X
تبلیغات
یوخا

یوخا

یوخا،‌ نانی است که دیرزمانی سفره ها را جان داده و نمادی است از میراث غنی حیات در قره داغ

اندر موضوع رفتن خلیلی از دانشگاه آزاد اسلامی اهر


یک سال بیشتر طول نکشید. دوازدهم اسفندماه 1391 بر کرسی مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی اهر نشست و حکمش تمدید نشد تا این که هجدهم اسفندماه 1392 آمدند که کنارش بگذارند اما چند تماس برقرار شده، کار را متوقف کرد و این توقف نیز یک ماه دوام آورد و بالاخره هفدهم فروردین ماه امسال آمدند و خلیلی را کنار گذاشتند.

در آمدنش هم نماینده نقش داشت و هم رئیس سابق این دانشگاه و نماینده می گفت از بین 20 نفر به این گزینه رسیده ایم. گزینه ای که اما هیچ تجربه مدیریتی قبل از آن نداشت. سربازی نرفته بود و گویا عضو هیئت علمی هم نبود. از همان ابتدای معارفه، فرجام کارش امیدبخش نمی نمود. به زودی اما یکی از حامیان اصلی اش را از دست داد چون تا جلسه شورای اداری شهرستان رفت و از بدهی بالای دانشگاه گفت. حامی دیگرش اما با او بود و حتی چون او از خروج چند صد میلیون تومان پول از دانشگاه در تریبون عمومی گفت. چیزی که دکتر رضایی توضیح داد همه واحدها برای ساخت مجموعه رفاهی مشترک در مرکز استان پرداخته اند. اما او بالاخره این حامی دوم را هم از دست داد و رفتنی شد. وقتی هم که بود مدام از عدم همکاری برخی از کارکنان و به ویژه معاونانش می گفت.

او مدیر نبود اما در حد خود و در حد سن و سال خود یک سال دوام آورد و شاید اگر آنها که آورده بودندش او را مدیریت می کردند و یاری اش می کردند، می توانست حداقل گلیم دانشگاه را از « تونل بحران مالی» که خود آن را پیش کشیده بود، بیرون بکشد.

مسئله اکنون رفتن خلیلی نیست. مسئله آمدنش بود. چه کسانی و چرا او را آوردند؟ اکنون که همان ها او را برداشتند بی تردید بر عملکرد ضعیفش انگشت می گذارند و جا دارد به مردم اهر توضیح بدهند. چرا باید دانشگاه آزاد اسلامی که مهم ترین کانون اقتصادی بعد از بازار اهر است و متحول کننده اقتصاد این شهر در دهه اخیر شده است با مدیران کم سن و سال و بی تجربه اداره شود. اگر می خواستند مدیر بهتری بیاورند و برای این کار ماه ها وقت داشتند، چرا مدیر بهتری نیاوردند. مدیری حتی بهتر از دکتر رضایی. حالا علی الحساب میز مدیریت این دانشگاه را به کسی مثل خلیلی سپردند و رفتند تا بعد...

موقع آمدن آقای خلیلی و  اندر موضوع تغییر رئیس دانشگاه آزاد اسلامی اهر صریح نوشته بودم و جمله ای از آن را اکنون باز می گویم که؛ « اگر دانشگاه آزاد ضعيف شود و اهر از اين حيث آسيب ببيند، مسببين بايد شناسايي و رسوا شوند». در سالی که گذشت دانشگاه آزاد اهر ضعیف شد و آسیب دید. پس آنچه اکنون باید برجسته شود، نه رفتن خلیلی؛ بلکه بازیچه قرار گرفتن او و بازی با دانشگاه آزاد اسلامی اهر و منافع شهر اهر است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 22:14  توسط جعفر خضوعي  | 

سریال پایتخت و رستم ارسباران



در سریال « پایتخت 3 » که از شبکه یک پخش می شود، دیشب موضوع بسیار مهم و ارزنده ای پیش کشیده شد. پیراهن تیم ملی و تصویر یوزپلنگ ایرانی و بحث حفاظت از حیات وحش و مسئله ی؛ کار سخت و در عین ارزشمند محیط بانان. راه  مهم ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست و رفتار مناسب و محترمانه با طبیعت و حیات وحش همین است. کارهای نمادین بسیار لازم است. بازگشت خانم ابتکار ـ بانو و مادر محیط زیست ایران ـ به سازمان حفاظت از محیط زیست کشور بسیار موجب امیدواری شد. چه؛ در سال های گذشته « محیط زیست ایران 60 پله تنزل کرده است». خانم ابتکار در دولت آقای خاتمی نیز رئیس این سازمان بود و سخت گیری ها و ملاحظات زیست محیطی در کشور خوب بود اما در دولتین نهم و دهم چنان نشد.

نقش « بهبود فریبا » محیط بان این سریال، نقش همه محیط بانان زحمت کش کشور است. نقش آقای « رستم علیپور» است که دو سال پیش در منطقه حفاظت شده ارسباران با تیر شکارچی متخلف ـ « قاضی قلابی» ـ مصدوم و راهی بیمارستان شد. امیدوارم در منطقه ارسباران ما که منطقه ای با حساسیت بالا از نظر زیست محیطی است، شاهد توجه لازم به فرهنگ سازی در حفاظت از محیط زیست صورت گیرد. به جای این که مسئولان ما تیم فوتبال تراکتورسازی را نماد مردم آذربایجان بخوانند، تصویر سیاه خروس را به عنوان نماد انتخاب شده حیات وحش استان بر پیراهن چنین تیم هایی بیاورند. چه قدر جای نمایش فداکاری رستم ارسباران در شبکه استانی سهند ما خالی گذشت.

روز سیزدهم خردادماه سالروز مصدوم شدن آقای علیپور است و قبلاً هم پیشنهاد کرده بودم که این روز به عنوان روز محیط زیست ارسباران گرامی داشته شود و برای شروع از آقای علیپور تجلیل شود. حتی سال پیش در پی یک سفر نوروزی به خداآفرین و گزارشی با عنوان « فصل خداآفرین» آورده بودم که اگر قرار است جاده کلیبر ـ جانانلو روز به روز شلوغ تر شود، ملاحظات زیست محیطی باید زیادتر شود. آورده بودم که سردیسی از آقای علیپور در ورودی این مسیر ( منطقه حفاظت شده ارسباران ) نصب و فداکاری او برای نسل امروز و فردا در کتیبه ای نوشته شود.

ضرورت ما در منطقه ارسباران این است که هر شهروند ارسبارانی یک محیط بان باشد و بیش از این نسل گونه های جانوری به سوی انقراض پیش نرود. امروز هر قدمی برای محیط زیست مبارک و فرخنده است. از شهروندی که خبر می دهد در مسیر اهر ـ ورزقان، پرنده ها گرفتار برف و سرما شده اند تا مأموران زحمت کش محیط زیست اهر که به یاری آن ها می شتابند. از صعود به سبلان برای حفاظت از محیط زیست ارسباران و انتخاب تصویر « سیاه خروس» به عنوان نماد این برنامه و...


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 16:32  توسط جعفر خضوعي  | 

جاده کلیبر ـ جانانلو و پل میانگذر دریاچه ارومیه!!



احداث جاده 40 کیلومتری کلیبر ـ جانانلو با هشدارهای زیست محیطی همراه بود چرا که درست از منطقه حفاظت شده ارسباران عبور کرده است. این جاده که عملیات ساخت آن از سال 1376 آغاز شده بود، بالاخره 29 شهریورماه سال 1391 با حضور معاون اول رئیس جمهور وقت به بهره برداری رسید. علت طول کشیدن و تأخیر ساخت این پروژه بحث های زیست محیطی بود.

هنوز زمان زیادی از افتتاح این جاده نگذشته بود که رئیس سازمان محیط زیست آذربایجان شرقی اعلام کرد؛ « جاده كليبر ـ جانانلو حيات وحش ارسباران را تهديد مي كند». بیوک رئیسی دوازدهم دی ماه همان سال به خبرگزاری فارس گفت؛ « يکی از مشکلات حیات وحش در منطقه حفاظت شده ارسباران را احداث جاده کلیبر ـ جانانلو است». و تصریح کرد: « مسئولان تعهدات و تدابیر کارشناسی محیط زیست مبنی بر راه‌اندازی روگذر عبور حیات وحش، پاسگاه‌های حفاظتی و احداث فنس و نرده‌های ممانعت کننده ورود افراد و حیات وحش به جاده را انجام نداده‌اند که این موضوع تهدیدی مهم برای حیات وحش موجود در این منطقه است». رئیسی همان روز اعلام کرد؛ « نتیجه سرشماری حیات وحش در تمام مناطق استان به جز جاده جانانلو مثبت است».

اخیراً در محور کلیبر ـ جانانلو دو پل روگذر عبور حیات وحش در عرض این مسیر در حال ساخت است که هرگز کافی نیست و قطعاً که مسئولان امر این کار را ادامه می دهند. جریان رود در کناره جاده مورد بحث و مناظر زیبای مسیر باعث شده است که در اغلب اوقات سال گردشگران در اطراف رود مستقر شوند. در تعطیلات نوروزی با گذری از این محور شاهد تعداد زیاد گردشگران خواهیم بود که در کناره های رود مشغول تفرج هستند.

جاده کلیبر ـ جانانلو همانند پل میانگذر دریاچه ارومیه، منطقه حفاظت شده ارسباران را منقطع ساخته و ارتباط حیات وحش بین دو سوی این محور و حتی دسترسی به آب رود را دشوار ساخته است.

حضور گسترده گردشگران و تسهیل دسترسی شکارچیان به منطقه حفاظت شده ارسباران از نتایج احداث این جاده است و اگر اقدامات و برنامه های حفاظتی گسترده صورت نگیرد، پیامدهای زیبانباری برای محیط زیست و حیات وحش منطقه خواهد داشت.

با توجه به قابلیت بالای گردشگری این مسیر، بهتر است مسئولان امر موضوع گردشگری در این مسیر را با مطالعات و ملاحظات زیست محیطی لازم مورد توجه قرار دهند تا کوچک ترین آسیبی از این رهگذر به منطقه حفاظت شده ارسباران وارد نیاید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 12:48  توسط جعفر خضوعي  | 

وقتی طبیعت هدیه ما را پس می دهد!!

شهر اهر، یعنی مردم اهر روزانه حدود 90 تن زباله تولید می کند و این همه زباله در چهار کیلومتری غرب این شهر و در محلی موسوم به جاده قدیم آذغان دفع و دفن می شود. پس از سال ها وعده و وعید مبنی بر احداث کارخانه کمپوست زباله سرانجام 23 آذرماه سال گذشته این کارخانه با حضور استاندار سابق به بهره برداری رسید. البته هنوز کامل نبود. چندی نگذشت که خبر رسید کارخانه کار نمی کند و زباله ها دوباره به محل سابق می روند. خبر تعطیلی این کارخانه را اما نوزدهم دی ماه امسال فرماندار شهرستان اهر در آیین معارفه شهردار جدید این شهر اعلام کرد و گفت: کارخانه کمپوست زباله بیست روز بعد از افتتاح تعطیل شد.
زباله و فاضلاب تنها هدیه انسان به طبیعت است و زباله ما اهری ها همچنان در فضایی نزدیک شهر به اصطلاح دفع می شوند. اما کیسه های نایلونی رها شده در باد منظره عجیبی در زمین های کشاورزی اطراف ایجاد می کند. امروز یک دوست ضمن تماس تلفنی از وضعیت تأسف بار باغات مسیر جاده شمالی اهر خبر داد.
شاید این درس طبیعت است که زباله ها را به خودمان برگردانده است. به ما که خیری برای طبیعت نداریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 16:51  توسط جعفر خضوعي  | 

20 اسفند؛ زادروز پروفسور آخوندی / تندیس آخوندی را به میدان بیاورید

پروفسور محمود آخوندی نخستین پروفسور حقوق در ایران که از او به عنوان پدر آیین دادرسی ایران نیز نام برده می شود، متولد 20 اسفند سال 1312 در اهر است.
او با وجود جدایی از اهر و سکونت در تهران هنوز هم به زادگاه خود عشق می ورزد. آخوندی در گفتگو با گویا گفته بود؛
« اهر برای من شهری زیبا و دوست داشتنی است».

فروردین ماه سال 1392 محمدعلی مولاخواه شهردار سابق اهر ضمن عقد قرارداد با یک مجسمه ساز اقدام به ساخت تندیس آخوندی کرد.

چندماه بعد تندیس آخوندی آماده شد و برای نصب آن در میدان مقابل دادگستری، تابستان امسال تندیس موجود در آن میدان ( که چند سال پیش از طریق شورای اسلامی دوره دوم تهیه و نصب شده بود و پس از خریداری نامی برای آن تعیین کرده بودند)، برداشته شد تا تندیس جدید نصب گردد اما هنوز خبری از نصب تندیس آخوندی نیست.

انتظار می رود شهردار جدید نسبت به نصب این تندیس اقدام نماید. اگر انتظار نمی رود که به این زودی ها گرامیداشتی برای این چهره برجسته اهری در زادگاهش برگزار گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 21:38  توسط جعفر خضوعي  | 

انتشار صدای ارسباران از بام آذربایجان


اواخر پاییز بود که امیر یوسفیان دوست خوب من و طبیعت ارسباران از ایده صعود به سبلان با پیام حمایت از ارسباران سخن به میان آورد. این کار با سختی ها و ملاحظاتی همراه بود اما او سعی خود را کرد و کار را پیش برد و در نهایت با حمایت و مساعدت تعدادی از طبیعت دوستان و دوستداران ارسباران عملی شد. صحبت این بود که قله سبلان بلندترین نقطه و بام فلات آذربایجان است. البته نگاه خوب شکل گرفته فراتر از محیط زیست بود اما این حوزه و اهمیت و حساسیت های آن در منطقه ارسباران چنان بالاست که درخور توجه و تلاش مستقل می باشد. این گروه و این برنامه تصویری از « سیاه خروس» را که گونه در معرض انقراض ارسباران است، نماد صعود انتخاب کرده بودند که در پوستر ویژه برنامه نیز نشسته بود.

صعود به قله سبلان نهم اسفند ماه با شرکت احد آخجسته، حسن نوبهار و مهدی حسن زاده با سرپرستی و سازماندهی امیر یوسفیان و توسط دیده بان کوهستان ایران انجام گرفت.

این صعود و این برنامه نمادین البته می توانست با ابعاد رسانه ای وسیع و با حمایت مسئولان منطقه انجام گیرد تا پیام آن انعکاس گسترده ای پیدا کند. به هر حال محیط زیست ارسباران به ویژه در سال های اخیر به خاطر گسترش گردشگری، راه سازی و انجام دیگر پروژه های عمرانی، اکتشاف و استخراج معادن و حتی شکار در معرض تهدید قرار گرفته است.

می شد اما نشد که این گروه با بدرقه ویژه در صبح روز پنج شنبه راهی سبلان شوند و موقع بازگشت نیز مورد استقبال قرار گیرند. می شد اما نشد که نشست خبری با حضور برنامه ریزان و صعود کنندگان ترتیب یابد و در برنامه ای از آن ها تقدیر شود که البته موضوع تقدیر و تشکر در پایین ترین حد انتظار است چون کار بسیار بزرگ این کوهنوردان رسالت و هدفی بسیار بالا را به همراه داشت.

در نهایت ضمن سپاس از کوهنوردانی که این برنامه را عملی کردند و آرزوی توفیق و سلامتی برای آنها، امید می رود که این برنامه نمادین کانال و راهی بگشاید تا حفاظت و حمایت از محیط زیست ارسباران به دغدغه ی عمومی تبدیل شده و ملاحظات و حساسیت های زیست محیطی لازم در روند توسعه ی منطقه بروز یابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت 14:51  توسط جعفر خضوعي  | 

بگذارید صدای اهر هم به گوش مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی برسد

دوازدهم اسفندماه طی مراسمی با حضور علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، علی اکبر صفی پور به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی معرفی شد. گویا پس از سخنرانی علی داننده مدیرکل سابق و ارائه آمارهایی از اقدامات خود در این اداره کل، اسفندیار قره باغی ( هنرمند عرصه موسیقی) نزد وزیر رفته و گفته است؛ « من صدای انقلابم، صدایی که سال ها پیش ترانه آمریکا آمریکا را خواند.تمام آمارهایی که از این چند سال در مورد وضعیت فرهنگی تبریز شنیدید دروغی بیش نبود...». و محمد اسماعیل سعیدی نماینده تبریز و رئیس مجمع نمایندگان استان هم در پشت تریبون از وضعیت فعلی تبریز گلایه کرد که با گذشته موفق خود هم خوانی ندارد. او گفت؛ « هنرستان میرک ما که هنرستانی تاریخی در حوزه پرورش هنرمندان برجسته به شمار می رفت امروز تعطیل شده...».
حتی عده ای از هنرجویان هنرستان تعطیل شده میرک در بالکن سالن مجتمع فرهنگی تبریز ( محل برگزاری مراسم) با برگ هایی که در آن « میرک» نوشته شده بود اعتراض خود را به تعطیلی این هنرستان اعلام کردند.
اما هیچ صدا و اعتراضی از این سوی استان و از قره داغ و از اهر آنجا بلند نشد. کسی نگفت که چرا در قلب قره داغ و در خاستگاه عاشیق قدمی برای نکوداشت هنرمندان ریش سفید این عرصه همانند عاشیق عبدی برداشته نمی شود. چرا درخواست مجوز برای برگزاری گرامیداشت استاد بارز پاسخی نگرفت؟ چرا ساختمان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر با گذشت 20 ماه از وقوع زلزله 21 مرداد سال گذشته هنوز بازسازی نشده است؟ چرا انجمن شعر این اداره تعطیل است؟ چرا هنرمندان تئاتر سالنی از خود برای عرضه هنرشان ندارند؟ چرا شهری که تئاتر ویژه زیر 5 دقیقه ای را ابداع و تا پنجمین مرحله در سطح کشوری پیش آورده است، خانه و سالن و دبیرخانه دائمی ندارد؟ چرا تنها سینمای اهر تعطیل است؟ و...
آیا صدای اهر هم به گوش مدیرکل جدید خواهد رسید یا این که نظر عده ای قلیل ملاک وضعیت مطلوب فرهنگ و هنر و ادب در این شهر تاریخی خواهد بود؟
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت 23:36  توسط جعفر خضوعي  | 

در حاشیه تذکر فلاح به وزیر نفت/ مدیر کل اهری شرکت گاز استان؛ فرصت یا تهدید؟!

همزمان با دهه فجر گازرسانی به 9 روستای شهرستان اهر در محور مشگین شهر به بهره برداری رسید. رئیس اداره گاز اهر در آن آیین گفت؛ « هم اکنون 115 روستای اهر به شبکه گازرسانی متصل هستند و عملیات گازرسانی به 30 روستای دیگر در حال اجراست». مدیرکل گاز استان نیز با اشاره به این که 77 درصد جمعیت روستاهای استان به شبکه گازرسانی پیوسته اند، گفت؛ « گازرسانی به 72 درصد روستاهای اهر انجام گرفته و تا پایان سال جاری به 77 درصد می رسد». ولی اله دینی همچنین گفت: « با تکمیل پروژه گازرسانی به 30 روستای دیگر اهر، میزان برخورداری این شهرستان از نعمت گاز در نیمه اول سال 93 به 88 درصد افزایش می یابد که رقمی بالاتر از متوسط استانی است». در پی آیین بهره برداری از گازرسانی به 9 روستای اهر و این اظهارات، بیست و سوم بهمن ماه نشریه گویا گزارشی با تیتر؛ « شتاب گازرسانی به روستاهای اهر» منتشر کرد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 15:51  توسط جعفر خضوعي  | 

نظری بر هویت فرهنگی ارسباران ( اهر) و غفلت های موجود


اولین نامه به مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در دولت روحانی

امروز با حکم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی  آقای علی اکبر صفی پور به عنوان مدیرکل جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در دولت روحانی معرفی شد. این رویداد را بهانه می کنم تا نوشتاری را که حدود چهارسال پیش به درخواست نماینده سابق نوشته بودم تا وی به مدیرکل سابق برساند، به عنوان نامه سرگشاده برای مدیرکل جدید منتشر می کنم. موضوع به حوزه فرهنگ و هنر و ادبیات ارسباران و اهر مربوط می شود. این را اضافه می کنم که امسال شاهد رویداد بزرگ هنری در اهر بودیم و آن برگزاری پنجمین جشنواره ابداعی ویژه اهری ها در سطح کشوری بود و مهم ترین خواسته اش تعریف و تشکیل دبیرخانه دائمی برای آن بود. پس از درگذشت استاد بارز ( 24 آبان 1390 ) تلاش یکساله برای برگزاری یادواره و گرامیداشت برای ایشان نتیجه نداد و به عبارتی از اداره ارشاد ندایی نرسید. همچنین بر فراز تپه ای در شرق اهر ساختمان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهر که در زلزله 21 مرداد سال گذشته تخریب شده، هنوز قدمی در بازسازی اش برداشته نشده است.

ساختمان تخریب شده اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر در زلزله 21 مرداد ارسباران ( عکس: معصومه فریبرزی)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 20:21  توسط جعفر خضوعي  | 

آیا مهاجرت از شهرستان اهر متوقف و معکوس شده است؟!

سرشماری رسمی سال 1385 نشان می داد که نرخ بیکاری شهرستانه اهر 23 درصد است. این را نماینده سابق اهر و هریس در مجلس به زلزله 23 ریشتری مانند کرد و مدام در نطق هایش بر آن تأکید کرد. چیزی که اما استاندار وقت آن را خطای آماری خواند و رفت.

آخرین روز بهمن ماه سال جاری، اهر میزبان استاندار جدید بود. جبارزاده برای افتتاح فاز نخست مجتمع تولیدی و خدماتی عزال ارسباران آمده بود که البته همانجا فرماندار شهرستان اهر در دولت تدبیر و امید را هم معرفی کرد (!!). در این آیین و از سوی سخنرانان نکاتی در خصوص وضعیت شهرستان اهر بیان شد که نقد همۀ آن ها مجال دیگری می خواهد. در این مجال تنها به یک گزاره از سخنان فرماندار شهرستان اهر می پردازم. رضا صدیقی گفت: « مهاجرت در شهرستان اهر متوقف و معکوس شده است».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 15:13  توسط جعفر خضوعي  | 

فرمانداران ورزقان و هریس آمدند؛ هیچ یک قبلاً فرماندار نبوده اند

سرانجام پس از طی بیش از شش ماه از آغاز دولت روحانی، تغییر فرمانداران در آذربایجان شرقی کلید خورد. دکتر جبارزاده استاندار آذربایجان شرقی نخستین سفر شهرستانی خود را به منطقه ورزقان کرده بود و پس از آن نیز اخیراً در جریان بحران برف و کولاک به این شهرستان آمد. اکنون او تغییر فرمانداران را نیز از منطقه ارسباران آغاز کرد و امروز فرمانداران جدید شهرستان های هریس و ورزقان با حضور او در این شهرستان ها و طی مراسمی معرفی شدند. اگر این توجه و این آغازها از یک نگاه و نگرش خاص و شناخت برآمده باشد، مایه امیدواری است. 

منطقه ارسباران حتی بنا به اذعان خود مسئولان از محرومیت رنج می برد و نرخ بیکاری و مهاجرت بالایی دارد. حتی شهرستان اهر در این منطقه طبق جدول درصد جمعیت زیرخط فقر شهرستان های کشور، فقیرترین شهرستان شمال غرب کشور شناخته شده است. این منطقه با هزار روستای خود مدام جمعیت خود را از دست می دهد چنانکه در سرشماری های دوره ای کشور همواره با کاهش جمعیت مواجه بوده است. کاهش مداوم جمعیت در خیلی موارد برای شهرستان های منطقه زیانبار بوده برای مثال در اختصاص برخی امتیازات و از جمله ارتقای سطح مدیریتی مشکل ساز بوده است. بیکاری مهم ترین مشکل در منطقه است و آنطور که فرماندار اهر گفته است؛ تنها در این شهرستان ده هزار نفر بیکار تحصیل کرده وجود دارد.

عنایت مختصر به عقب افتادگی شهرستان های منطقه و فقر و محرومیت در آن، معلوم می دارد که متأسفانه این منطقه از سوء مدیریت رنج برده است و در دولت های مختلف مدیران باتجربه به این سوی نیامده اند و به عبارتی در توزیع مدیران نیز عدالت رعایت نشده و بی عدالتی در عدالت ورزی و توزیع ناعادلانه امکانات و اعتبارات و سوء مدیریت دست به دست هم داده و منطقه را عقب نگاه داشته است.

این همه باید مسئولان استان را به هوش آورد که برای این منطقه مدیران با تجربه تعیین کنند و با ارتقای سطح مدیریتی، مشکلات آن را رفع نمایند. این منطقه سال گذشته مصیبت دیگری را نیز متحمل شد و آن وقوع زلزله ویرانگر 21 مرداد بود. چنین است که به ویژه فرمان شهرستان های ورزقان، هریس و اهر باید به دست رانندگان باتجربه و کاردان سپرده شود.

به هر روی امروز با حضور استاندار آذربایجان شرقی در شهرستان های ورزقان و هریس، به ترتیب علی وفادار و حسن یحیوی به عنوان فرماندار جدید این شهرستان ها معرفی شدند. آن طور که از سوابق آن ها برمی آید هیچ کدام قبلاً فرماندار نبوده اند. این نشانه و شروع خوبی به نظر نمی رسد اما باید نشست و دید تا چه پیش آید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت 19:8  توسط جعفر خضوعي  | 

حسین، خدمتگزار متعهد بود

نامش حسین است. از رفته گران شهرداری اهر که چند سال است به مقام بازنشستگی نائل آمده است. بارها و بارها او را مثل بسیاری از همشهریانم در خیابان ها و معابر دیده بودم. برخاستن پیش از طلوع آفتاب برای خدمت، نعمت خدادادی است که نصیب هرکسی نمی شود و نصیب « حسین» شده بود. هر وقت و هر جا که صحبت او می شد، همه از وجدان کاری و درستکاری و عشق به کار در او سخن می گفتند. تا حالا مسئولان بسیاری اعم از نماینده و فرماندار و شهردار و... در سطوح مختلف به اهر آمده اند و رفته اند و من بر همه شان درود می گویم اما « حسین » را بهترین خدمتگزاری می دانم که تا حالا در اهر کار کرده است. او با کار چنان بود که عین کار و تلاش بود. عین همت و تعهد در کار. اگر همۀ ما چنین بودیم در کارمان، شهر و دیار و اوضاع و احوال بهتری داشتیم.

در آرشیو تصاویر رایانه ام دنبال عکسی بودم که به عکسی از حسین ( متعلق به 7 سال پیش) برخوردم و ضرورت یافتم که یادی از ایشان بکنم و یاد و نامش را گرامی بدارم. یادم است که چنین یادی نیز سال ها پیش در نشریه گویا از ایشان کرده بودیم. خدایا نعمت و هنر تعهد در خدمت را همانند « حسین» بر همه ی ما نیز ارزانی بدار و حسین و خانواده اش را سلامت بدار.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت 11:19  توسط جعفر خضوعي  | 

در چند و چون انتخاب فرماندار جدید برای اهر

این روزها یکی از حرف و حدیث های عمده در پیشخوان افکار عمومی تعیین فرماندار جدید در شهرستان های منطقه ارسباران است. منطقه ای که کمتر شاهد حضور فرمانداران با تجربه و قوی بوده و به عبارت بهتر یکی از دلائل عقب افتادگی این منطقه سوء مدیریت دولتی بوده است. به هر حال فاز پیش روی گسترش دولت تدبیر و امید در کشور، تغییر فرمانداران است و این اتفاق در حال آغاز است. شهرستان های شمالی ارسباران ( کلیبر، خداآفرین و هوراند ) تحت نمایندگی ارسلان فتحی پور است و او با فرمانداران حاضر مشکلی ندارد و گاه همراهی و همکاری شان گره گشا بوده اما در کل فاقد تجربه و توان لازم بوده اند. برخی را هم عقیده بر این است که این تفاهم ناشی از مطیع بودن محض فرمانداران است. در نیمه جنوبی این منطقه اما فرمانداران شهرستان های اهر، ورزقان و هریس چندان که باید با نماینده مربوط همراه و همساز نیستند. این مسئله در ورزقان و هریس به خوبی آشکار شده و تضادها و تنش های میان فرمانداران این شهرستان ها با نمایندگان مربوط حتی رسانه ای هم شده است. در اهر نیز اگرچه اختلاف میان فرماندار و نماینده به ویژه پس از وقوع زلزله در منطقه بیشتر شد اما خودداری و تحمل فرماندار مانع از گسترش اختلاف و رسانه ای شدن آن شد.

انتخاب فرماندار برای ورزقان و هریس به نظر می رسد تا حدودی قطعی شده چرا که یک نام مشخص در چند روز اخیر مطرح شده است اما برای اهر چنین نبوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 19:22  توسط جعفر خضوعي  | 

صعود زمستانی به سبلان با شعار حمایت از ارسباران


یکی دو ماه پیش بود که یک دوست دوستدار طبیعت از ایده ای جالب سخن به میان آورد. او گفت می خواهیم جمعی از کوه نوردان ضمن یک صعود زمستانی به قله سبلان پیام حمایت از ارسباران صادر کنیم. آنها جمعی از فعالان محیط زیست و کوهنوردان هستند که دیده بان کوهستان نیز با آن ها همراه می شود. تصمیم شان کم کم دارد عملی می شود آن ها قصد دارند اسفندماه امسال این برنامه را اجرا کنند. ارسباران منطقه ای است که باید به درستی معرفی شود و حفاظت از محیط زیست آن باید محوری ترین ملاحظه در فعالیت های اقتصادی منطقه باشد. حساسیت های زیست محیطی منطقه باید بیشتر از قابلیت های آن مورد شناسایی و اعلام شوند. کار این کوهنوردان اقدامی نمادین در اعلام همین حساسیت هاست. در واقع آن ها تا بلندترین نقطه ی فلات آذربایجان یعنی قله سبلان در ارتفاع 4811 متر بالا می روند تا با صدای رسا بر ضرورت حمایت از ارسباران تأکید کنند.

آنها این کار بزرگ را با هدف؛ « تلاش در جهت شناساندن ارزش های منطقه ارسباران و حساس سازی همگانی در این مورد، ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست در جهت تحقق هدف زیست پایدار، تلاش در جهت جلب مشارکت مردم منطقه در حمایت از محیط زیست ارسباران و...» صعود زمستانی به سبلان را انجام می دهند. نماد برنامه « صعود زمستانی به سبلان با شعار حمایت از ارسباران »، سیاه خروس است. پرنده زیبای در معرض انقراض که زیستگاه آن در ایران محدود به منطقه ارسباران است.

اگر بهره برداری از قابلیت های متنوع ارسباران بدون توجه به حساسیت ها و آسیب پذیری های طبیعت آن انجام گیرد، در آینده ای نزدیک این منطقه به سرنوشت تلخ دریاچه ارومیه دچار خواهد شد.

برنامه صعود به سبلان در حمایت از ارسباران راهی را می گشاید و باب گفتگویی را باز می کند تا همه به ارزش های زیست محیطی این منطقه توجه بکنیم.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 19:0  توسط جعفر خضوعي  | 

از تهران تا ورزقان؛ درسی که دکتر روحانی و دکتر رحمتی دادند

توزیع چندقلم مواد غذایی تحت عنوان « سبد کالا » در شهرهای مختلف کشور، با حاشیه های بسیار همراه شد. هجوم شهروندان به مراکز عرضه این کالاها، صحنه های ناشایستی شکل داد و همه از  لگدمال شدن« کرامت انسانی» سخن گفتند. اگرچه چنین مسائلی پیشتر بیشتر رخ می داد اما مهم این بود که همگان اذعان کردند که چنین رفتاری با مردم درست نیست. یک اقدام مهم دیگر این بود که دکتر روحانی رئیس جمهور شانزدهم بهمن ماه در گفتگوی زنده تلویزیونی از مردم کشور به خاطر مشکلات ناشی از توزیع سبد کالا « عذرخواهی» کرد. رفتاری که همه پسندیدند. کاری که خیلی ها باید می کردند و نکردند و باید بکنند و نمی کنند.

سه روز بعد (نوزدهم بهمن ماه) اتفاق دیگری افتاد اما نه در پایتخت که در گوشه محروم کشور و در ورزقان. دکتر کامران رحمتی شهردار ورزقان بنا به دلائلی که خود آن را « برخی ناهماهنگی ها و سنگ اندازی ها» عنوان کرد، ضمن عذرخواهی از مردم ورزقان از سمت خود استعفا داد. البته این استفعا چند ساعت بیشتر دوام نیاورد و امام جمعه و اعضای شورای اسلامی شهر او را راضی ساختند که استعفای خود را پس بگیرد.

دکتر رحمتی جوان است و شایسته. وقتی دید نمی تواند جلو برود و وظایف قانونی خود را انجام دهد، استعفا داد. کاری که خیلی از مسئولان ما نمی کنند. در سطح کشوری و در سطح منطقه ای و شهرستانی. دکتر رحمتی حداقل به مسئولان منطقه قره داغ درس داد که اگر نمی توانید به کار قانونی خود ادامه دهید، چرا بمانید؟ چرا باج بدهید؟ چرا روز به روز در کجراهه های دیگران همراه شوید؟ هرچند این امر نافی تحمل و مدارا و سیاست ورزی برای پیش بردن امور نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:40  توسط جعفر خضوعي  | 

آقای استاندار، تیم تراکتورسازی نماد مردم آذربایجان نیست

استاندار آذربایجان شرقی در دولت روحانی نیز پای در جای پای استاندار دولت احمدی نژاد گذاشت و بالاخره جایگاه تیم تراکتورسازی تبریز را تا مرتبه رفیع « نماد مردم آذربایجان» بالا برد. جبارزاده هفدهم بهمن ماه در شورای اداری استان گفت: « تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز نماد مردم آذربایجان است».

جبارزاده پیش از آن، گفته بود؛ « معتقدیم تیم تراکتورسازی تنها تیم تبریز و آذربایجان شرقی نیست بلکه امروز تراکتورسازی به یک سرمایه ملی تبدیل شده است».

احمدعلیرضا بیگی استاندار سابق آذربایجان شرقی نیز چنین رویکرد و نگاهی به تیم تراکتورسازی داشت. او خردادماه سال گذشته در جشن نايب‌قهرماني تيم فوتبال تراكتورسازي تبريز در ليگ برتر گفت؛ « تیم تراکتورسازی سفیر فضیلت های مردم آذربایجان است». عليرضا بيگي تصريح كرد؛«  تراكتورسازي در همه ميادين به عنوان نماد آذربايجان حضور مي‌يابد».

این نوشتار و این نقد نافی ضرورت توجه به تیم های ورزشی و به ویژه تیم موفق تراکتورسازی نیست اما نکته اینجاست که اساساً برای یک مسئول دولتی در سطح استاندار، چه تفاوتی می تواند بین تیم های یک استان باشد؟ مگر استاندار تهران نیز رویکرد مشابهی نسبت به تیم پیروزی یا استقلال دارد؟ مگر استاندار تهران هم مدام شعار می دهد که مثلاً استقلال یا پیروزی نماد مردم تهران و یا حتی نماد « فارس»هاست. از طرفی مگر آذربایجان، تاریخ و تمدن و فرهنگ دیرین و غنی ندارد که بتوان از درون آن؛ « نماد»ی برای مردمش یافت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 15:42  توسط جعفر خضوعي  | 

این « زبان محلی» از کجا می آید؟!

هفتم بهمن ماه در نشست مشترک وزیر آموزش و پرورش و اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی و در پی طرح موضوع « آموزش ادبیات بومی و قومی مطابق اصل 15 قانون اساسی» از سوی وزیر، برخی از اعضای این فرهنگستان به این موضوع واکنش نشان دادند. بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، محمدعلی موحد گفت: « دولت باید از مداخله مستقیم در آموزش زبان های محلی و بومی خودداری کند... اگر دولت بخواهد به حوزه زبان های محلی وارد شود، کار ما زار است». در این اظهارات علاوه بر کلمه ی « محلی»، از عبارت؛ « زبان های مادری» هم استفاده شد. برای مثال، فتح الله مجتبایی گفت: « موضوع آموزش زبان مادری در کشور امری وارداتی است و شک ندارم که این موضوع از خارج به ایران آمده است». وی افزود: « بهترین وسیله برای عقب نگه داشتن یک ملت، بی توجهی به زبان آن است. اگر بخواهیم زبان های مادری مان را به عنوان زبان علمی و آموزش به کار ببندیم، به طور حتم به گذشته برگشت خواهیم داشت و این موضوع خطرناک است و از آن بوی توطئه می آید». 

همزمان یک نماینده مجلس نیز به این موضوع واکنش داد. زهره طبیب‌زاده‌ نوری نماینده مردم تهران٬ ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی، گفت:« تحصیل و آموزش موضوعی نیست که بتوان آن را به زبان محلی درآورد». وی افزود: « آموزش به زبان مادری در کشور به هیج وجه عملیاتی نیست بنابراین اگر دانش‌آموزی از ابتدای عمر با گویش خود آموزش ببیند در انتها محکوم به ماندن در منطقه خود و خدمت در آنجا خواهد بود».

طرح چند نکته؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 19:58  توسط جعفر خضوعي  | 

هنوز دولت تدبیر و امید در شهرستان ها شروع نشده است!



عکس: مهر

دولت تدبیر و امید شکل گرفته و در حال پیش روی است تا بتواند در سطوح مدیریتی کشور امورات را در دست گیرد و با تدبیر مدیریت نماید و امید را در رگ های جامعه جاری سازد. اگرچه دولت روحانی از 12 مرداد امسال دولت برآمده از آرای اکثریت را در پایتخت تشکیل داد اما این دولت با گذشت یک هشتم از عمر خود تازه به مراکز استان ها رسیده است. چنانکه برای مثال؛ روند تغییر مدیران کل و معاونین استاندار آذربایجان شرقی اندک زمانی است که آغاز شده است. دولت دکتر روحانی به درستی در حال پیاده کردن پیام مردم در 24 خرداد امسال را دارد اما شاهدیم که صف آرایی و مقابله در داخل مجلس شورای اسلامی حداقل توسط بخشی از نمایندگان اصولگرا شکل گرفته و کثرت سوال آن ها از وزرا موید همین موضوع است. آن ها که در دولتین نهم و دهم چنان نمی کردند با وجود آن همه کجروی و انحراف و قانون شکنی ها و مفاسد. به قول پزشکیان، نماینده تبریز در مجلس؛ « زمانی که دولت گذشته تورم 50 تا 60 درصدی را به وجود آورد و 2400 وعده و مصوبه تصویب کرد و به آنها عمل نکرد و حتی 75 درصد از اعتبارات طرح ها را در نظر نگرفته بود، این نمایندگان کجا بودند؟».


این یادداشت در شماره 213 دوهفته نامه گویا ( 25 دی ماه 92) چاپ شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1392ساعت 20:12  توسط جعفر خضوعي  | 

جایزه ادبی ورزقان

یکشنبه هفته پیش 22 دی ماه در ورزقان بودم برای حضور در جلسه شورای اداری این شهرستان. قرار گفتگو با فرماندار ورزقان هم داشتیم. متأسفانه سایه سنگین سونگون و محرومیت و بیکاری و اخیراً زلزله و بازسازی و حتی افت و خیزهای انتخاباتی همانند سامانه پرفشاری بوده اند که مانع از صعود اندیشه ها و حرکت های فرهنگی و مدنی در این بخش از قره داغ شده اند. هرچند امسال برگزاری گرامیداشت زنده یاد میرزا محمد بخشی و یادواره زلزله، توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ورزقان چراغ ادب را در این شهر روشن نگاه داشت.

با وجود همه ی انتقاداتی که بر فعالیت سونگون وارد است، این مجتمع به ویژه طی سال های اخیر کمک هایی در حوزه فرهنگ داشته است. کمک مالی به یادواره زلزله و انتشار کتب نمونه هایی از این کمک ها هستند و باید که این کمک ها بیشتر و گسترده تر باشد.

در جریان گفتگو با فرماندار ورزقان از بی توجهی به حوزه فرهنگ و اجتماع در این شهرستان گلایه شد و برای نمونه از خالی ورق خوردن مناسبت هایی چون سالروز درگذشت ستارخان و علامه جعفری و... در تقویم منطقه سخن به میان آمد. آقای فروغی اما گفت که « برای 25 آبان ماه سال گذشته قصد برگزاری برنامه ای برای ستارخان در ورزقان را داشتیم که زلزله آمد و.... ». حال بهتر است مسئولان این شهرستان در فکر برنامه باشکوه برای سال آینده باشند.

عصر آن روز اما در جریان گام های نخست حرکتی قرار گرفتم که نشان می دهد، استعدادهای خوب با اندک فضای مساعد مجال بروز و صعود می یابند. ناهار را در غذاخوری « اوبا » متعلق به آقای فردین الهیاری ـ فعال فرهنگی و اجتماعی و مولف چند جلد کتاب ـ بودیم. سر میز ناهار و در ضمن صحبت ها میان او و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد ورزقان صحبت جایزه ادبی ورزقان پی گرفته شد و بحث گَُل انداخت. من بسیار خوشحال شدم از چنین فکر و حرکتی. جایزه ادبی ورزقان.

صحبت شان بود که در قدم نخست گستره ی این جایزه منطقه قره داغ باشد و .....

آن روز بحث های بسیاری شد. در شورای اداری، صحبت های نماینده، فرماندار، مدیرعامل شرکت مس آذربایجان و... اما؛ تعریف و اجرای« جایزه ادبی ورزقان» بهترین خبری بود که آن روز کلید خورد.   

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 13:12  توسط جعفر خضوعي  | 

هوای پاک را قدر بدانیم


عکس: خبرگزاری مهر

29 دی ماه روز هوای پاک است. شاید این عنوان و این روز را ساکنان شهرهای آلوده بهتر درک می کنند. هوای پاک نعمتی است که آن ها از دست داده اند.

دو سال پیش بود که در جلسه ی شورای اداری اهر اعلام شد که اهر به عنوان شهر پاک در استان شناخته شده است و جالب این که برخی ها این را به شهردار وقت تبریک گفتند. در چنین شهری هنوز مسئله ی هوای پاک چندان مفهوم نیست و به همین دلیل صحبت کردن از نعمت و ثروتی به نام هوای پاک، شاید اینجا قدری عجیب نماید. اما طرح موضوع و ایجاد حساسیت لازم و آموزش و فرهنگ سازی در زمان و مکان محدود نیست.

امام جمعه اهر در نماز جمعه اخیر به این مسئله توجه نشان داد و تصریح کرد؛ محیط زیست را باید سالم نگه داریم و آلوده نسازیم. آقای حاجی زاده؛ جنگل ها و مراتع و کوه های منطقه ارسباران را نعمت بزرگی عنوان کرد و بر لزوم حفاظت از آن ها تأکید کرد.

چنین تأکیدات و تذکراتی همواره باید صورت گیرد و لزوم حفاظت از محیط زیست به ویژه در مدارس و در کلاس های درس مورد بحث و بررسی و آموزش قرار گیرد.

اخبار مربوط به آلودگی هوا در شهرهای بزرگی چون تهران و تبریز مرتب در رسانه ها منعکس می شود و از خطرات و خسارت های آن خبر داده می شود. رفع آلودگی هوا خود اعتبارات زیادی نیاز دارد که اگر آن را از ابتدا برای جلوگیری از آلودگی هوا هزینه کنند، از چنین مخاطره ای پیش گیری می شود.

ممکن است روزی برسد که در منطقه پاک مان اهر و قره داغ ما هم مشکلی به نام آلودگی هوا پیدا کنیم، پس امروز باید این پاکی را قدر بدانیم و در حفاظتش بکوشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 20:13  توسط جعفر خضوعي  | 

مطالب قدیمی‌تر