهرستان اهر تمام نشده و در فرصت هاي پيش آمده ادامه خواهم داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392ساعت 21:8  توسط جعفر خضوعي  | 

روز ملي « زادگاه من»

آقاي شجاع زباني ـ شهروند ورزقاني ـ پيشنهاد دهنده ي روز ملي زادگاه من

 سوم فروردين و در جريان ديدار با شهر مصدوم « ورزقان» بود كه با آقاي «‌ شجاع زباني »‌ در ورودي اين شهر و ايستگاه راهنمايي مسافران و گردشگران نوروزي هم كلام شديم. همديگر را پيش از آن مي شناختيم اما ديداري دست نداده بود. در كنار و بهتر بگويم در رأس همه ي جملات رد و بدل شده، پيشنهاد بسيار بزرگ آقاي زباني بود كه مي گفت « لازم است روز ملي زادگاه من داشته باشيم». مي گفت بهتر است در چنين روزي همه يادي از زادگاه خود كنند و حتي در ذهنش دنبال روزي در هفته بود كه از نظر كاري مانعي نباشد و دنبال روزي در تقويم بود كه قرابت معنايي با چنين مناسبتي داشته باشد و براي همين، روز سوم خرداد را پيش كشيد كه روز آزادي خرمشهر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 19:31  توسط جعفر خضوعي  | 

روي قانون چمن پا نگذاريم

سيزدهم فروردين را تقويم رسمي مان مي گويد روز « طبيعت » است. معمول و رايج است نام گذاري روزهاي سال به هرچه بايسته ي توجه است. روز مادر، روز هواي پاك، روز زمين و... حالا روز طبيعت است كه در پاسداشت « طبيعت » انديشه كنيم و يا روز طبيعت است كه آدمي روزي را با طبيعت سر كند. ايرادي در ميان نيست اگر انسان از طبيعت بهره برد و هر ورقش دفتري باشد براي معرفت كردگار اما حالا ديگر آدمي سوار بر فن آوري،‌ طبيعت را درمي نوردد و بر هيچ اصولي هم پايبند نيست. طبيعت با عناصر هزارتويش سامانه اي پيچيده است. نظم دارد و قانون و حساب و كتابي در ميان است. حرف حساب از آن « سهراب » است كه گفت؛ « ياد من باشد، كاري نكنم كه به قانون زمين برخورد» و چنين است كه هشدار مي دهد؛ « روي قانون چمن پا نگذاريم». طبيعت حساس است و آسيب پذير. پاي آهسته بگذاريم بر زمين كه « مور» هم براي زمين عزيز است. كوه را كه بالا مي رويم، مثل ديوانه ها فرياد نكشيم، شايد كه پرنده اي خفته باشد. تبر بر درختان نكشيم و ميخ بر سينه اش نكوبيم كه « جان دارد و جان شيرين خوش است». و تير بر پرندگان نيندازيم. يادمان باشد كه « آب را گل نكنيم» و زباله در رود نريزيم. يادمان باشد كه « گََوَن »، هيزم ناهارمان نيست. يادمان باشد كه براي زمين آدمي همان قدر عزيز است كه بلدرچين. يادمان باشد كه بر صورت درختان خط نيندازيم و « بدانيم اگر كرم نبود»، اين زمين چيزي كم داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 0:54  توسط جعفر خضوعي  | 

مسئولان، اول بايد از خدا بترسند و بعد،‌ از مطبوعات

زمان كه جلو آمد سلطه و سلطاني اگر نگوييم دوره اش تمام شد، مي شود گفت بسيار دشوار گرديد و محدود گشت و حتي رنگ عوض كرد چنان كه سلطاني ننمايد. مي شود گفت انسانِ « رعيت »، رشد كرد و به انسانِ « شهروند» تبديل شد. مسئله خيلي روشن است. مردمي سرزميني دارند كه مُلك مشترك شان است و آن جا زندگي مي كنند و تجانس فرهنگي و مدني دارند و به خاطر برخي مشتركات تعلق خاطر به خاك اجدادي به نام « ميهن » دارند و كشوري با مرزهاي مشخص در جغرافيا نشسته است. اداره كشور « نظام »ي مي خواهد و اين نظام اكنون سازوكاري است كه ذيلش امضاي مردم مي نشيند و به نمايندگي از طرف مردم كشور را اداره مي كند. وقتي مردم و به عبارتي نخبگان آن به نمايندگي نشستند و قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي نوشتند، در واقع ملت، صاحب يك منشور ملي براي خود شد تا همه ي كارها و ارتباطات قانونمند گردد. حال حتي مي توان گفت ميثاق ملي تنها يك قرارداد بين ملت و دولت نيست، بلكه فراتر از آن است. نظام سياسي، برنامه اي است كه ملت واگذاري اداره امور كشور را در داخل همين ميثاق تعريف كرده اند. ملت در اين ميثاق براي خود « حقوق » و « تكاليف»ي تعريف كرده است كه در تحققش همين نظام سياسي بايد بكوشد. همينجا مردم نسبت به نظام و نظام نسبت به مردم هم تكاليف و حقوقي دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 14:9  توسط جعفر خضوعي  | 

ساخت 30 هزار مسكن در كمتر از 3 ماه / راه و شهرسازي را به دادگاه معرفي كنيد

امروز وقتي اخبار خبرگزاري ها و سايت هاي خبري را مرور مي كردم، دو خبر توجهم را بيشتر جلب كرد و البته موجب شگفتي و تأسفم شد. هر دو خبر به راه و شهرسازي  مربوط است. اول فكر كردم چون داريم به 13 فروردين نزديك مي شويم،‌ شايد دروغ سيزده باشد اما بعد ( فوراً ) فكرم را گاز گرفتم و حتي از شكل گيري چنين پندار غلطي در ذهنم جلوگيري كردم و بر شيطان لعنت گفتم. چشمم به تيتري در خبرگزاري فارس افتاد كه به نقل از وزير راه و شهرسازي نوشته است « ساخت 30 هزار واحد مسكن در مناطق زلزله زده در مدت كمتر از 3 ماه شاهكار است ».  علي نيكزاد در جلسه کار گروه حمل و نقل و مسکن استان اردبیل با بیان اینکه « در زلزله آذربایجان شرقی و در شهرهای اهر، هریس و ورزقان در کمتر از سه ماه 30 هزار واحد مسکن نوسازی و مقاوم‌سازی شد»، خاطرنشان کرد: « هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد که به این سرعت واحدهای مسکونی تکمیل شده و به بهره‌برداری برسد».


برچسب‌ها: زلزله اهر, زلزله ورزقان, زلزله هريس, زلزله قره داغ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 13:23  توسط جعفر خضوعي  | 

نزديك ترين زمين لرزه به شهر اهر رخ داد

۳۴ دقيقه بامداد امروز يازدهم فروردين ماه، زمين لرزه اي به بزرگي ۳.۸ ريشتر اهر را لرزاند. اين زمين لرزه از نظر فاصله سطحي ـ ۵ كيلومتر ( مقابل دانشگاه آزاد اسلامي) ـ و عمقي ـ ۴ كيلومتر ـ به شهر يكصدهزار نفري اهر بسيار نزديك بود و شايد بتوان گفت نزديك ترين زمين لرزه از ۲۱ مرداد سال 91 از نظر فاصله سطحي و عمقي به اين شهر بود. اين زمين لرزه ي نه چندان بزرگ با توجه به آرامش نسبي هفته اخير در زمين قره داغ قابل پيش بيني بود. بايد توجه داشت كه سازه هاي شهري هم در طي نزديك به ۸ ماه بيش از ۴هزار بار لرزش را به جان خريده اند و اكنون زمين لرزه ي كم عمق و با رومركز بسيار نزديك به شهر، مي تواند اثرات مخربي برجاي بگذارد. كارشناسان وقوع زمين لرزه و پس لرزه ها در ادامه زمين لرزه هاي ۲۱ مرداد در منطقه و استمرار آن تا پايان نيمه اول امسال را طبيعي عنوان كرده اند.


برچسب‌ها: زلزله اهر, زلزله ورزقان, زلزله هريس, زلزله قره داغ
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 2:12  توسط جعفر خضوعي  | 

نظري به قابليت گردشگري شهرستان اهر (4)

آبشار مزرعه

دامنه شمالي رشته كوه قوشاداغ كه در سمت شرقي به كوه ارجمند ساوالان پيوسته است، به سمت گويجه بئل دامنه هاي سرسبز و جنگلي و استپ كوهي با چشمه هاي فراوان و دره هاي متعدد پرآب كشيده شده است. انفصال بخش كوهستاني از بخش فلات در خط ارتفاعي حدود 1900 متر رقم خورده و همين خط ارتفاعي آبشار و چشمه بسيار دارد و به نظر مي رسد منطبق بر خط گسل در دامنه ي شمالي قوشاداغ باشد. علاوه بر ارتفاعات و دره ها و آبشارها و چشمه هايي چند در بالادست ها و زمين هاي جنوبي روستاهاي كردلر و كقالق نرسيده به روستاي مزرعه در جنوب شهر اهر دره اي است كه آبشارش نامدار است. اين آبشار جاذبه ي عمده در مكان گردشگري مزرعه با تعدادي جاذبه ي پيراموني و مكمل مي تواند به ايجاد پارك كوهستان كمك كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 0:38  توسط جعفر خضوعي  | 

نظري به قابليت گردشگري شهرستان اهر (3)

شيور؛ مزرعه شعر و آبشار  و چشمه و سنگ

فراتر از دشت اهر، ارتفاعات قره داغ با كوه هاي جنوبي شروع مي شود و شيور با ارتفاع 2650 متري در 20 كيلومتري شمال اهر در جهت شرقي ـ غربي كشيده شده است. شيور با دو قله ي همدوش افسانه اي از اهر پيداست و اين كوه در واقع يك توده باتوليتي است. در يك سمتش روستاي مزرعه و جوبند و حاج علي بيگ كندي و در سمت غربي اش روستاي زندآباد و انجرد و لامان و... واقع اند. شيور مجموعه اي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي و اجتماعي را در خود دارد. در بالادست، ييلاق عشاير است و در پايين دست روستاهاي آباد. از ييلاق هاي معروف اين ارتفاعات، مي توان « ياراليجا» را نام برد در گوشه ي شمال غرب شيور كه با همين نام كاروانسراي قديمي نيز هنوز نشانه هايي دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1392ساعت 1:11  توسط جعفر خضوعي  | 

به بهانه ي « تعطيلي ورزقان نيوز» و براي آقاي نصيرزاده

آقاي عليرضا نصيرزاده وبلاگ موفق خود با نام « ورزقان نيوز » را به « آكادمي فلسفه » تغيير نام و رويه داد و در « پست »ي نوشت: « داهابو گوندن ورزقان نیوزون آدین فلسفه آکادمی سی قویدوم، داها چالیشاجاغام دوشونجه، تئوری،فلسفه موضوعلاریندا قوللوغوزدا اولام».

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

« رسانه های مجازی در ارسباران همپای دیگر نقاط کشور خوب شروع کردند. وبلاگ ها و سایت های شخصی غیررسمی که با « پست » های خبری و یادداشت های خود و نیز پیوند اخبار خبرگزاری ها در ارتباط با ارسباران توانسته اند در امر اطلاع رسانی وارد عمل شوند. رسانه هایی که به عنوان نمونه بیش و پیش از مطبوعات، خبر کشته شدن « شوکا » ی کلیبر در تبریز را در فضای اینترنت پخش کردند و خبر را به نظر ده ها هزار کاربر اینترنتی رساندند. این مهم در ورزقان بیش تر مورد توجه بوده است. این وبلاگ ها با پیوند دادن همدیگر و لینک پست های یکدیگر شبکه ی ارتباطی گسترده ای ایجاد می کنند که تا حدودی جای خالی جراید مکتوب را پر می سازند».

آن چه آمد، بخشي از مقاله ي «‌ ايفاي نقش مطبوعات ارسباران در گذر تاريخ » بود كه در دومين همايش توسعه ارسباران ( پاييز ۱۳۸۸) ارائه دادم. آنجا اشارتي به گستردگي و ناهمواري منطقه، تعدد و پراكندگي سكونتگاه هاي روستايي قره داغ و مشكلات ارتباطي در آن كرده بودم. در آن مقاله ضمن تشريح اهميت مطبوعات و رسانه هاي مجازي تصريح كردم كه «  ... باید زمینه ی راه اندازی وبلاگ برای تمام روستاهای منطقه فراهم گردد و همه ی آن ها با لینک و پیوند به هم بپیوندند». آنجا گفتم كه بايد «... فعالیت خبری در گوشه گوشه ی ارسباران حرکت یابد. بر تعداد جراید منتشره برای ارسباران افزوده شود و قلمداران جمع شوند و همت کنند و روزنامه ای برای ارسباران منتشر سازند. راه اندازی خبرگزاری ارسباران نیز از ضروریات است تا به طور گسترده به تولید خبر از این منطقه بپردازد و مطبوعات محلی در سطح ارسباران و استان و نیز کشور از آن استفاده کنند».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1392ساعت 14:59  توسط جعفر خضوعي  |